اخبار
25222
لزوم برخورد قاطع با فسخکنندگان
بازیکنان امنیت شغلی ندارند
محرومیت استقلال تهران از دو پنجره نقلوانتقالاتی به دلیل فسخ غیرقانونی قرارداد منتظر محمد، بازیکن عراقی، بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد که فوتبال ایران همچنان از ضعف ساختاری و ناهماهنگی در اجرای قوانین رنج میبرد. این محرومیت سنگین، پیام روشنی برای باشگاهها و مدیرانی است که تصور میکنند میتوانند بدون درنظرگرفتن چهارچوبهای قانونی، قراردادها را یکطرفه فسخ کنند و از تبعات آن هم در امان بمانند. اما نکته مهمتر این است که چنین رفتارهایی تنها محدود به فوتبال مردان نیست؛ بلکه در فوتبال زنان، با شدت و سهولت بیشتری رخ میدهد، آنهم بدون اینکه بازتاب رسانهای مناسب یا حمایت حقوقی لازم وجود داشته باشد.
واقعیت تلخ این است که در فوتبال زنان ایران، نقض قراردادها، بیاعتنایی به حقوق بازیکنان و فسخهای یکطرفه گاهی سادهتر از ارسال یک پیام در واتساپ اتفاق میافتد. تیمی که در لیگ برتر زنان فعالیت میکند، بدون طی مراحل قانونی، تنها با یک پیام کوتاه بدون امضا و سربرگ، به بازیکن اعلام میکند «به همکاری نیاز نداریم». نه حقوق پرداخت میشود، نه دلایل فسخ مشخص است و نه حتی فرصتی برای دفاع داده میشود. این رفتار در حالی رخ میدهد که بازیکنان زن نه درآمد قابلتوجهی دارند، نه حامی مالی و نه پشتوانه اجتماعی قابلاتکا. فوتبالی که بازیکنش ماهانه فقط چند میلیون دریافت میکند، چطور میتواند از پس هزینههای شکایت، پیگیری حقوقی یا حتی زندگی روزمره پس از کنار گذاشته شدن بربیاید؟
در همین حال، مقایسه برخوردها در فوتبال مردان و زنان خود نشاندهنده شکاف عمیقی است که در ساختار فوتبال ایران وجود دارد. در فوتبال مردان، با کوچکترین تخلف، احتمال بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی وجود دارد؛ همانگونه که در پرونده استقلال این اتفاق رخ داد. اما در فوتبال زنان علیرغم گزارشهای متعدد درباره فسخهای بدون مبنا، پرداختنشدن مطالبات و حتی محروم کردن بازیکنان از تمرین، هیچ سازوکار تنبیهی مشابهی دیده نمیشود. گویی قانون در زنان «توصیهای» است و در مردان «اجباری».
این وضعیت در حالی است که بسیاری از باشگاهها، بهخصوص در فوتبال زنان، به دلیل نبود درآمد کافی از تبلیغات، بلیتفروشی یا حق پخش، عملاً بازیکنان را تنها منبعی میدانند که میتوانند روی آن فشار وارد کنند. این رفتار نهتنها غیرقانونی است، بلکه از اساس غیرانسانی است. بازیکنی که تنها منبع درآمدش فوتبال است، وقتی با یک پیام واتساپ کنار گذاشته میشود، نه راه بازگشت دارد، نه جایی برای اعتراض و نه حتی فرصت پیدا کردن تیم جدید. این امر عملاً «نابودی حرفهای» اوست.
اکنون زمان آن رسیده که فدراسیون فوتبال، همانگونه که فیفا با تخلفات باشگاهها برخورد میکند، پنجره باشگاههای متخلف داخلی را نیز ببندد. اگر تیمی در لیگ زنان بدون دلیل قانونی، بازیکنش را کنار میگذارد، باید با همان شدت با آن برخورد شود که در پروندههای بینالمللی میشود. بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی، محرومیت مدیران، جریمه نقدی یا کسر امتیاز، ابزارهایی هستند که فدراسیون میتواند و باید از آنها استفاده کند.
بازیکنان زن ایران نه قراردادهای میلیاردی دارند، نه اسپانسرهای شخصی و نه امنیت شغلی. همین میزان اندک از درآمد که حق قانونی آنهاست، نباید با یک پیام کوتاه از بین برود. برخورد قاطع با فسخکنندگان یکطرفه، تنها راه ایجاد امنیت شغلی، حرفهایسازی فوتبال زنان و جلوگیری از بیعدالتی سیستماتیک است. اگر قرار است فوتبال زنان رشد کند، باید قانون در آن «اجرا» شود، نه فقط نوشته شود.
انتهای پیام/
واقعیت تلخ این است که در فوتبال زنان ایران، نقض قراردادها، بیاعتنایی به حقوق بازیکنان و فسخهای یکطرفه گاهی سادهتر از ارسال یک پیام در واتساپ اتفاق میافتد. تیمی که در لیگ برتر زنان فعالیت میکند، بدون طی مراحل قانونی، تنها با یک پیام کوتاه بدون امضا و سربرگ، به بازیکن اعلام میکند «به همکاری نیاز نداریم». نه حقوق پرداخت میشود، نه دلایل فسخ مشخص است و نه حتی فرصتی برای دفاع داده میشود. این رفتار در حالی رخ میدهد که بازیکنان زن نه درآمد قابلتوجهی دارند، نه حامی مالی و نه پشتوانه اجتماعی قابلاتکا. فوتبالی که بازیکنش ماهانه فقط چند میلیون دریافت میکند، چطور میتواند از پس هزینههای شکایت، پیگیری حقوقی یا حتی زندگی روزمره پس از کنار گذاشته شدن بربیاید؟
در همین حال، مقایسه برخوردها در فوتبال مردان و زنان خود نشاندهنده شکاف عمیقی است که در ساختار فوتبال ایران وجود دارد. در فوتبال مردان، با کوچکترین تخلف، احتمال بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی وجود دارد؛ همانگونه که در پرونده استقلال این اتفاق رخ داد. اما در فوتبال زنان علیرغم گزارشهای متعدد درباره فسخهای بدون مبنا، پرداختنشدن مطالبات و حتی محروم کردن بازیکنان از تمرین، هیچ سازوکار تنبیهی مشابهی دیده نمیشود. گویی قانون در زنان «توصیهای» است و در مردان «اجباری».
این وضعیت در حالی است که بسیاری از باشگاهها، بهخصوص در فوتبال زنان، به دلیل نبود درآمد کافی از تبلیغات، بلیتفروشی یا حق پخش، عملاً بازیکنان را تنها منبعی میدانند که میتوانند روی آن فشار وارد کنند. این رفتار نهتنها غیرقانونی است، بلکه از اساس غیرانسانی است. بازیکنی که تنها منبع درآمدش فوتبال است، وقتی با یک پیام واتساپ کنار گذاشته میشود، نه راه بازگشت دارد، نه جایی برای اعتراض و نه حتی فرصت پیدا کردن تیم جدید. این امر عملاً «نابودی حرفهای» اوست.
اکنون زمان آن رسیده که فدراسیون فوتبال، همانگونه که فیفا با تخلفات باشگاهها برخورد میکند، پنجره باشگاههای متخلف داخلی را نیز ببندد. اگر تیمی در لیگ زنان بدون دلیل قانونی، بازیکنش را کنار میگذارد، باید با همان شدت با آن برخورد شود که در پروندههای بینالمللی میشود. بسته شدن پنجره نقلوانتقالاتی، محرومیت مدیران، جریمه نقدی یا کسر امتیاز، ابزارهایی هستند که فدراسیون میتواند و باید از آنها استفاده کند.
بازیکنان زن ایران نه قراردادهای میلیاردی دارند، نه اسپانسرهای شخصی و نه امنیت شغلی. همین میزان اندک از درآمد که حق قانونی آنهاست، نباید با یک پیام کوتاه از بین برود. برخورد قاطع با فسخکنندگان یکطرفه، تنها راه ایجاد امنیت شغلی، حرفهایسازی فوتبال زنان و جلوگیری از بیعدالتی سیستماتیک است. اگر قرار است فوتبال زنان رشد کند، باید قانون در آن «اجرا» شود، نه فقط نوشته شود.
انتهای پیام/