از دی استفانو و رونالدو تا وینیسیوس
برنابئو به هیچ ستارهای رحم نمیکند
صحنهای آشنا اما این بار با شدتی بیسابقه. وینیسیوس جونیور، ستاره برزیلی رئال مادرید، در اولین بازی تیمش در برنابئو پس از برکناری ژابی آلونسو، نه با تشویق، که با طوفانی از هو کردنهای ممتد و خشم هواداران مواجه شد. از اولین تا آخرین لمس توپ، او هدف خشم جمعیتی قرار گرفت که معمولاً پشتیبان بیقید و شرط ستارههایشان هستند. این ماجرا اگرچه تلخ اما اتفاق جدیدی در تاریخ طولانی رابطه گاه پرتنش این ورزشگاه افسانهای با بزرگانش نیست.
دی استفانو؛ خشم برنابئو از یک آگهی بازرگانی
حتی بزرگترین اسطوره تاریخ باشگاه، آلفردو دی استفانو، از خشم برنابئو در امان نبوده است. در کریسمس ۱۹۶۲، یک آگهی تبلیغاتی جوراب زنانه که دی استفانو در آن با پاهای زنانه به تصویر کشیده شده بود، جنجال به پا کرد. در اولین بازی پس از پخش آن آگهی، هواداران هر بار که توپ به پایش میرسید، او را هو کردند اما واکنش اسطوره آرژانتینی بینظیر بود: او با دو گل به اتلتیک بیلبائو، هواداران را به سکوت و سپس تشویق واداشت. او نشان داد عملکرد در زمین، قویترین پاسخ است.
رونالدو؛ از هو تا تشویق
کریستیانو رونالدو که از نظر آماری حتی از دی استفانو هم فراتر رفت نیز بارها خشم برنابئو را تجربه کرد. اظهاراتش درباره احساس «دوست داشته نشدن» خشم هواداران را برمیانگیخت. در مارس ۲۰۱۶، پس از یک پاس اشتباه در برابر سلتاویگو، او شدیداً هو شد. پاسخ او؟ چهار گل در ۲۶ دقیقه. او بعد از گل اول دستان خود را به کنایه روی گوشهایش گذاشت. هو شدن او در پایان آن مسابقه تبدیل به تشویق ایستاده کل ورزشگاه برای او شد.
میشل؛ ترک زمین و ماجرای گورباچف
پس از شکست سنگین ۵-صفر برابر میلان در نیمهنهایی جام اروپا در سال ۱۹۸۹، میشل گونزالس هدف سرزنش قرار گرفت. هواداران حتی پس از قهرمانی در لالیگا هم به هو کردن او ادامه دادند. واکنش او شدید بود: در بازی بعد در برنابئو، دقایقی قبل از پایان نیمه، خودش زمین را ترک کرد. سیلویو برلوسکنی، رئیس وقت میلان، این واقعه را اینگونه تفسیر کرد: «هو کردن میشل در برنابئو مانند هو کردن گورباچف در دفتر حزب خودش است.» میشل ماند و بعد از فراز و نشیبهایی با برنابئو آشتی کرد.
زیدان؛ استادی که خودش هو شده بود
زیدان به عنوان مربی، زمانی که بازیکنانش هو میشدند، با آرامش خاص خود میگفت: «من را هم در این ورزشگاه هو کردند.» فصل اول حضورش در مادرید در سال ۲۰۰۱، با ماههای دشواری همراه بود که در آن اعتراضها و هو کردن پراکنده، جایگاه او را زیر سؤال میبرد. حتی گاهی این بحث پیش میآمد که رئال آیا بدون او بهتر بازی نمیکند؟ نابغهای مثل زیدان هم برای تطبیق با انتظارات برنابئو نیاز به زمان داشت.
بیل؛ عادت به هو شدن
برای گرت بیل، هو شدن تقریباً به یک عادت تبدیل شده بود. اما شدیدترین مورد در نوامبر ۲۰۱۹ ثبت شد، جایی که گزارشها از «بیسابقه بودن این ماجرا» میگفتند. پاسخ بیل؟ بیاعتنایی. او گفت: «یاد گرفتهام که هو شدن را مدیریت کنم. حالا وقتی این اتفاق میافتد، فقط شانههایم را بالا میاندازم.» گاهی اوقات پاسخ ندادن، خود پاسخی قدرتمند است.
راموس؛ پذیرش مسئولیت به عنوان کاپیتان
حتی کاپیتان افسانهای رئال نیز در نوامبر ۲۰۱۸، پس از مخالفت علنی با آمدن آنتونیو کونته به عنوان مربی، هو شدنهای گستردهای را تجربه کرد. واکنش راموس نشاندهنده قدرت رهبری یک کاپیتان واقعی بود: «ما به عنوان کسانی که بیشترین زمان را اینجا بودهایم، باید این نقش را بپذیریم. من کاپیتانم و باید جلو بیایم. به اینکه باری سنگین را روی دوشم میگذارند، افتخار میکنم.» او خشم را به مسئولیت تبدیل کرد.
کاسیاس؛ تراژدی یک اسطوره
فرزند باشگاه هم از خشم برنابئو مصون نبود. رابطه کاسیاس با برنابئو پس از درگیری با ژوزه مورینیو برای همیشه تغییر کرد. هو شدن او در ورزشگاه خودش چنان برای جانلوئیجی بوفون، دروازهبان بزرگ ایتالیایی، عجیب بود که گفت: «هو کردن ایکر برای من غیرقابل باور و یک ناسپاسی واقعی است.» غمانگیزترین داستان در این لیست متعلق به کاسیاس است و این موضوع نشان میدهد که حتی وفاداری طولانیمدت هم گاهی در برابر انتظارات آنی هواداران در ورزشگاه رنگ میبازد.
بنزما؛ مسیر طولانی تا پذیرش
کریم بنزما که باشگاه را در اوج ترک کرد، مسیر دشواری را در این تیم طی کرد. ارتباط واقعی او با هواداران تا سال ۲۰۱۸ و پس از رفتن کریستیانو برقرار نشد. برای نزدیک به یک دهه، او بارها ناخشنودی برنابئو را تجربه کرد، تا جایی که یک بار کریستیانو خودش از هواداران خواست تا به جای هو کردن، از او حمایت کنند. صبر و ثبات در عملکرد بنزما در نهایت باعث موفقیت او شد.
وینیسیوس؛ در مسیر تکامل
تجربه وینیسیوس، اگرچه دردناک بود اما او را وارد جایگاه خاص در باشگاهی میکند که تاریخش مملو از ستارههایی است که از شعله آتش خشم برنابئو گذشته و اغلب قویتر از قبل ظاهر شدهاند. برنابئو با عشق حمایت میکند، اما با انتقاد بیامان بازیکنان را تربیت میکند. این ورزشگاه یک حامی ساده نیست، یک معلم سختگیر است. درس برای وینیسیوس و هر ستاره آینده روشن است: خشم برنابئو موقتی است، اما ثبت جایگاه در تاریخ رئال، با پاسخگویی در زمین و شکیبایی به دست میآید. این طوفانها بخشی از روند تبدیل شدن به یک اسطوره واقعی در رئال مادرید است. وینیسیوس اکنون این فرصت را دارد که مانند پیشینیان بزرگ خود، این چالش را به نقطه عطفی در کارنامه درخشان خود تبدیل کند.
انتهای پیام/