string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

فوتبال ایران

27383
مالک باشگاه، اسپانسر مسابقات شد!

سایه تضاد منافع بر جام قهرمانان زنان فیفا

مالک باشگاه، اسپانسر مسابقات شد!

ورود میشل کانگ، سرمایه‌دار و مالک چندین باشگاه برجسته فوتبال زنان، به عنوان شریک رسمی جام قهرمانان زنان فیفا، موجی از بحث و جدل را پیرامون تضاد منافع و احتمال جانبداری در این عرصه برانگیخته است. تصمیم فیفا مبنی بر معرفی شرکت «کینیسکا»، متعلق به کانگ، به عنوان شریک اصلی نخستین دوره جام قهرمانان زنان جهان، اگرچه با نیت ظاهری توسعه فوتبال زنان صورت گرفته اما اکنون پرسش‌های جدی در خصوص استقلال و بی‌طرفی این نهاد بین‌المللی را به همراه داشته است.
داستان از نوامبر ۲۰۲۴ آغاز شد؛ هنگامی که فدراسیون فوتبال امریکا از کمک ۳۰ میلیون دلاری میشل کانگ به فوتبال زنان این کشور طی یک دوره پنج ساله خبر داد. این کمک مالی به عنوان «هدیه‌ای تاریخی» و اقدامی غیرانتفاعی مورد استقبال قرار گرفت و عمده واکنش‌ها به آن مثبت بود. در ادامه، کانگ با تاسیس «مؤسسه زنان کانگ» وعده داد که با استفاده از علم، نوآوری و ارتقای استانداردهای فنی، فوتبال زنان را متحول سازد. بسیاری از فعالان این حوزه، این اقدامات را نشان‌دهنده تعهد وی به رشد این ورزش تلقی کردند.
با این حال، اعلام همکاری رسمی فیفا با مجموعه کانگ برای جام قهرمانان زنان، این موضوع را وارد فاز حساس‌تری کرد. کانگ مالک سه باشگاه فوتبال زنان است، از جمله لیون فرانسه، واشنگتن اسپیریت امریکا و لندن سیتی لاینز؛ باشگاه‌هایی که همگی در پی کسب عنوان قهرمانی در تورنمنت‌های بین‌المللی هستند. همین امر سبب شده است تا برخی از کارشناسان، این همکاری را مصداق بارز تضاد منافع بدانند.
فیفا در مقام دفاع از تصمیم خود، اعلام کرده است که هیچ‌یک از باشگاه‌های تحت مالکیت کانگ در دوره نخست این رقابت‌ها حضور ندارند و این همکاری صرفاً محدود به همین دوره خواهد بود. با این وجود، منتقدان بر این باورند که چنین توجیهی نمی‌تواند به طور کامل نگرانی‌ها را برطرف کند. آنها این وضعیت را با فرضیه‌ای مقایسه می‌کنند که مالک یک باشگاه مردان، اسپانسر مستقیم لیگ قهرمانان اروپا شود؛ اتفاقی که به طور قطع با واکنش منفی گسترده‌ای مواجه خواهد شد.
نگرانی اصلی در این است که در آینده، باشگاه‌های متعلق به کانگ در این رقابت‌ها حضور خواهند داشت و در آن صورت، شبهه جانبداری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. به ویژه آنکه جوایز مالی این مسابقات قابل توجه است؛ به طوری که قهرمان این دوره ۲/۳ میلیون دلار و تیم نایب‌قهرمان یک میلیون دلار دریافت خواهند کرد. منتقدان معتقدند وضعیتی که در آن یک سرمایه‌گذار امروز به فیفا پول می‌دهد و فردا باشگاهش ممکن است از همین تورنمنت سود مالی ببرد، اساس شفافیت را زیر سؤال می‌برد.
از سوی دیگر، برخی بر این باورند که فوتبال زنان هنوز در مرحله رشد قرار دارد و نیازمند سرمایه‌گذاری است؛ بنابراین ورود سرمایه‌داران بزرگ، حتی اگر مالک باشگاه باشند، امری اجتناب‌ناپذیر است. نزدیکان میشل کانگ نیز تأکید می‌کنند که انگیزه او کاملاً خیرخواهانه و در راستای توسعه فوتبال زنان بوده و نه کسب سود شخصی.
با این حال، آنچه بیش از نیت افراد اهمیت دارد، «برداشت عمومی» و اعتماد هواداران است. حتی اگر همکاری فیفا و کانگ با حسن نیت انجام شده باشد، خطر ایجاد بی‌اعتمادی میان باشگاه‌ها و تماشاگران جدی است. اکنون این پرسش مطرح است که آیا فیفا راه دیگری برای تأمین منابع مالی فوتبال زنان نداشت و چرا به سراغ مالکان باشگاه‌ها رفت؟


انتهای پیام/
دیدگاه ها