چرخه معیوب حمایت از تیم ملی
بازیکنان ناآماده لیگ برتر
این روزها انتقادها از عملکرد تیم ملی در کافا به اوج خود رسیده و این انتقادها خیلی هم بیراه نیستند چرا که تیم ملی کشورمان در حالی که خود را برای جام جهانی آماده میکند، در این مسابقات بسیار ضعیف ظاهر شده و به هیچ وجه نتوانسته انتظارات را برآورده کند. بخش زیادی از این انتقادها به کادرفنی باز میگردد که به طور طبیعی انتخاب فدراسیون فوتبال بوده و این انتقادها به مسئولان فدراسیون فوتبال هم باز میگردد. در برابر این انتقادها، کمافیسابق، حمایت فدراسیونیها را از تیم ملی شاهد هستیم و حتی خیلی معتقدند که تیم ملی همچنان نیاز به حمایت دارد و باید در چنین شرایطی از همه مجموعه تیم ملی حمایت جدی شود. اما واقعیت چیز دیگری است و متأسفانه باید گفت که نه تنها از تیم ملی حمایت جدی صورت نمیگیرد، بلکه چرخه حمایت از تیم ملی آنقدر معیوب و معکوس شده که این روزها به اسم حمایت از تیم ملی، فقط صدای منتقدان خاموش میشود. حمایت واقعی از تیم ملی در صورتی خواهد بود که فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ برتر بتوانند لیگ قدرتمندی را با برنامهریزی مناسب و اختصاص امکانات مناسب داشته باشند.
متأسفانه انتقادها از تیم ملی فوتبال کشورمان با بیتوجهی به یک موضوع بسیار مهم مطرح میشود و آن هم اینکه حداقل در این مسابقات این نمایش ضعیف تیم ملی با حضور بیشتر بازیکنان حاضر در لیگ برتر فوتبال کشورمان رقم خورده و شکی نیست که اگر لیگ برتر در نقش پایه و اساس تیم ملی، میتوانست نقشی قوی داشته باشد، تیم ملی هم به مراتب عملکرد بهتری را ارائه میکرد. دیدار تیم ملی کشورمان در اولین بازی این رقابتها مقابل افغانستان رقم خورد که بازیکنان ایران با گل زود هنگام رقیب حسابی غافلگیر شدند. در این دیدار پیام نیازمند به عنوان دروازهبان پرسپولیس درون دروازه تیم ملی بود و عملکرد ضعیفی داشت.
بازیکنانی مثل یوسفی، آقاسی، هاشمنژاد، چشمی، علیپور، نعمتی، حسینزاده، نورافکن، علیاری و... نیز برای تیم ملی کشورمان به میدان رفتند که همه این بازیکنان در لیگ برتر فوتبال کشورمان بازی میکنند. در دومین بازی و در مصاف تیم ملی کشورمان با هند همین اتفاق رخ داد و تا دقیقه 60 بازی، بازیکنان شاغل در لیگ برتر حتی نزدیک دروازه هند هم نشدند و این در حالی رخ داد که واقعاً هند حریفی نبود که تیم ملی کشورمان تا دقیقه 60 بازی توان بازکردن دروازه آنها را نداشته باشد که با ورود بازیکنانی مثل طارمی و جهانبخش اوضاع تقریباً متفاوت شد و سه بر صفر برنده بازی شدیم. در سومین بازی و در رویارویی با تاجیکستان باز هم قلعهنویی با بازیکنان لیگ برتری، مصاف با تاجیکیها را شروع کرد اما خیلی زود متوجه شد که با این وضعیت نمیتواند کاری از پیش ببرد و قبل از شروع نیمه دوم دست به تعویض زد تا بتواند از این حریف امتیاز بگیرد و نهایتاً با تساوی بازی را تمام کرد. اگر صادقانه و منصفانه به این سه بازی نگاه کنیم، در وهله اول و قبل از اینکه به تیم ملی انتقاد کنیم باید دستی به سروگوش لیگ برتر بکشیم و متوجه باشیم که بازیکنان شاغل در لیگ برتر فوتبال کشورمان در حالی که دو هفته از بازیهای لیگ برتر را هم پشتسر گذاشتند، چقدر عملکرد ضعیفی داشتند و جالب است که این بازیکنان حتی در دو هفته ابتدایی لیگ برتر هم نتوانستند برای تیمهای باشگاهی خود عملکرد خوبی را ارائه دهند.
به طور حتم بخشی از این ضعف شدید مربوط به باشگاهها خواهد بود که در آمادهسازی بازیکنان ضعیف عمل میکنند، اما فدراسیون و مسئولان فوتبال کشورمان هم در این چرخه معیوب و معکوس خیلی بیتقصیر نیستند، چراکه حمایت واقعی از تیم ملی میتواند در حمایت از داشتن یک لیگ برتر قوی و هدفمند صورت بگیرد و در صورتی تیم ملی قوی و قدرتمندی خواهیم داشت که لیگ برتر فوتبال کشورمان، سطح بالایی از آمادگی بازیکنان و کشف استعدادها را شاهد باشد.
انتهای پیام/