اخبار
26650
از لاماسیا تا لیگ ایران؛ ستارهها در لیگ ایران گم میشوند؟
وقتی بازیکنسازی تعطیل میشود
فوتبال امروز جهان به وضوح نشان داده است که موفقیت پایدار یک باشگاه، بیش از هر چیز، به قدرت آکادمی و توانایی آن در پرورش استعدادهای جوان وابسته است. در اروپا، باشگاههایی مثل بارسلونا با آکادمی «لاماسیا» و آژاکس آمستردام این واقعیت را به چشم همگان میآورند؛ جایی که هر استعداد جوان نه تنها کشف میشود، بلکه مسیر رشد او تا رسیدن به تیم اصلی و حضور در حساسترین بازیهای لیگ و رقابتهای بینالمللی کاملاً مشخص و برنامهریزی شده است. ترکیب تیمهای بزرگسال این باشگاهها غالباً از محصولاتی تشکیل شده که در خود آکادمی شکل گرفتهاند و حضور مستمر بازیکنان جوان، تجربه و اعتمادبهنفس لازم را برای تبدیل شدن به ستارههای جهانی فراهم میکند.
اما داستان فوتبال ایران متفاوت است. آکادمیها فعالند و نمونههایی مثل فولاد خوزستان و آکادمی کیا موفق شدهاند بازیکنانی حرفهای به لیگ تحویل دهند، اما هنوز هیچ سیستم منسجم و پایدار انتقال استعدادها به تیمهای بزرگسال وجود ندارد. بازیکنان جوان، حتی پس از سالها آموزش، غالباً یا در همان ردههای پایه باقی میمانند یا به دست دلالان و واسطهها سپرده میشوند تا در چرخهای کوتاهمدت و سودجویانه بچرخند. نتیجه آن است که استعدادهای ناب فوتبال ایران، به جای آنکه مسیر طبیعی خود برای شکوفایی را طی کنند، گرفتار معاملات کوتاهمدت و منافع زودگذر میشوند.
یکی از اصلیترین موانع، سیستم دلالیسم و معاملات غیرشفاف است. در حالی که در اروپا قوانین شفاف انتقال بازیکن و استراتژیهای باشگاهی اجازه نمیدهند بازیکنان از مسیر طبیعی رشد خارج شوند، در ایران این چرخه هنوز عامل بازدارنده توسعه فوتبال پایه و تیمهای حرفهای است. حاصل آن چیزی جز کاهش بهرهوری آکادمیها، هدر رفتن استعدادها و فقدان یک نسل جدید از ستارهها نیست.
ضعفهای دیگر شامل نبود ساختار آموزشی منسجم، کمبود مربیان حرفهای و ارتباط محدود آکادمی با تیمهای بزرگسال است. در اروپا، این ارتباط همانند شریان حیاتی باشگاه است که خون تجربه و دانش را به کالبد تیم اصلی میرساند و موفقیتهای چشمگیر را رقم میزند. کافی است به بارسلونا نگاه کنیم؛ بیش از نیمی از ترکیب تیم بزرگسال از محصولات «لاماسیا» است، جایی که بازیکن جوان فرصت مییابد در بزرگترین لحظات بدرخشد. در ایران، حتی در موفقترین باشگاهها، چنین چیزی هنوز تحقق نیافته است. با وجود نمونههای محدود موفق، مانند ارتقای بازیکنان جوان آکادمی در گلگهر سیرجان و ملوان بندرانزلی، این مسیر هنوز به یک خط مشی پایدار و لیگمحور تبدیل نشده است.
یکی دیگر از چالشهای جدی باشگاههای ایرانی، هزینههای سنگین ارزی برای خرید بازیکنان خارجی است که غالباً نه تنها بازدهی لازم را ندارد، بلکه بودجه باشگاه را محدود میکند. راهکار پایدار و جایگزین، سرمایهگذاری روی آکادمیها و توسعه استعدادهای داخلی است.
آکادمیها در ایران ظرفیت بالایی دارند، اما تا زمانی که ساختار آموزشی اصلاح نشود، باشگاهها حرفهای نشوند و دلالیسم مهار نشود، استعدادهای ناب فوتبال ایران نمیتوانند مسیر طبیعی خود را طی کنند و شکوفا شوند. برای آنکه فوتبال ایران بتواند ستاره بسازد و در لیگهای حرفهای حضوری موفق داشته باشد، لازم است آکادمیها از مکانی برای معاملات کوتاهمدت، به قلب تپنده باشگاهها تبدیل شوند.
انتهای پیام/