شطرنج تاکتیکی مرضیه جعفری در غیاب زندی
معمای سیستم تیم ملی در جام ملتها
کمتر از یک ماه تا آغاز هیجان جام ملتهای آسیا زمان باقی است و اردوی تیم ملی فوتبال بانوان ایران، بیش از هر زمان دیگری درگیر یک بازسازی استراتژیک شده است. مرضیه جعفری که به سختکوشی و دقت در جزئیات شهرت دارد، حالا با چالشی روبهرو است که هنوز برایش جواب قطعی پیدا نکرده و سؤال اصلی محافل ورزشی این است، وقتی یکی از ستونهای اصلی فرو میریزد، معمار تیم چه نقشهای برای سقف آرزوهای دختران ایران خواهد کشید؟
بحران در جناحین؛ جای خالی «نگین» نمایان است
مصدومیت نگین زندی، فراتر از یک غیبت ساده برای تیم ملی است. زندی در سیستم ۱-۳-۲-۴ مورد علاقه جعفری، نقش «پیستون پیشران» را بازی میکرد. سرعت انفجاری و قدرت عبوراز نبردهای یک در برابر یک او از فضاهای کور، به تیم ملی اجازه میداد تا در انتقال از دفاع به حمله، زهرآگین عمل کند. حالا با خروج او از ترکیب به دلیل مصدومیت، بال راست تیم ملی به یک حفره استراتژیک تبدیل شده که پر کردن آن، اولین آزمون جدی کادرفنی است.
هراس از تکرار تجربه «خاتون»؛ پنج دفاعه یا چهار دفاعه؟
قرار گرفتن ایران در گروهی که قدرتهای برتر آسیا در آن حضور دارند، ناخودآگاه ذهن را به سمت سیستمهای تدافعیتر میبرد. وسوسه استفاده از ۵ مدافع برای بستن فضاها، همواره در تقابل با غولهای سرعتی فوتبال آسیا وجود دارد. با این حال، سایه سنگین شکست پرگل خاتون بم با همین سیستم مقابل نماینده چین در جام باشگاههای آسیا، هنوز بر سر تفکرات جعفری سنگینی میکند. در آن بازی ثابت شد که تغییر ساختار به دفاع خطی ۵ نفره، بدون هماهنگی طولانیمدت، تنها به سردرگمی مدافعان و باز شدن کانالهای میانی منجر میشود. بنابراین، به نظر میرسد اصرار بر همان آرایش ۴ دفاعه، اما با شرح وظایف محافظهکارانهتر برای هافبکهای دفاعی، منطقیتر باشد.
مثلث تهاجم؛ جابهجایی مهرهها برای مات کردن حریف
در غیاب زندی، نگاهها به سمت «محدثه زلفی» چرخیده است. زلفی با همان سبک بازی جسورانه و تکنیک فانتزی، به نوعی «اسلحه پنهان» ایران محسوب میشود. او اگر بتواند بار روانی جانشینی زندی را تحمل کند، میتواند در کنار سارا دیدار، زوج ویرانگری را در جناحین بسازد. اما گره اصلی در نوک پیکان حمله است. افسانه چترنور، خانمگل لیگ، با شم گلزنی بالای خود یک گزینه غیرقابل چشمپوشی است اما هوشمندی جعفری شاید در این باشد که از چترنور در پست وینگر استفاده کند تا هم قدرت تمامکنندگی را به کنارهها ببرد و هم فضا را برای فرارهای سارا دیدار در عمق باز کند.
معمای «شماره ۱۰» و فاکتور سرعت
بزرگترین چالش تاکتیکی در بازیهای دشوار مقابل استرالیا یا کره جنوبی رقم میخورد؛ جایی که «دوندگی بیامان» حرف اول را میزند. زهرا قنبری، ستاره بیچون و چرای فوتبال ما، در پست شماره ۱۰ یک وزنه روحی و فنی است، اما سرعت بالای بازی در سطح اول آسیا، این سؤال را ایجاد میکند، آیا در بازیهایی که نیاز به پرس شدید و بازگشتهای سریع داریم، قنبری سن بالا میتواند فیکس باشد؟ اگر جعفری تصمیم به نیمکتنشینی قنبری بگیرد تا تیمی دوندهتر را روانه میدان کند، خلأ خلاقیت در میانه زمین را چگونه پر خواهد کرد؟ اینجاست که نقش هافبکهای میانی برای اتصال خط دفاع به حمله، دوچندان میشود.
تیم ملی ایران برای موفقیت در این کارزار، به چیزی فراتر از ساقهای آماده نیاز دارد؛ ما به «انعطاف تاکتیکی» نیاز داریم. مرضیه جعفری باید ثابت کند که درسهای شکست با خاتون را به خوبی مرور کرده و میتواند با ابزارهای موجود، مدلی از فوتبال را ارائه دهد که در آن، غیبت ستارهها با درخشش «تیم» جبران شود. جام ملتها نزدیک است و این شطرنج دیدنی، تازه آغاز شده است.
انتهای پیام/
بحران در جناحین؛ جای خالی «نگین» نمایان است
مصدومیت نگین زندی، فراتر از یک غیبت ساده برای تیم ملی است. زندی در سیستم ۱-۳-۲-۴ مورد علاقه جعفری، نقش «پیستون پیشران» را بازی میکرد. سرعت انفجاری و قدرت عبوراز نبردهای یک در برابر یک او از فضاهای کور، به تیم ملی اجازه میداد تا در انتقال از دفاع به حمله، زهرآگین عمل کند. حالا با خروج او از ترکیب به دلیل مصدومیت، بال راست تیم ملی به یک حفره استراتژیک تبدیل شده که پر کردن آن، اولین آزمون جدی کادرفنی است.
هراس از تکرار تجربه «خاتون»؛ پنج دفاعه یا چهار دفاعه؟
قرار گرفتن ایران در گروهی که قدرتهای برتر آسیا در آن حضور دارند، ناخودآگاه ذهن را به سمت سیستمهای تدافعیتر میبرد. وسوسه استفاده از ۵ مدافع برای بستن فضاها، همواره در تقابل با غولهای سرعتی فوتبال آسیا وجود دارد. با این حال، سایه سنگین شکست پرگل خاتون بم با همین سیستم مقابل نماینده چین در جام باشگاههای آسیا، هنوز بر سر تفکرات جعفری سنگینی میکند. در آن بازی ثابت شد که تغییر ساختار به دفاع خطی ۵ نفره، بدون هماهنگی طولانیمدت، تنها به سردرگمی مدافعان و باز شدن کانالهای میانی منجر میشود. بنابراین، به نظر میرسد اصرار بر همان آرایش ۴ دفاعه، اما با شرح وظایف محافظهکارانهتر برای هافبکهای دفاعی، منطقیتر باشد.
مثلث تهاجم؛ جابهجایی مهرهها برای مات کردن حریف
در غیاب زندی، نگاهها به سمت «محدثه زلفی» چرخیده است. زلفی با همان سبک بازی جسورانه و تکنیک فانتزی، به نوعی «اسلحه پنهان» ایران محسوب میشود. او اگر بتواند بار روانی جانشینی زندی را تحمل کند، میتواند در کنار سارا دیدار، زوج ویرانگری را در جناحین بسازد. اما گره اصلی در نوک پیکان حمله است. افسانه چترنور، خانمگل لیگ، با شم گلزنی بالای خود یک گزینه غیرقابل چشمپوشی است اما هوشمندی جعفری شاید در این باشد که از چترنور در پست وینگر استفاده کند تا هم قدرت تمامکنندگی را به کنارهها ببرد و هم فضا را برای فرارهای سارا دیدار در عمق باز کند.
معمای «شماره ۱۰» و فاکتور سرعت
بزرگترین چالش تاکتیکی در بازیهای دشوار مقابل استرالیا یا کره جنوبی رقم میخورد؛ جایی که «دوندگی بیامان» حرف اول را میزند. زهرا قنبری، ستاره بیچون و چرای فوتبال ما، در پست شماره ۱۰ یک وزنه روحی و فنی است، اما سرعت بالای بازی در سطح اول آسیا، این سؤال را ایجاد میکند، آیا در بازیهایی که نیاز به پرس شدید و بازگشتهای سریع داریم، قنبری سن بالا میتواند فیکس باشد؟ اگر جعفری تصمیم به نیمکتنشینی قنبری بگیرد تا تیمی دوندهتر را روانه میدان کند، خلأ خلاقیت در میانه زمین را چگونه پر خواهد کرد؟ اینجاست که نقش هافبکهای میانی برای اتصال خط دفاع به حمله، دوچندان میشود.
تیم ملی ایران برای موفقیت در این کارزار، به چیزی فراتر از ساقهای آماده نیاز دارد؛ ما به «انعطاف تاکتیکی» نیاز داریم. مرضیه جعفری باید ثابت کند که درسهای شکست با خاتون را به خوبی مرور کرده و میتواند با ابزارهای موجود، مدلی از فوتبال را ارائه دهد که در آن، غیبت ستارهها با درخشش «تیم» جبران شود. جام ملتها نزدیک است و این شطرنج دیدنی، تازه آغاز شده است.
انتهای پیام/