فوتبال ایران
23409
اردوی پرحاشیه تیم ملی در آستانه لیگ
کودایی ناآماده ناگهان ملیپوش میشود!
به گزارش ایران ورزشی، اردوی آمادهسازی تیم ملی فوتبال زنان ایران از جمعه ۲۱ شهریورماه در مرکز ملی فوتبال آغاز میشود؛ اردویی که نخستین اردو پس از قطعی شدن صعود به جام ملتهای آسیا ۲۰۲۶ استرالیا هم به شمار میآید. مرضیه جعفری، سرمربی تیم ملی، برای این اردو ۲۷ بازیکن را دعوت کرده و ترکیبی از نامهای باتجربه و جوان در فهرست او دیده میشود.
اما مسأله اصلی نه اسامی بازیکنان، که زمانبندی عجیب این اردو است. لیگ برتر زنان تنها پنج روز دیگر آغاز میشود و سؤال اصلی اینجاست که چرا درست در آستانه شروع رقابتها باید چنین اردویی برگزار شود؟
تیمها ماهها برای آغاز لیگ آماده شدهاند، بدنسازی را پشت سر گذاشتهاند و حالا یکباره با اردو رفتن بازیکنان کلیدیشان مواجه میشوند. طبیعی است که این تصمیم تعادل آمادهسازی باشگاهها را بر هم میزند و کیفیت هفتههای ابتدایی لیگ را تحت تأثیر قرار میدهد.
پرسش مهم دیگر انتخاب بازیکنانی است که ماههاست در هیچ مسابقه رسمی بازی نکردهاند. برخی از اسامی این فهرست مثل زهره کودایی بیش از هفت ماه است که از شرایط مسابقه دور بودهاند و عملاً در کنار تیم تمرین منظم و درستی هم نداشتهاند و حالا باید پرسید کادر فنی بر اساس چه معیارهایی چنین انتخابهایی کرده است؟!
وقتی لیگ عملاً تنها ویترین سنجش عملکرد بازیکنان است، چطور میتوان بدون بازی در سطح باشگاهی، مستقیم به تیم ملی رسید؟ مگر نه اینکه اردو باید محل محک خوردن آمادهترینها باشد، نه فرصتی برای بازگشت بازیکنانی که مدتها دور از میدان بودهاند؟
این تصمیم یک ایراد دیگر هم دارد؛ فشار مضاعف بدنی روی بازیکنان. آنها تازه از دوران بدنسازی باشگاهی بیرون آمدهاند و هنوز به هماهنگی کامل نرسیدهاند. حضور در اردو با تمرینات سنگین تیم ملی بدون ریکاوری مناسب، احتمال مصدومیت را بالا میبرد. به بیان ساده، بازیکنی که باید برای هفته اول لیگ سرحال باشد، ممکن است خسته یا حتی آسیبدیده به باشگاه برگردد. این یعنی لطمه هم به لیگ و هم به تیم ملی.
آیا واقعاً نمیشد تنها دو هفته صبر کرد؟ اگر اردو پس از شروع لیگ برگزار میشد، بازیکنان حداقل یک یا دو بازی رسمی را پشت سر گذاشته بودند و کادر فنی با معیارهای دقیقتری از عملکرد فعلی آنها میتوانست انتخاب کند. برگزاری اردو در این زمان نه تنها سودی ندارد، بلکه به زیان هر دو طرف است.
موضوع دیگری که نمیتوان از کنار آن گذشت، ترکیب بازیکنان دعوتشده است. تعداد قابل توجهی از اسامی به استان کرمان تعلق دارند. این مسأله شائبههایی را به وجود آورده؛ بهویژه وقتی سرمربی تیم ملی خودش اهل همان استان است. طبیعی است که چنین انتخابی نگاهها را حساس کند و این سؤال را به وجود آورد که آیا معیار صرفاً کیفیت فنی بوده یا روابط و نزدیکی جغرافیایی هم نقشی در این انتخابها داشته است؟
قطعاً تیم ملی جای تعارف و ملاحظات نیست؛ اینجا فقط بهترینها باید دعوت شوند و دعوت بازیکنان ناآماده بدون اینکه در مسابقات لیگ محک جدی بخورند، تنها اعتبار لیست و قداست پیراهن تیم ملی ایران را زیر سؤال میبرد.
تیم ملی فوتبال زنان پس از صعود به جام ملتها در موقعیتی تاریخی قرار دارد و قطعاً با دانش فنی مرضیه جعفری میتوان به خلق شگفتی امیدوار بود اما این موقعیت طلایی نباید با تصمیمهای شتابزده و زمانبندیهای اشتباه زیر سؤال برود. اکنون همه چشمها به فدراسیون و کادر فنی است. باید دید این تصمیم پرحاشیه در نهایت چه نتیجهای خواهد داشت؛ نتیجهای که امیدواریم به سود فوتبال زنان ایران تمام شود، نه به ضرر آن.
انتهای پیام/
اما مسأله اصلی نه اسامی بازیکنان، که زمانبندی عجیب این اردو است. لیگ برتر زنان تنها پنج روز دیگر آغاز میشود و سؤال اصلی اینجاست که چرا درست در آستانه شروع رقابتها باید چنین اردویی برگزار شود؟
تیمها ماهها برای آغاز لیگ آماده شدهاند، بدنسازی را پشت سر گذاشتهاند و حالا یکباره با اردو رفتن بازیکنان کلیدیشان مواجه میشوند. طبیعی است که این تصمیم تعادل آمادهسازی باشگاهها را بر هم میزند و کیفیت هفتههای ابتدایی لیگ را تحت تأثیر قرار میدهد.
پرسش مهم دیگر انتخاب بازیکنانی است که ماههاست در هیچ مسابقه رسمی بازی نکردهاند. برخی از اسامی این فهرست مثل زهره کودایی بیش از هفت ماه است که از شرایط مسابقه دور بودهاند و عملاً در کنار تیم تمرین منظم و درستی هم نداشتهاند و حالا باید پرسید کادر فنی بر اساس چه معیارهایی چنین انتخابهایی کرده است؟!
وقتی لیگ عملاً تنها ویترین سنجش عملکرد بازیکنان است، چطور میتوان بدون بازی در سطح باشگاهی، مستقیم به تیم ملی رسید؟ مگر نه اینکه اردو باید محل محک خوردن آمادهترینها باشد، نه فرصتی برای بازگشت بازیکنانی که مدتها دور از میدان بودهاند؟
این تصمیم یک ایراد دیگر هم دارد؛ فشار مضاعف بدنی روی بازیکنان. آنها تازه از دوران بدنسازی باشگاهی بیرون آمدهاند و هنوز به هماهنگی کامل نرسیدهاند. حضور در اردو با تمرینات سنگین تیم ملی بدون ریکاوری مناسب، احتمال مصدومیت را بالا میبرد. به بیان ساده، بازیکنی که باید برای هفته اول لیگ سرحال باشد، ممکن است خسته یا حتی آسیبدیده به باشگاه برگردد. این یعنی لطمه هم به لیگ و هم به تیم ملی.
آیا واقعاً نمیشد تنها دو هفته صبر کرد؟ اگر اردو پس از شروع لیگ برگزار میشد، بازیکنان حداقل یک یا دو بازی رسمی را پشت سر گذاشته بودند و کادر فنی با معیارهای دقیقتری از عملکرد فعلی آنها میتوانست انتخاب کند. برگزاری اردو در این زمان نه تنها سودی ندارد، بلکه به زیان هر دو طرف است.
موضوع دیگری که نمیتوان از کنار آن گذشت، ترکیب بازیکنان دعوتشده است. تعداد قابل توجهی از اسامی به استان کرمان تعلق دارند. این مسأله شائبههایی را به وجود آورده؛ بهویژه وقتی سرمربی تیم ملی خودش اهل همان استان است. طبیعی است که چنین انتخابی نگاهها را حساس کند و این سؤال را به وجود آورد که آیا معیار صرفاً کیفیت فنی بوده یا روابط و نزدیکی جغرافیایی هم نقشی در این انتخابها داشته است؟
قطعاً تیم ملی جای تعارف و ملاحظات نیست؛ اینجا فقط بهترینها باید دعوت شوند و دعوت بازیکنان ناآماده بدون اینکه در مسابقات لیگ محک جدی بخورند، تنها اعتبار لیست و قداست پیراهن تیم ملی ایران را زیر سؤال میبرد.
تیم ملی فوتبال زنان پس از صعود به جام ملتها در موقعیتی تاریخی قرار دارد و قطعاً با دانش فنی مرضیه جعفری میتوان به خلق شگفتی امیدوار بود اما این موقعیت طلایی نباید با تصمیمهای شتابزده و زمانبندیهای اشتباه زیر سؤال برود. اکنون همه چشمها به فدراسیون و کادر فنی است. باید دید این تصمیم پرحاشیه در نهایت چه نتیجهای خواهد داشت؛ نتیجهای که امیدواریم به سود فوتبال زنان ایران تمام شود، نه به ضرر آن.
انتهای پیام/