پرسش تکراری منتقدان و سکوت کادرفنی تیم ملی
جهانبخش؛ ستارهای در قاب تاریک
در صحنهای تکراری از فیلمی که تماشاگرانش دیگر حوصله ادامهاش را ندارند، علیرضا جهانبخش بار دیگر وارد قاب میشود. نه با فرم ایدهآل، نه با انگیزهای تازه، بلکه با همان چهره خسته و خاموشی که مدتهاست از درخشش فاصله گرفته است.
اما کارگردان، امیر قلعهنویی انگار اصرار دارد این نقش را فقط با او بازی کند. گویی تمام منطق انتخاب بازیگر در پشت صحنه تیم ملی، در برابر علاقه شخصی کارگردان رنگ میبازد.
از اردیبهشت ۱۴۰۴، وقتی تیتراژ حضور جهانبخش در باشگاه هیرنفین پایین آمد، دیگر صحنه جدیدی برایش نوشته نشد. هیچ تیمی، هیچ قرارداد تازهای، هیچ تصویر روشنی از آینده. با این حال، هر بار که فهرست تیم ملی منتشر میشود، نام او مثل بازیگری که نقش را پیشخرید کرده باشد، در تیتراژ اصلی دیده میشود بیهیچ توضیحی، بیهیچ منطق فنی.
در این روایت عجیب، جهانبخش تنها بازیگری است که بدون فیلم در جشنواره منتهی به جام جهانی شرکت میکند. او در تمام سال ۱۴۰۴ فقط چهار بازی باشگاهی داشته اما شش بار لباس تیم ملی را پوشیده است؛ رکوردی که حتی در دنیای خیالپردازانه سینما هم بعید است فیلمنامهنویسی جرأت ثبتش را داشته باشد.
قلعهنویی در برابر دوربینها، ترجیح میدهد درباره این انتخاب حرفی نزند. سکوتش طولانیتر از پلانهای کشدار یک فیلم تجربی است؛ سکوتی که بوی لجاجت میدهد. منتقدان اما بازهم میپرسند: وقتی دهها بازیکن آماده در لیگ برتر عطش حضور در تیم ملی را دارند، چرا نقش «بازیکن ویژه» باید همواره برای کسی محفوظ بماند که حتی روی پرده باشگاهی هم دیده نمیشود؟
در روزگار کیروش هم نمونههایی مشابه دیده شد؛ اشکان دژاگه، رامین رضاییان، محمدرضا خانزاده، اما نقششان کوتاه و گذرا بود؛ بازیگرانی که بعد از چند پلان کنار رفتند. جهانبخش اما در این فیلم جدید، گویا به قرارداد بلندمدت با کارگردان دست یافته است. او بیهیچ ترسی از حذف، دعوتنامههای تیم ملی را میگیرد، در حالیکه پیشنهادهای باشگاهیاش را با خونسردی رد میکند، انگار در انتظار نقش اولی در فیلمی خیالی است که هنوز ساخته نشده.
اما تماشاگران دیگر فریب سینمایی را نمیخورند. فرم فنی جهانبخش خاموش است، بدنش آماده رقابت نیست و حضورش در زمین چیزی جز چند دقیقه بیاثر و تصویرهای محو از بازیکنی فراموششده بهجا نمیگذارد. در شش بازی اخیر تیم ملی فقط ۱۲۴ دقیقه روی پرده ظاهر شده، بیهیچ گل، بیهیچ پاس گل.
کارگردان تیم ملی اما ظاهراً هنوز به این بازیگر اعتقاد دارد؛ شاید از روی عادت، شاید از ترس تغییر، شاید هم از سر لجبازی. اما ادامه این فیلم با چنین فیلمنامهای، بیش از آنکه تماشاگر را جذب کند، او را از سالن بیرون میراند.
جهانبخش دیگر ستاره درخشان نیست؛ او بازیکنی است که نور پروژکتورها هنوز رویش مانده، فقط چون کسی فراموش نکرده آن را خاموش کند.
انتهای پیام/