string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
سینا حسینی

سینا حسینی

گزارش

30360
وقتی همه خوابند!

از خداحافظی‌های بزرگ در جام جهانی ۲۰۲۶ تا سکوت کامل در فوتبال ایران

وقتی همه خوابند!

فهرست سرمربیانی که پس از ناکامی در جام جهانی ۲۰۲۶، بی‌هیچ تعارفی مسئولیت نتایج را پذیرفته و از سمت خود کنار رفته‌اند، روزبه‌روز بلندتر می‌شود؛ فهرستی که از مارسلو بیلسا در اروگوئه آغاز می‌شود و به هونگ میونگ‌بو در کره‌ جنوبی، استیو کلارک در اسکاتلند و میروسلاو کوبک در جمهوری چک می‌رسد.
در سطحی بالاتر، نام‌هایی چون یولیان ناگلزمان و رونالد کومان نیز زیر فشار سنگین افکار عمومی و رسانه‌ها قرار گرفتند و ناچار به پاسخگویی شدند؛ همان‌گونه که کارلوس کی‌روش، سباستیان بکاسسه، خاویر آگیره و روبرتو مارتینس نیز از این قاعده مستثنا نبودند.
در بسیاری از این کشورها، حتی پیش از آنکه فدراسیون‌ها تصمیمی رسمی اتخاذ کنند، موج انتقادات هواداران و رسانه‌ها چنان گسترده و بی‌امان است که مربیان راهی جز کناره‌گیری یا پذیرش صریح مسئولیت نمی‌یابند. در فوتبال حرفه‌ای، «نتیجه» تنها معیار قضاوت نیست؛ «نحوه مواجهه با شکست» نیز بخشی جدایی‌ناپذیر از کارنامه حرفه‌ای محسوب می‌شود. از همین رو، استعفا در چنین فضایی نه نشانه ضعف، بلکه جلوه‌ای از احترام به افکار عمومی تلقی می‌شود.
در کنار این موج تغییر روی نیمکت‌ها، در زمین مسابقه نیز رخدادهایی معنادار به چشم می‌خورد. جام جهانی ۲۰۲۶ برای برخی از ستاره‌های بزرگ به نقطه تصمیم‌های سخت تبدیل شد. نیمار پس از ناکامی برزیل، رسماً از تیم ملی خداحافظی کرد؛ تصمیمی که اگرچه با حسرت هواداران همراه بود، اما به‌عنوان انتخابی حرفه‌ای و پایان یک دوره تعبیر شد. در اروپا نیز بازیکنانی چون لوکا مودریچ بار دیگر زیر فشار افکار عمومی برای تعیین تکلیف آینده ملی خود قرار گرفتند.
در بلژیک نیز نسل طلایی این تیم از جمله بازیکنانی مانند کوین دی‌بروینه با موجی از انتقادات تند مواجه شدند؛ انتقاداتی که صراحتاً از ضرورت پایان یک نسل و آغاز بازسازی سخن می‌گفت. در پرتغال، کریستیانو رونالدو پس از حذف مقابل اسپانیا، با اشک و اندوه از فوتبال ملی خداحافظی کرد تا نشان دهد حتی بزرگ‌ترین نام‌ها نیز در برابر پایان یک مسیر، ناگزیر از تصمیم‌گیری‌اند.
نکته مهم در تمامی این موارد نه صرفاً خداحافظی بلکه «چگونگی مواجهه با ناکامی» است. این بازیکنان با وجود جایگاه اسطوره‌ای خود نه‌تنها از نقدها گریزان نبودند، بلکه با پذیرش شرایط تصمیم‌هایی اتخاذ کردند که در راستای منافع آینده تیم‌هایشان تفسیر شد. در این کشورها، رسانه‌ها بی‌پرده نقد می‌کنند، هواداران مطالبه‌گر هستند و هیچ نام بزرگی مصون از پرسش نیست.
اما وقتی به فوتبال ایران نگاه می‌کنیم، با روایتی متفاوت روبه‌رو می‌شویم؛ روایتی که در آن، شکست بیش از آن‌که «مسئولیت» باشد، به «اتفاق» تقلیل می‌یابد. در حالی‌که در بسیاری از کشورهای فوتبال‌خیز، ناکامی در رقابت‌های بزرگی چون جام جهانی به‌سرعت با استعفا یا عذرخواهی همراه می‌شود، در فوتبال ایران حتی پس از حذف نیز خبری از کناره‌گیری یا پذیرش صریح مسئولیت نیست. این تفاوت بیش از هر چیز شکاف در فرهنگ حرفه‌ای مواجهه با شکست را نمایان می‌کند.
در این میان، نباید از مسیر پرچالش تیم ملی ایران برای حضور در این رقابت‌ها نیز غافل شد؛ مسیری که با دشواری‌های متعدد همراه بود. از جمله این چالش‌ها می‌توان به برخی کارشکنی‌ها از سوی کشور میزبان اشاره کرد؛ مسائلی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر روند آماده‌سازی و شرایط تیم تأثیر گذاشت و در نهایت می‌توان آن را یکی از عوامل مؤثر بر نتیجه‌گیری دانست. با این حال حتی چنین موانعی نیز در فوتبال حرفه‌ای جهان، مانعی برای پذیرش مسئولیت تلقی نمی‌شود.
تیم ملی ایران، با وجود حذف از رقابت‌ها هنوز شاهد هیچ استعفا یا حتی عذرخواهی شفافی از سوی کادرفنی نبوده است. امیر قلعه‌نویی، به‌عنوان نفر اول نیمکت ترجیح داده سکوت کند؛ سکوتی که بیش از آنکه نشانه آرامش باشد، به‌نوعی بی‌پاسخ گذاشتن افکار عمومی تعبیر می‌شود.
این سکوت تنها به نیمکت محدود نمی‌شود. در زمین نیز نشانی از تصمیم‌های بزرگ و تعیین‌کننده دیده نمی‌شود. بازیکنانی که سال‌ها در ترکیب تیم ملی حضور داشته‌اند و اکنون در سال‌های پایانی دوران حرفه‌ای خود قرار دارند، همچنان بدون اشاره‌ای به پایان مسیر ملی به حضور ادامه می‌دهند؛ گویی زمان در فوتبال ایران با تأخیری معنادار حرکت می‌کند.
در شرایطی که در فوتبال جهان، کنار رفتن به‌موقع بخشی از مسئولیت‌پذیری حرفه‌ای محسوب می‌شود و حتی اسطوره‌ها نیز جای خود را به نسل جدید می‌دهند، در ایران همچنان این پرسش پابرجاست که چه زمانی «پذیرش پایان» به یک فرهنگ تبدیل خواهد شد. شاید مسأله اصلی نه در نتایج، بلکه در نوع مواجهه با آنها نهفته باشد؛ جایی که استعفا، خداحافظی و حتی عذرخواهی همچنان واژه‌هایی ناآشنا به نظر می‌رسند.
بی‌تردید، این فهرست استعفاها و کناره‌گیری‌ها در روزهای آینده نیز کامل‌تر خواهد شد؛ اما در فوتبال ایران، گویی همیشه یک چیز ثابت است؛ صندلی‌هایی که خالی نمی‌شوند و خداحافظی‌هایی که هرگز از راه نمی‌رسند.
انتهای پیام/
دیدگاه ها