بازیکن متوسطی که فقط رنگ پیراهنش عوض شد
جلالی یاغی نیست
انتقال ابوالفضل جلالی از استقلال به پرسپولیس، روی کاغذ یکی از مهمترین جابهجاییهای فوتبال ایران به شمار میرود. انتقالی میان دو رقیب سنتی که در سالهای گذشته همواره حساسیتهای زیادی را به همراه داشته است. با این حال، برخلاف بسیاری از انتقالهای مشابه، این جابهجایی نه موجی در میان هواداران استقلال ایجاد کرده و نه باعث شده پرسپولیسیها احساس کنند یک مهره سرنوشتساز را به خدمت گرفتهاند.
همین واکنش سرد نشان میدهد که استفاده از عنوان «یاغی» برای جلالی، بیش از آنکه با واقعیت همخوانی داشته باشد، نوعی بزرگنمایی است.
در فوتبال ایران، واژه «یاغی» معمولاً به بازیکنانی اطلاق میشود که در یک تیم به چهرهای تأثیرگذار و محبوب تبدیل شدهاند و سپس راهی رقیب سنتی شوند. بازیکنانی که جداییشان برای یک طرف دردناک و حضورشان برای طرف مقابل یک پیروزی بزرگ تلقی شده است. به همین دلیل، این عنوان صرفاً به دلیل پوشیدن پیراهن هر دو تیم به دست نمیآید، بلکه نیازمند جایگاه ویژه، اثرگذاری عمیق و محبوبیت میان هواداران است.
جلالی در سالهای حضورش در استقلال هرگز به چنین جایگاهی نرسید. او اگرچه در مقاطعی فرصت بازی پیدا کرد و حتی به تیم ملی هم رسید، اما هیچگاه به یکی از مهرههای غیرقابل جانشین تیم تبدیل نشد.
حتی در فصل گذشته نیز جایگاه خود را در ترکیب اصلی از دست داد و کادر فنی ترجیح داد از گزینههای دیگر در سمت چپ خط دفاع استفاده کند. این موضوع نشان میدهد که او در سالهای حضورش نتوانست عملکردی ارائه دهد که جداییاش به یک بحران برای استقلال تبدیل شود.
شاید مهمترین نشانه همین موضوع، رفتار باشگاه استقلال در روند جدایی این بازیکن باشد. برخلاف برخی ستارهها که مدیران باشگاه برای حفظ آنها وارد مذاکرات طولانی میشوند، درباره جلالی چنین اتفاقی رخ نداد و استقلال بدون حاشیه خاصی با پایان همکاری او کنار آمد. این رفتار نشان میدهد که مدیران باشگاه نیز او را مهرهای غیرقابل جایگزین نمیدانستند.
از سوی دیگر، واکنش هواداران پرسپولیس نیز گویای همین واقعیت است. جذب جلالی در فضای هواداری این باشگاه با شور و هیجان ویژهای همراه نبوده و بسیاری از هواداران هنوز منتظر جذب بازیکنان تأثیرگذارتر هستند. در واقع این انتقال بیش از آنکه یک خرید بزرگ تلقی شود، به عنوان یک جابهجایی ساده تلقی میشود که فقط رنگ پیراهن بازیکن از آبی به قرمز تغییر یافته است.
مقایسه جلالی با چهرههایی که در گذشته پس از انتقال میان استقلال و پرسپولیس به عنوان «یاغی» شناخته شدند نیز چندان منطقی نیست. آن بازیکنان پیش از انتقال، سالها نقش کلیدی در تیمهای خود داشتند و نامشان با موفقیتها و خاطرات هواداران گره خورده بود. حساسیت آن انتقالها از همین جایگاه ویژه نشأت میگرفت، نه صرفاً از تغییر رنگ پیراهن.
به هرحال ابوالفضل جلالی حالا بازیکن پرسپولیس است و این فرصت را دارد که کیفیت خود را در تیم جدید به نمایش بگذارد و شاید جایگاه خودش را ترمیم کند اما هرگز نباید از واژه یاغی در مقابل نام او استفاده کرد. این به واقع یک انتقال کاملاً معمولی است.
او در استقلال نه ستارهای تعیینکننده بود و نه جداییاش واکنش گستردهای به دنبال داشت. جدایی او مانند جابهجایی سعید مهری، آرمان رمضانی و بازیکنانی از این دست میان دو باشگاه کاملاً بیاهمیت است.
وقتی از واژه یاغی استفاده میکنیم حتماً باید انتقالهای بزرگ میان دو باشگاه را که در طول تاریخ رخ داده در ذهن مرور کنیم. به این اسامی بنگرید: احمدرضاعابدزاده، شاهرخ بیانی، مهدی هاشمینسب، نیکبخت واحدی، علی انصاریان... این اسامی یاغی واقعی بودند یا بازیکنانی که حتی در باشگاه خود نیز مهره ثابتی نبودند و به تیم رقیب رفتهاند؟!
پاسخ روشن است...
انتهای پیام/
همین واکنش سرد نشان میدهد که استفاده از عنوان «یاغی» برای جلالی، بیش از آنکه با واقعیت همخوانی داشته باشد، نوعی بزرگنمایی است.
در فوتبال ایران، واژه «یاغی» معمولاً به بازیکنانی اطلاق میشود که در یک تیم به چهرهای تأثیرگذار و محبوب تبدیل شدهاند و سپس راهی رقیب سنتی شوند. بازیکنانی که جداییشان برای یک طرف دردناک و حضورشان برای طرف مقابل یک پیروزی بزرگ تلقی شده است. به همین دلیل، این عنوان صرفاً به دلیل پوشیدن پیراهن هر دو تیم به دست نمیآید، بلکه نیازمند جایگاه ویژه، اثرگذاری عمیق و محبوبیت میان هواداران است.
جلالی در سالهای حضورش در استقلال هرگز به چنین جایگاهی نرسید. او اگرچه در مقاطعی فرصت بازی پیدا کرد و حتی به تیم ملی هم رسید، اما هیچگاه به یکی از مهرههای غیرقابل جانشین تیم تبدیل نشد.
حتی در فصل گذشته نیز جایگاه خود را در ترکیب اصلی از دست داد و کادر فنی ترجیح داد از گزینههای دیگر در سمت چپ خط دفاع استفاده کند. این موضوع نشان میدهد که او در سالهای حضورش نتوانست عملکردی ارائه دهد که جداییاش به یک بحران برای استقلال تبدیل شود.
شاید مهمترین نشانه همین موضوع، رفتار باشگاه استقلال در روند جدایی این بازیکن باشد. برخلاف برخی ستارهها که مدیران باشگاه برای حفظ آنها وارد مذاکرات طولانی میشوند، درباره جلالی چنین اتفاقی رخ نداد و استقلال بدون حاشیه خاصی با پایان همکاری او کنار آمد. این رفتار نشان میدهد که مدیران باشگاه نیز او را مهرهای غیرقابل جایگزین نمیدانستند.
از سوی دیگر، واکنش هواداران پرسپولیس نیز گویای همین واقعیت است. جذب جلالی در فضای هواداری این باشگاه با شور و هیجان ویژهای همراه نبوده و بسیاری از هواداران هنوز منتظر جذب بازیکنان تأثیرگذارتر هستند. در واقع این انتقال بیش از آنکه یک خرید بزرگ تلقی شود، به عنوان یک جابهجایی ساده تلقی میشود که فقط رنگ پیراهن بازیکن از آبی به قرمز تغییر یافته است.
مقایسه جلالی با چهرههایی که در گذشته پس از انتقال میان استقلال و پرسپولیس به عنوان «یاغی» شناخته شدند نیز چندان منطقی نیست. آن بازیکنان پیش از انتقال، سالها نقش کلیدی در تیمهای خود داشتند و نامشان با موفقیتها و خاطرات هواداران گره خورده بود. حساسیت آن انتقالها از همین جایگاه ویژه نشأت میگرفت، نه صرفاً از تغییر رنگ پیراهن.
به هرحال ابوالفضل جلالی حالا بازیکن پرسپولیس است و این فرصت را دارد که کیفیت خود را در تیم جدید به نمایش بگذارد و شاید جایگاه خودش را ترمیم کند اما هرگز نباید از واژه یاغی در مقابل نام او استفاده کرد. این به واقع یک انتقال کاملاً معمولی است.
او در استقلال نه ستارهای تعیینکننده بود و نه جداییاش واکنش گستردهای به دنبال داشت. جدایی او مانند جابهجایی سعید مهری، آرمان رمضانی و بازیکنانی از این دست میان دو باشگاه کاملاً بیاهمیت است.
وقتی از واژه یاغی استفاده میکنیم حتماً باید انتقالهای بزرگ میان دو باشگاه را که در طول تاریخ رخ داده در ذهن مرور کنیم. به این اسامی بنگرید: احمدرضاعابدزاده، شاهرخ بیانی، مهدی هاشمینسب، نیکبخت واحدی، علی انصاریان... این اسامی یاغی واقعی بودند یا بازیکنانی که حتی در باشگاه خود نیز مهره ثابتی نبودند و به تیم رقیب رفتهاند؟!
پاسخ روشن است...
انتهای پیام/