فوتبال ایران
22449
آنچه یورو برای فوتبال زنان لهستان به ارمغان آورد
تحولی اجتماعی در فوتبال زنان
به گزارش ایران ورزشی، فوتبال زنان در لهستان سالها در حاشیه قرار داشت. تیم ملی زنان این کشور، هرچند در رنکینگهای فیفا جایگاهی نسبی داشت، اما در سطح اجتماعی و رسانهای هیچگاه به جایگاه واقعی خود نرسید. ورزش زنان، بویژه فوتبال، اغلب زیر سایه مردان قرار داشت و حمایت رسانهای، مالی و حتی خانوادگی از دختران فوتبالیست لهستانی بسیار محدود بود.
با این حال، رقابتهای یورو ۲۰۲۵ زنان در سوئیس، نقطه عطفی در این مسیر محسوب میشود. تیم ملی لهستان، با هدایت نینا پاتالون و درخشش ستارگانی چون اِوا پاجور (مهاجم ولفسبورگ) و کینگا شِمیک (دروازهبان باثبات تیم)، در گروهی سخت قرار داشت اما نمایشهایی دلچسب و پرهیجان ارائه داد که اگرچه به صعود ختم نشد، اما اتفاقی مهمتر را رقم زد: تحول در نگرش عمومی نسبت به فوتبال زنان در لهستان.
شکست؟ یا موفقیت در میدان بزرگتر؟
لهستان نتوانست از گروه خود به مرحله حذفی صعود کند. اما همانطور که روزنامه معتبر Gazeta Wyborcza نوشت: «ما شاید بازنده زمین باشیم، اما برنده ذهنها شدیم.» برای اولینبار، مسابقات تیم ملی زنان لهستان بهصورت زنده از شبکههای سراسری پخش شد، بارها در رسانههای ورزشی نقد فنی عملکرد بازیکنان منتشر شد و بسیاری از خانوادههایی که تا دیروز حتی اسم بازیکنان تیم را نمیدانستند، حالا فرزندانشان را به مدارس فوتبال دخترانه فرستادهاند.
ستارههایی که قهرمانان اجتماعی شدند
در رأس این تغییر، اِوا پاجور قرار دارد؛ بازیکنی که با گُلهای مهم و تکنیک ناب خود در برابر تیمهای بزرگ، لقب «لواندوفسکی فوتبال زنان» را از برخی رسانهها گرفت. اما پاجور تنها نبود. کینگا شِمیک، با چند واکنش درخشان درون دروازه و کاپیتان تیم که با اشکهای غرور در پایان بازی آخر صحبت میکرد، چهرههایی شدند که نه فقط در زمین، که در رسانه و جامعه حضور پیدا کردند.
برای نسلی از دختران نوجوان لهستانی که فوتبال را دوست داشتند اما احساس بیارزشی یا بیفرصتی میکردند، این تیم حالا یک الگو است؛ الگویی که میگوید: «میتوانی بدرخشی، حتی اگر دیده نشوی. اما روزی دیده خواهی شد.»
فوتبال زنان، عاملی برای وحدت اجتماعی
نکته جالب دیگر، حضور پرشمار تماشاگران لهستانی در سوئیس بود. خانوادههایی که برای حمایت از تیم دخترانشان به ورزشگاه آمدند، از کودک و نوجوان تا پدربزرگ و مادربزرگ. آنها با پرچم و آواز، فضایی متفاوت خلق کردند و تیم ملی زنان را در عمل به یک پروژه ملی تبدیل کردند. تحلیلگران اجتماعی این پدیده را «وحدت ملی از مسیر فوتبال زنان» توصیف کردهاند؛ جایی که جامعه برای یک هدف مشترک کنار هم میایستد، بدون در نظر گرفتن جنسیت بازیکنان.
بدون تردید، تیم ملی لهستان برای تبدیل این موفقیت اجتماعی به پیشرفت فنی، نیازمند سرمایهگذاری بیشتر است. از ساخت زمینهای تمرینی برای باشگاههای زنان گرفته تا اعزام تیمهای پایه به تورنمنتهای بینالمللی و تربیت مربیان تخصصی. فدراسیون فوتبال لهستان حالا باید از این فرصت استفاده کند. رسانهها و حامیان مالی نیز اگر واقعاً قصد دارند به گسترش عدالت جنسیتی و فرصت برابر کمک کنند، این لحظه بهترین زمان است.
یورو ۲۰۲۵ برای فوتبال زنان لهستان فقط یک تورنمنت نبود؛ بلکه دریچهای بود به سوی آینده. آیندهای که در آن دختری ۹ ساله در کراکوف میتواند رؤیای پوشیدن پیراهن شماره ۹ تیم ملی را داشته باشد و بداند که جامعه نهتنها او را قضاوت نمیکند، بلکه برایش هورا میکشد. اگرچه تیم ملی لهستان حذف شد، اما آنها قهرمانان قلبها شدند؛ و چه چیزی در ورزش از این مهمتر است؟
انتهای پیام/
با این حال، رقابتهای یورو ۲۰۲۵ زنان در سوئیس، نقطه عطفی در این مسیر محسوب میشود. تیم ملی لهستان، با هدایت نینا پاتالون و درخشش ستارگانی چون اِوا پاجور (مهاجم ولفسبورگ) و کینگا شِمیک (دروازهبان باثبات تیم)، در گروهی سخت قرار داشت اما نمایشهایی دلچسب و پرهیجان ارائه داد که اگرچه به صعود ختم نشد، اما اتفاقی مهمتر را رقم زد: تحول در نگرش عمومی نسبت به فوتبال زنان در لهستان.
شکست؟ یا موفقیت در میدان بزرگتر؟
لهستان نتوانست از گروه خود به مرحله حذفی صعود کند. اما همانطور که روزنامه معتبر Gazeta Wyborcza نوشت: «ما شاید بازنده زمین باشیم، اما برنده ذهنها شدیم.» برای اولینبار، مسابقات تیم ملی زنان لهستان بهصورت زنده از شبکههای سراسری پخش شد، بارها در رسانههای ورزشی نقد فنی عملکرد بازیکنان منتشر شد و بسیاری از خانوادههایی که تا دیروز حتی اسم بازیکنان تیم را نمیدانستند، حالا فرزندانشان را به مدارس فوتبال دخترانه فرستادهاند.
ستارههایی که قهرمانان اجتماعی شدند
در رأس این تغییر، اِوا پاجور قرار دارد؛ بازیکنی که با گُلهای مهم و تکنیک ناب خود در برابر تیمهای بزرگ، لقب «لواندوفسکی فوتبال زنان» را از برخی رسانهها گرفت. اما پاجور تنها نبود. کینگا شِمیک، با چند واکنش درخشان درون دروازه و کاپیتان تیم که با اشکهای غرور در پایان بازی آخر صحبت میکرد، چهرههایی شدند که نه فقط در زمین، که در رسانه و جامعه حضور پیدا کردند.
برای نسلی از دختران نوجوان لهستانی که فوتبال را دوست داشتند اما احساس بیارزشی یا بیفرصتی میکردند، این تیم حالا یک الگو است؛ الگویی که میگوید: «میتوانی بدرخشی، حتی اگر دیده نشوی. اما روزی دیده خواهی شد.»
فوتبال زنان، عاملی برای وحدت اجتماعی
نکته جالب دیگر، حضور پرشمار تماشاگران لهستانی در سوئیس بود. خانوادههایی که برای حمایت از تیم دخترانشان به ورزشگاه آمدند، از کودک و نوجوان تا پدربزرگ و مادربزرگ. آنها با پرچم و آواز، فضایی متفاوت خلق کردند و تیم ملی زنان را در عمل به یک پروژه ملی تبدیل کردند. تحلیلگران اجتماعی این پدیده را «وحدت ملی از مسیر فوتبال زنان» توصیف کردهاند؛ جایی که جامعه برای یک هدف مشترک کنار هم میایستد، بدون در نظر گرفتن جنسیت بازیکنان.
بدون تردید، تیم ملی لهستان برای تبدیل این موفقیت اجتماعی به پیشرفت فنی، نیازمند سرمایهگذاری بیشتر است. از ساخت زمینهای تمرینی برای باشگاههای زنان گرفته تا اعزام تیمهای پایه به تورنمنتهای بینالمللی و تربیت مربیان تخصصی. فدراسیون فوتبال لهستان حالا باید از این فرصت استفاده کند. رسانهها و حامیان مالی نیز اگر واقعاً قصد دارند به گسترش عدالت جنسیتی و فرصت برابر کمک کنند، این لحظه بهترین زمان است.
یورو ۲۰۲۵ برای فوتبال زنان لهستان فقط یک تورنمنت نبود؛ بلکه دریچهای بود به سوی آینده. آیندهای که در آن دختری ۹ ساله در کراکوف میتواند رؤیای پوشیدن پیراهن شماره ۹ تیم ملی را داشته باشد و بداند که جامعه نهتنها او را قضاوت نمیکند، بلکه برایش هورا میکشد. اگرچه تیم ملی لهستان حذف شد، اما آنها قهرمانان قلبها شدند؛ و چه چیزی در ورزش از این مهمتر است؟
انتهای پیام/