گزارش
29551
معمای خط هافبک تیم ملی
هشدارهای جدی پیش از جام جهانی
تیم ملی فوتبال ایران، پس از اینکه دورانی را دور از میدانهای رقابتی سپری کرد، در دیداری دوستانه بهمصاف تیم ملی گامبیا رفت. این مسابقه که با هدف آمادگی برای رویدادهای پیشرو برگزار شد، نکات قابل تأملی را برای کادرفنی و هواداران به همراه داشت. نیمه نخست این دیدار بازتابدهنده تمامی انتظاراتی بود که از یک بازی تدارکاتی با تیمهای رده پایینتر میرود؛ ریتمی کند، ناهماهنگیهای آشکار در حرکات بازیکنان و فقدان خلاقیت در خط میانی. تیم ملی در 45 دقیقه ابتدایی نه توانست خط حمله خود را فعال کند و نه بافتی منسجم در میانه میدان به نمایش بگذارد. فقدان وینگرهای نفوذی، هافبک میانی خلاق و مهاجم نوکی که بتواند دروازه حریف را بهطور جدی تهدید کند، منجر=به یک بازی تیمی ناموفق شد.
اما فوتبال، ورزشی است که گاهی اوقات با تغییرات و جابهجاییهای ساده، روحی تازه به خود میگیرد. نیمه دوم این دیدار، شاهد تحولی چشمگیر بود. نکته قابل توجه اینجاست که هر دو گل به ثمر رسیده توسط تیم ملی، حاصل کار تیمی، پاسهای عرضی دقیق و کاتبکهای هوشمندانه بود. این موضوع بارقههای امید را در دل کارشناسان و هواداران روشن میکند و نشان میدهد که تیم، توانایی اجرای الگوهای تاکتیکی مدون را داراست. این ظرفیت در صورت تقویت و پایداری میتواند در مسابقات آتی بسیار حائز اهمیت باشد.
با این حال، نمیتوان از کنار یک مسأله حیاتی به سادگی گذشت، مشکل اساسی تیم در این دیدار، بیش از آنکه در خط دفاعی باشد، در دفاع تیمی نمایان بود. زمانی که گامبیا صاحب توپ میشد، هافبکهای ما در بستن فضاها و جمع شدن بموقع دچار ضعف بودند. این نقیصه، به حریف اجازه میداد تا با سهولت نسبی، پشت سر هافبکها صاحب توپ شده و به دروازه ایران نزدیک شود. این ضعف تاکتیکی، بهخصوص در جام جهانی، میتواند عواقب فاجعهباری داشته باشد. بازیکنان تکنیکی و سرعتی تیمهای حریف در انتظار چنین روزنههایی هستند تا با نفوذ به عمق دفاع، کار را برای مدافعان ایرانی دشوار کنند.
نکته عجیبتر، عملکرد دو هافبک میانی تیم بود که بهجای بازی در عمق و اتصال خطوط، بیشتر به حرکتهای عرضی تمایل داشتند و با یک پاس طولی ساده از سوی حریف بهراحتی از جریان بازی خارج میشدند. این امر بیانگر یک هشدار تاکتیکی جدی است. خط هافبک تیم ملی هنوز هم یک معمای بزرگ حل نشده دارد و کادرفنی تاکنون استراتژی مشخصی برای چیدمان و نقش این خط در جام جهانی ارائه نکرده است. بلاتکلیفی در مورد استفاده از آرایشهای 1-2-3-4 یا 2-4-4، نگرانیها را بیش از پیش افزایش میدهد و رزاقینیا و عزتاللهی بهجای اینکه در عمق بازی کنند، مثل یک وینگر در عرض حضور داشتند و این موضوع باعث از دست دادن جنگهای میانه میدان میشد.
لازم به ذکر است که تیم ملی گامبیا در این دیدار با غیبت چند بازیکن کلیدی خود به میدان آمده بود. آنها تیمی منسجم و با سرعت انتقال توپ بالا بودند اما برای محک واقعی تیم ملی در بازیهای آتی نیاز مبرمی به تجربه فشار بیشتر و رویارویی با حریفان قدرتمندتر وجود دارد. تنها در چنین شرایطی است که میتوان بهوضوح مشاهده کرد که آیا نقصهای دفاع تیمی برطرف خواهد شد یا اینکه زخم کهنه ناهماهنگیها، جام جهانی را نیز برای تیم ملی ایران تلخ خواهد کرد.
انتهای پیام/
اما فوتبال، ورزشی است که گاهی اوقات با تغییرات و جابهجاییهای ساده، روحی تازه به خود میگیرد. نیمه دوم این دیدار، شاهد تحولی چشمگیر بود. نکته قابل توجه اینجاست که هر دو گل به ثمر رسیده توسط تیم ملی، حاصل کار تیمی، پاسهای عرضی دقیق و کاتبکهای هوشمندانه بود. این موضوع بارقههای امید را در دل کارشناسان و هواداران روشن میکند و نشان میدهد که تیم، توانایی اجرای الگوهای تاکتیکی مدون را داراست. این ظرفیت در صورت تقویت و پایداری میتواند در مسابقات آتی بسیار حائز اهمیت باشد.
با این حال، نمیتوان از کنار یک مسأله حیاتی به سادگی گذشت، مشکل اساسی تیم در این دیدار، بیش از آنکه در خط دفاعی باشد، در دفاع تیمی نمایان بود. زمانی که گامبیا صاحب توپ میشد، هافبکهای ما در بستن فضاها و جمع شدن بموقع دچار ضعف بودند. این نقیصه، به حریف اجازه میداد تا با سهولت نسبی، پشت سر هافبکها صاحب توپ شده و به دروازه ایران نزدیک شود. این ضعف تاکتیکی، بهخصوص در جام جهانی، میتواند عواقب فاجعهباری داشته باشد. بازیکنان تکنیکی و سرعتی تیمهای حریف در انتظار چنین روزنههایی هستند تا با نفوذ به عمق دفاع، کار را برای مدافعان ایرانی دشوار کنند.
نکته عجیبتر، عملکرد دو هافبک میانی تیم بود که بهجای بازی در عمق و اتصال خطوط، بیشتر به حرکتهای عرضی تمایل داشتند و با یک پاس طولی ساده از سوی حریف بهراحتی از جریان بازی خارج میشدند. این امر بیانگر یک هشدار تاکتیکی جدی است. خط هافبک تیم ملی هنوز هم یک معمای بزرگ حل نشده دارد و کادرفنی تاکنون استراتژی مشخصی برای چیدمان و نقش این خط در جام جهانی ارائه نکرده است. بلاتکلیفی در مورد استفاده از آرایشهای 1-2-3-4 یا 2-4-4، نگرانیها را بیش از پیش افزایش میدهد و رزاقینیا و عزتاللهی بهجای اینکه در عمق بازی کنند، مثل یک وینگر در عرض حضور داشتند و این موضوع باعث از دست دادن جنگهای میانه میدان میشد.
لازم به ذکر است که تیم ملی گامبیا در این دیدار با غیبت چند بازیکن کلیدی خود به میدان آمده بود. آنها تیمی منسجم و با سرعت انتقال توپ بالا بودند اما برای محک واقعی تیم ملی در بازیهای آتی نیاز مبرمی به تجربه فشار بیشتر و رویارویی با حریفان قدرتمندتر وجود دارد. تنها در چنین شرایطی است که میتوان بهوضوح مشاهده کرد که آیا نقصهای دفاع تیمی برطرف خواهد شد یا اینکه زخم کهنه ناهماهنگیها، جام جهانی را نیز برای تیم ملی ایران تلخ خواهد کرد.
انتهای پیام/