string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

اخبار

29501
وستهم روحش را فروخت

از قهرمانی اروپایی تا طعم تلخ سقوط

وستهم روحش را فروخت

در روزی که قرار بود سرنوشت یک فصل پرآشوب مشخص شود، وستهم یونایتد با نتیجه ۲-صفر پیش افتاده بود؛ یک بازی مرگ و زندگی در هفته پایانی لیگ برتر که باید می‌برد تا شاید امیدی به بقا داشته باشد. اما در ورزشگاهی با بیش از ۶۰ هزار تماشاگر، خبری از سرودهای همیشگی یا حمایت پرشور نبود. حتی کسی حوصله چک‌ کردن نتیجه بازی تاتنهام هاتسپر را هم نداشت؛ تیمی که شکستش تنها راه نجات وستهم محسوب می‌شد. به‌جای آن، یک شعار تلخ و تکرارشونده فضا را پر کرده بود: «روح‌مان را فروختید.»
این خلاصه‌ای بود از فروپاشی یک باشگاه. وستهم امروز باشگاهی از هم‌ گسیخته است؛ با هوادارانی خشمگین و ناامید، ورزشگاهی سرد و بی‌روح و تیمی ناکارآمد که به سمت چمپیونشیپ سقوط کرده است. واقعیت این است که وستهم شکسته؛ کامل و بی‌رحمانه. اما این سرنوشت اجتناب‌ناپذیر نبود. این باشگاه از نظر مالی و زیرساختی مزیت‌هایی دارد که بسیاری از تیم‌های انگلیسی حتی رؤیایش را هم نمی‌بینند. فصل گذشته ۲۳۸میلیون پوند درآمد داشت؛ نهمین رقم در لیگ برتر و بیستم در کل اروپا. دستمزد بازیکنان به ۱۷۲میلیون پوند می‌رسد؛ باز هم نهم در انگلیس. طی پنج سال اخیر ۶۵۴میلیون پوند خرج خرید بازیکن شده و خالص هزینه‌ها ۳۱۷میلیون پوند بوده؛ باز هم نهمین رقم لیگ. از نظر میانگین تماشاگر هم با بیش از ۶۲هزار نفر بعد از منچستریونایتد در رتبه دوم کشور قرار دارند؛ بالاتر از آرسنال، منچسترسیتی و لیورپول.
حتی ورزشگاه‌شان هم بدون هزینه‌های سنگین ساخته شده؛ ورزشگاه لندن که برای المپیک ۲۰۱۲ ساخته شد، با اجاره‌ای ناچیز در اختیارشان است. قرار بود انتقال از آپتون پارک در سال ۲۰۱۶، سکوی پرتابی به سطح اول فوتبال انگلیس باشد. اما این جابه‌جایی، به‌جای پیشرفت، هویت باشگاه را فرسوده کرد. تنها نقطه روشن این سال‌ها قهرمانی در لیگ کنفرانس اروپا در ۲۰۲۳ بود؛ وگرنه باقی مسیر چیزی جز نبردهای بقا، میانه‌جدولی بودن و حالا سقوط نبوده است. با این حال، ریشه اصلی این فاجعه را باید در جای دیگری جست‌وجو کرد؛ نقل‌وانتقالات ضعیف.
میلیون‌ها پوند صرف بازیکنانی شد که تأثیر چندانی نداشتند؛ از جانلوکا اسکاماکا تا نایف آگرد، مکسول کورنه، ادسون آلوارز، جیمز وارد‌پراوس، ماکسیمیلیان کیلمان و ژان‌کلر تودیبو. فهرستی طولانی از خریدهای ناکام که تیم را از درون تهی کردند. در سطح مدیریتی هم اوضاع بهتر نبود. کنار گذاشتن دیوید مویس، مربی‌ای که تیم را به قهرمانی اروپایی رسانده بود و جایگزینی او با خولن لوپتگی با فلسفه‌ای کاملاً متفاوت، تصمیمی عجیب بود. حضور تیم اشتایدتن در نقش مدیر ورزشی هم به شکست انجامید؛ تا جایی که حتی مدتی از ورود به زمین تمرین منع شد. با رفتن او، این خلأ هرگز پر نشد و عملاً دیوید سالیوان، مالک باشگاه، مسئول نقل‌وانتقالات شد؛ مسأله‌ای که خشم هواداران را دوچندان کرد.
در روز بازی با لیدزیونایتد، فضای ورزشگاه بیشتر شبیه مراسم سوگواری بود تا یک مسابقه فوتبال. سه شکست متوالی، تیم را دوباره به منطقه سقوط برگردانده بود. امیدی کمرنگ وجود داشت، اما باور چندانی نه. نیمه اول فاجعه‌بار بود؛ تیمی منفعل، بدون خلاقیت و تحت فشار. سکوها بین تمسخر و اعتراض در نوسان بودند. اما در نیمه دوم، با ورود کالوم ویلسون، شرایط کمی تغییر کرد و گل‌ها از راه رسیدند. با این حال، پیروزی بی‌فایده بود؛ چون تاتنهام هنوز جلو بود.
در آن لحظات، هواداران دیگر تیم را تشویق نمی‌کردند؛ آنها خودشان را تشویق می‌کردند. سپس خشم‌شان را متوجه جایگاه مدیران کردند. شعار «هیأت‌مدیره را اخراج کنید» و همان جمله معروف، بارها و بارها تکرار شد. حتی گل سوم هم واکنشی در خور نداشت. پایان بازی، به‌طرزی عجیب با موسیقی و تشکر رسمی باشگاه همراه شد؛ گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. همین بی‌درکی، نمادی از شکاف عمیق میان باشگاه و هواداران بود. بیانیه رسمی باشگاه از ارزش‌ها و هواداران وفادار گفت، اما در ورزشگاهی خالی و تیمی سقوط‌کرده، این کلمات توخالی‌تر از همیشه به نظر می‌رسیدند. شاید بازگشت به لیگ برتر دور از دسترس نباشد، اما بازسازی اعتماد هواداران، زمان و تغییرات اساسی می‌طلبد. وستهم، روحش را فروخت و بهایش، سقوط بود.
 
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار