بحران هویت در سرزمین فوتبال
سایه ۲۴ سال انتظار بر سر برزیل
برزیل، این ابرقدرت همیشه فوتبال جهان، اکنون درگیر عمیق ترین بحران هویت تاریخ خود است. فاصله ۲۴ ساله از آخرین قهرمانی جهان در ۲۰۰۲، نه فقط یک انتظار، که تبدیل به سایه ای سنگین بر روان جمعی ملتی شده که هویت خود را با «جوگو بونیتو» و جام جهانی گره زده است. جام ۲۰۲۶ نقطه عطفی تاریخی خواهد بود: یا ششمین ستاره بر لباس زرد میدرخشد، یا برزیل طولانیترین دوران قحطی قهرمانی خود را تجربه میکند.
این دوره ۲۴ ساله با فاصله مشابه بین قهرمانی ۱۹۷۰ و ۱۹۹۴، از جهاتی قابل مقایسه است. اما واقعیت این است که دوران پس از «پنتا» (پنجمین قهرمانی) به مراتب آسیبزنندهتر بوده است. بین سالهای ۱۹۷۴ تا ۱۹۹۴، با وجود ناکامیها، برزیل همچنان با افتخار در آینه نگاه میکرد. تیم ۱۹۸۲ اسطوره شد، شکستها اغلب قابل تحمل بود و در نهایت، قهرمانی ۱۹۹۴ رستگاری را به ارمغان آورد. فوتبال برزیل، «مفتخر» بود، نه مغرور.
اما پس از ۲۰۰۲، داستان به کلی تغییر کرد. شکست در ۲۰۰۶ آغازی تلخ بر این دوره بود. تیمی مملو از ابرستارههایی مانند رونالدینیو، رونالدو و کاکا، اما فاقد روح، شادی و ساختار، در یکچهارم نهایی مقابل فرانسه سقوط کرد. واکنش کنفدراسیون فوتبال برزیل (CBF) به جای بازنگری، روی آوردن به انضباط صرف با انتخاب دونگا به عنوان سرمربی بود. شاید در اینجا بود که برزیل واقعاً لبخند را از دست داد.
خروج زودهنگام ابرستارههای آن نسل، چه به دلیل مصدومیت (کاکا)، چه مشکلات شخصی (آدریانو و رونالدینیو) ، بار کامل مسئولیت را بر دوش نسل بعدی و مشخصاً نیمار انداخت. تیم ملی به «نیمار و ۱۰ نفر دیگر» تقلیل یافت. بحران هویت در فاجعه تاریخی ۷-۱ مقابل آلمان در ۲۰۱۴ و در غیاب نیمار مصدوم، به اوج خود رسید و تمام ضعفها را عریان کرد.
نیمار با تمام نبوغش نتوانست به طور مداوم در اوج بماند و مصدومیتهای مکرر، حضور مؤثرش در ادوار ۲۰۱۸ و ۲۰۲۲ را مختل کرد. شکستهای متوالی در مرحله یکچهارم نهایی (۲۰۱۰، ۲۰۱۸، ۲۰۲۲) به یک عادیسازی دردناک تبدیل شد. اکنون نسلی در زمین حضور دارد که یا خاطرهای از قهرمانی ۲۰۰۲ ندارد یا آن سالها به دنیا نیامده است.
راه حل فدراسیون برزیل برای بحران، روی آوردن به یک سرمربی خارجی برای نخستین بار در تاریخ حضور برزیل در جامهای جهانی بود: کارلو آنچلوتی. این انتخاب، نشانهای نمادین از سقوط اعتبار سرمربیان برزیلی حتی در وطن خود است. آنچلوتی وقت زیادی برای ساختن تیمی متعادل، احتمالاً بدون نیمار همیشگی و با تکیه بر نسل جدیدی به رهبری وینیسیوس جونیور ندارد.
سؤالات اساسی امروز برزیل را احاطه کرده: آیا باید به فوتبال آزاد و خلاقانه بازگشت یا بر انضباط تأکید کرد؟ آیا بدون نیمار میتوان برنده شد؟ آیا ستارههای جهانی جدیدی ظهور خواهند کرد؟ آیا سرمربی خارجی تنها راه بازگشت به اوج است؟
این انتظار طولانی، چیزی فراتر از یک دوره بدون قهرمانی است. این فرسایش تدریجی هویت یک ملت فوتبالدوست است. برزیل که روزی با واژههای «مسحورکننده» و «فاتح» تعریف میشد، در دو دهه اخیر نه افسون ساخته و نه فتحی را تجربه کرده است. سلسائو کماکان پرافتخارترین تیم تاریخ جامهای جهانی است، اما دیگر به ندرت در زمره اصلیترین مدعیان به حساب میآید. و این برای برزیل، «عادی» نیست.
اکنون وزن این انتظار، سنگینتر از هر زمان دیگری است. جام جهانی ۲۰۲۶ قرار است پاسخ این پرسش را بنویسد: آیا برزیل هویت گمشده خود را بازمییابد یا سایه این بحران عمیقتر خواهد شد؟
انتهای پیام/