اخبار
30578
وقتی کاپیتان، ماتریکس توجیه را در هم میشکند
جهانبخش، معمار رنسانس فوتبال ایران؟
نزدیک به سه هفته از سوت پایان کار تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ گذشته است؛ تورنمنتی که با ثبت سه تساوی ناامیدکننده برابر نیوزیلند، بلژیک و مصر، کسب تنها ۳ امتیاز و ابقای یوزها در رتبه سوم گروه، هفتمین حسرت متوالی برای صعود به دور حذفی را روی دل فوتبال ایران گذاشت. در تمام روزهای پس از این حذف فرساینده، اتمسفر فوتبال کشور غرق در یک «ماتریکس توجیه» بود؛ جایی که کادر فنی پشت سنگر عباراتی چون «بدشانسی»، «محدودیتهای لجستیکی کمپ مکزیک» و واژه فریبنده «شکستناپذیری در وقتهای قانونی» پنهان شده بود. اما درست در اوج این فرار از مسئولیت، مانیفست صریح، بیپرده و شجاعانه علیرضا جهانبخش، کاپیتان تیم ملی، چون پتکی بر پیکره این ساختار توجیهگر فرود آمد تا «پذیرش واقعیت» به بزرگترین دستاورد ایران در قاره آمریکا تبدیل شود. این اقدام شجاعانه، نه تنها افکار عمومی را بیدار کرد، بلکه نویدبخش آغازی دوباره برای اصلاحات عمیق در ساختار فوتبال کشور است.
بدون شک، نقد منصفانه حکم میکند که خطکشیهای لجستیکی فوتبال ایران نادیده گرفته نشود. تیم ملی در مسیر این جام جهانی با کوهی از مشکلات دستوپنجه نرم کرد؛ از لغو فیفادیهای گرانبها گرفته تا برپایی کمپ نهایی در تیخوانای مکزیک که به دلیل دوری از محل برگزاری مسابقات در آمریکا، چیزی جز جتلگ، خستگی مفرط و فرسایش بدنی برای ملیپوشان به همراه نداشت. این عوامل، چالشهای جدی برای آمادگی تیم ایجاد کرده بودند.
اما تقلیل دادن این حذف تلخ به عوامل بیرونی، یک آدرس غلط استراتژیک است که ریشههای عمیقتری دارد. تیم ملی درون مستطیل سبز با فقر تئوریک روی نیمکت، تعویضهای سوخته، اصرار بر استفاده از مهرههای پا به سن گذاشته و یک بازی کاملاً پیشبینیپذیر روبرو بود. پس از سوت پایان، انتظار میرفت کادر فنی در قامت پاسخگو ظاهر شود و به تحلیل فنی عملکرد بپردازد، اما واکنش اعضای کادر و برخی بازیکنان، بیشتر شبیه به دکترینِ «انکار مطلق» بود؛ رویکردی تدافعی که روزبهروز فاصله میان تیم ملی و افکار عمومی را عمیقتر و تاریکتر کرد و به بیاعتمادی دامن زد.
در شرایطی که امیر قلعهنویی روزه سکوت گرفته بود، علیرضا جهانبخش خطکشیهای مرسوم را کنار زد و مسیر حقیقت را انتخاب کرد. کاپیتان تیم ملی با صراحت تمام، آب پاکی را روی دست توجیهگران ریخت و اعلام کرد: «در جام جهانی ۲۰۲۶ هیچ دستاوردی نداشتیم.»
این جمله کوتاه، آینه تمامنمایی بود که جهانبخش در برابر بدنه مدیریتی و فنی تیم ملی گرفت. او فراتر از این، پرده از حواشی خودساخته درون تیم برداشت و اذعان کرد که بخشی از گارد منفی جامعه نسبت به تیم، حاصل رفتار خودِ بازیکنان بوده است. جهانبخش حتی با شجاعت اعلام کرد که پیش از تورنمنت به قلعهنویی پیشنهاد داده بود در صورت عدم نیاز فنی، نام او را از لیست خط بزند؛ کدی روشن که نشان میدهد نسل جدید فوتبال چقدر از تفکرات حاکم بر نیمکت، جلوتر و واقعبینتر و خواستار تغییر و تحول است.
پارادوکس نیمکت و زمین: صحبتهای جهانبخش یک جراحی عمیق روی رفتارهای رسانهای کادر فنی بود. او صراحتاً تأکید کرد که نوع برخورد کادر فنی با نقدها باید منطقی، حرفهای و مبتنی بر واقعیت باشد، نه احساسی و تقابلی که تنها به تشدید تنشها منجر میشود. این اظهارات، پارادوکس بزرگی را در تیم ملی عیان کرد، در حالی که فرمانده داخل زمین (کاپیتان) شکست را پذیرفته و به دنبال راهکار است، فرمانده روی نیمکت (سرمربی) هنوز درگیر فرمولهای قدیمی برای بیتقصیر نشان دادن خود است و از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکند. این تضاد در دیدگاهها، مانعی بزرگ بر سر راه پیشرفت است.
پذیرفتن اشتباه، نخستین گام علمی برای اصلاح ساختار است. فوتبال دنیا سالهاست که از فرهنگ «انکار» عبور کرده و به «آسیبشناسی ارگانیک» رسیده است؛ رویکردی که بر تحلیل واقعبینانه و ریشهای مشکلات تأکید دارد. اگر تفکر خودانتقادی که جهانبخش آن را پایهگذاری کرد در بدنه تیم ملی و فدراسیون تکثیر نشود، ما با همین کادر فنی و همین دستفرمان، به سمت یک فاجعه تاکتیکی بزرگتر در جام ملتهای آسیا ۲۰۲۷ در عربستان حرکت خواهیم کرد و فرصتهای بیشماری را از دست خواهیم داد.
بزرگترین دستاورد فوتبال ایران در جام جهانی ۲۰۲۶، نه سه امتیاز مساویها بود و نه رکوردهای کاغذی؛ بلکه همین یک جمله صادقانه علیرضا جهانبخش بود. او نشان داد که برای نجات این فوتبال، ابتدا باید شجاعت نگاه کردن در آینه و اعتراف به شکست را داشت.
حال نوبت فدراسیون فوتبال و شخص امیر قلعهنویی است که از ماتریکسِ توجیه خارج شوند. جام ملتهای عربستان در یکقدمی است و اگر کادر فنی کماکان بخواهد نقدهای منصفانه را بایکوت کند و واقعیت عریان این روزهای تیم ملی را نبیند، طلسم ناکامیهای فوتبال ایران نه تنها شکسته نخواهد شد، بلکه این تفکر توجیهگر، یک نسل مستعد دیگر را هم در پیچوخم مدیریت سنتی خود خواهد سوزاند. اصلاحات، همین امروز و با پذیرش حرفهای کاپیتان آغاز میشود؛ اگر گوشی برای شنیدن باشد و عزمی برای تغییر وجود داشته باشد. آینده فوتبال ایران در گرو این تصمیمات است.
انتهای پیام/