
از شلوغکاری تا اشتباهات فاحش در گزارش تاریخی دربی
وقت بازنشستگی است آقا جواد
جواد خیابانی هرچند در گذشته برای ما لحظات ماندگاری را خلق کرده اما در اوج خداحافظی کردن انگار با تمام ایرانیها غریبه است و میل به ماندن بیش ازحد مشکلی است که در ایران اپیدمیک است.
به گزارش ایران ورزشی، همین چند روز پیش، دولت قانون جدیدی را تصویب کرد که سن بازنشستگی کشوری را افزایش میداد و احتمالاً خوشحالترین فرد از شنیدن تصویب این قانون جواد خیابانی است. هرچند که این یک شوخی رسانهای بود چرا که آقا جواد اصلاً از قانونی برای بازنشستگی پیروی نمیکند و مدتهاست بر اساس خواست عموم مردم باید بازنشسته میشده ولی انگار خودش شوق به خدمت بیقرار دارد!
جدا از بحث بازنشستگی، سبک گزارشگری جواد خیابانی، در دنیای فوتبال و رسانههای ورزشی ایران، به عنوان یکی از موضوعات جنجالی و بحثبرانگیز شناخته میشود. این نوع گزارشگری نهتنها جذابیت لازم در انتقال پیام و تحلیلهای فنی فوتبال را ندارد، بلکه غالباً به آزار و اذیت مخاطبان تبدیل میشود. اینجا قصد داریم تا به سه مؤلفه اصلی این سبک، شامل شلوغکاری و پرحرفی بیمورد، شعارزدگی و احساساتگرایی بیش از حد، و اشتباهات فاحش و گافهای عجیب، بپردازیم.
۱. شلوغکاری و پرحرفی بیمورد
یکی از بزرگترین مشکلاتی که در گزارشهای خیابانی مشاهده میشود، پرحرفی اوست. زمانی که مخاطب انتظار دارد گزارشگری با تحلیل دقیق و مستند از وضعیت بازی صحبت کند، خیابانی به طرح موضوعات بیربط میپردازد. این شلوغکاری میتواند باعث شود که مخاطب بویژه جوانان، از تجربه تماشای فوتبال محروم شوند و بیشتر به کلیشهها و مشکلات اجتماعی و تاریخی که بههیچوجه در راستای تحلیل مسابقه نیست، گوش دهد.
در یکی از گزارشها، او به طرز عجیبی فراموش کرده بود که یک مسابقه فوتبال در حال برگزاری است و به بررسی مشکلات اجتماعی و سیاسی کشور پرداخت. این نوع شلوغکاری نهتنها به هدف اصلی گزارش آسیب میزند، بلکه فوتبال را به حاشیه میبرد و باعث میشود که علاقهمندان به این ورزش، از تماشای گزارشهای او دوری اختیار کنند.
۲. شعارزدگی و احساساتگرایی بیش از حد
شعارزدگی و ایجاد فضایی احساسی یکی دیگر از ویژگیهای بارز در گزارشهای خیابانی است. او با تکرار جملات و عبارات پوپولیستی، تلاش میکند تا احساسات ملیگرایانه و غیرت ایرانی را به نمایش بگذارد. اما سؤال اینجاست که آیا میتوانیم فوتبال را با شعارهای تکراری و احساسی تماشا کنیم و آیا جای این شعارها در قالب فوتبال است؟
او با لحنهایی آتشین از قهرمانی مردم ایران و تعصب ملی صحبت میکند، گویی که مسابقه فوتبال لیگ داخلی ایران بین دو تیم ایرانی، یک جنگ ملی است. این رویکرد نه تنها ایفاگر ارزشهای فنی بازی نیست، بلکه باعث میشود که بیننده بهجای لذت از یک بازی هیجانانگیز، حس کند که در حال تماشای یک برنامه تبلیغاتی است.
۳. اشتباهات فاحش و گافهای عجیب
اشتباهات مکرر و گافهای خواندنی خیابانی نیز خود به عنوان یکی دیگر از نکات منفی این سبک گزارشگری به شمار میآید. برای مثال، او در مواقعی نام بازیکنان را اشتباه تلفظ کرده و یا تحلیلهای نادرستی ارائه داده است که برای یک گزارشگر ورزشی غیرقابلقبول است. در یکی از بازیهای داربی، او بهطرز خندهآوری به اشتباه اعلام پنالتی را برای دو تیم مختلف به کار برد و این اشتباه بشدت به اعتبار او آسیب زد.
این اشتباهات در حقیقت نمایانگر عدم دقت و آمادگی او در حین گزارشگری هستند. بدتر از آن، گاهی او بهجای تحلیل، به سادگی میگوید که «احساس میکنم» و این موضوع به وضوح بر اعتبار گزارشهایش تأثیر منفی میگذارد.
گزارشگری جواد خیابانی نمایانگر یک سبک مشکلزا در دنیای ورزش بویژه فوتبال است. شلوغکاریهای او، احساساتگرایی بیش از حد و اشتباهات فاحش به وضوح نشان میدهد که این نوع گزارشگری نمیتواند نیازهای مخاطب را برآورده کند و همین موضوع باعث شده تا تماشاگران وقتی میبینند گزارشگر بازی آقای خیابانی است، صدای گیرندههای خود را قطع کنند!
جواد خیابانی هرچند در گذشته برای ما لحظات ماندگاری را خلق کرده اما در اوج خداحافظی کردن انگار با تمام ایرانیها غریبه است و میل به ماندن بیش ازحد مشکلی است که در ایران اپیدمیک است. به قول قدیمیها احترام میهمان تا زمانی برقرار است که خودش بموقع از کنار سفره بلند شود.
انتهای پیام/