string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
حمیدرضا عرب

حمیدرضا عرب

فوتبال ایران

27377
دفاع شگفت‌آور تاجرنیا از پروژه شکست‌خورده سیدورف

استقلال برند است، نه ویترین عکس‌های مشاور هلندی

دفاع شگفت‌آور تاجرنیا از پروژه شکست‌خورده سیدورف

مصاحبه اخیر تاجرنیا، سرپرست مدیرعاملی استقلال درباره نحوه همکاری با کلارنس سیدورف بیش از آنکه پاسخی به ابهامات بدهد، مجموعه‌ای از تناقض‌ها را آشکار کرد؛ تضادهایی که این سؤال اساسی را پررنگ‌تر می‌کند: همکاری استقلال با سیدورف دقیقاً چه دستاوردی داشته است؟

تاجرنیا مدعی شده «سیدورف فرصت خوبی برای استقلال بود»؛ اما این فرصت خوب دقیقاً کجا خودش را نشان داد؟ در جذب بازیکنانی مانند جنپو و نازون که نه تنها کمکی به استقلال نکردند، بلکه حتی ساپینتو نیز رضایتی از جذب آنها نداشت؟ یا در غیبت‌های پرتعداد سیدورف که عملاً او را به چهره‌ای کم‌اثر و دور از باشگاه تبدیل کرد؟ اگر اینها مصداق فرصت خوب است، باید تعریف فرصت را از نو نوشت.
در بخش دیگری از صحبت‌ها، تاجرنیا با لحنی گلایه‌آمیز می‌گوید: «کاش سیدورف در تعارض منافع با یک باشگاه هلندی نبود تا بیشتر در ایران حضور پیدا می‌کرد.» این جمله یک پرسش بدیهی را ایجاد می‌کند؛ مگر روزی که قرارداد با سیدورف امضا شد، مدیران استقلال از مشغله‌ها و فعالیت‌های دیگر او بی‌خبر بودند؟ اگر می‌دانستند، چرا قرارداد بستند و اگر نمی‌دانستند، این خود نشانه‌ای از ضعف مدیریتی نیست؟
شگفتی از اظهارات تاجرنیا زمانی پررنگ‌تر می‌شود که او در جایی دیگر می‌گوید: «کاش سیدورف بیشتر در ایران حضور پیدا می‌کرد.» این جمله عملاً اعترافی غیرمستقیم است به اینکه سیدورف به تعهداتش عمل نکرده است. مشاوری که قرار بود ماهی 5 روز(طبق استناد به مصاحبه چندوقت قبل جویباری) در کنار باشگاه باشد، در عمل بیشتر یک نام بود تا یک حضور مؤثر. حال سؤال اینجاست؛ وقتی تعهدات اولیه اجرا نشده، چگونه همچنان از این همکاری دفاع می‌شود؟
ادعای دیگر تاجرنیا این است که «برخی بازیکنان به خاطر سیدورف به استقلال آمدند»؛ این استدلال نیز چندان محکم به نظر نمی‌رسد. بازیکن خارجی به خاطر نام سیدورف به استقلال آمده یا به خاطر قرارداد دلاری؟ اگر قرار است همه چیز به نام سیدورف نوشته شود، پس جذب‌های ناموفق مثل جنپو و نازون را هم باید به پای او گذاشت؛ بازیکنانی که نه کیفیت لازم را داشتند و نه آورده فنی. ضمن اینکه باشگاه استقلال آنقدر بزرگ هست که برای جذب بازیکن نیازی به واسطه‌ای به نام سیدورف نداشته باشد. فراموش نکرده‌ایم روزگاری بازیکنی مثل چی لوید ساموئل با سابقه طولانی در لیگ برتر انگلیس استقلالی شد، بی‌آنکه سیدورفی در کار باشد.
نکته عجیب‌تر، اظهارنظر پایانی تاجرنیا است؛ جایی که می‌گوید برای فصل بعد باید «تجدیدنظر کنیم تا از سیدورف بیشتر استفاده شود»؛ سؤال روشن است: مگر سیدورف در همین فصل به تعهداتش عمل کرده که حالا قرار است دوباره روی او سرمایه‌گذاری شود؟ وقتی خروجی این همکاری، جز چند عکس یادگاری و چند مصاحبه مبهم چیزی نبوده، اصرار بر ادامه آن چه توجیهی دارد؟
مجموع این اظهارات نشان می‌دهد صحبت‌های تاجرنیا بیش از آنکه دفاعی منطقی باشد، تلاشی است برای توجیه یک همکاری بی‌ثمر؛ تعاملی که تاکنون هزینه داشته، اما فایده‌ای ملموس برای استقلال به همراه نیاورده است و شگفتا که مدیریت استقلال در تلاش است این حضور بی‌اثر را توجیه کند درحالی که مبالغ قابل توجهی از جبیب استقلال هم رفته و این همکاری هیچ بازدهی به همراه نداشته است.
اینکه تاجرنیا در بخشی از صحبت‌های خود تلاش کرده حضور برخی بازیکنان را در افکار عمومی نتیجه استخدام مشاور هلندی جا بیندازد، اوج بی‌انصافی در قبال سابقه باشگاهی با هواداران میلیونی است که همین حالا نیز در آسیا تیمی قابل احترام است.

باشگاه دیگر با سرپرست اداره نمی‌شود
جویباری، نزدیک‌ترین گزینه مدیرعاملی استقلال

با ادامه بلاتکلیفی در رأس مدیریت باشگاه استقلال، این روزها مهم‌ترین پرسش پیرامون آبی‌پوشان به انتخاب مدیرعامل جدید بازمی‌گردد؛ سمتی حساس که در مقطع فعلی می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در مسیر آینده استقلال داشته باشد. در میان گزینه‌های مطرح‌شده، نگاه‌ها بیش از همه به سمت علی نظری‌جویباری چرخیده است. مدیری که هم‌اکنون عضو هیأت‌مدیره باشگاه است و در ابتدای فصل نیز برای مدتی کوتاه مدیرعامل استقلال بود.
نظری جویباری ابتدای همین فصل و  پس از شکست استقلال مقابل تراکتور و در اوج فشارهای هواداری، از سمت خود استعفا داد تا فضای ملتهب آن مقطع آرام‌تر شود. حالا اما شرایط تغییر کرده و مدیران باشگاه بار دیگر نام او را به‌عنوان جدی‌ترین گزینه مدیرعاملی مطرح کرده‌اند. نکته قابل توجه اینکه جویباری فعلاً درباره بازگشت احتمالی‌اش سکوت اختیار کرده و ترجیح داده با موضع‌گیری رسمی، به این گمانه‌زنی‌ها دامن نزند. با این حال، شواهد و قرائن نشان می‌دهد او در مقایسه با سایر گزینه‌ها، از اقبال بیشتری برخوردار است و احتمال حضور دوباره‌اش در رأس مدیریت استقلال بالاست.
آنچه در این میان بیش از نام مدیرعامل اهمیت دارد، شرایط فعلی استقلال است. تیم در مقطعی حساس قرار گرفته و هرگونه تنش مدیریتی می‌تواند تمرکز مجموعه را بر هم بزند. مدیرعامل آینده استقلال، هر فردی که باشد، پیش از هر چیز باید بتواند آرامش را به بدنه تیم، کادرفنی و فضای اطراف باشگاه تزریق کند. استقلال برای ادامه مسیر خود بیش از تصمیمات نمایشی، به ثبات و آرامش نیاز دارد؛ موضوعی که نقش مدیرعامل جدید را حیاتی‌تر از همیشه می‌کند.
انتهای پیام/
دیدگاه ها