string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

اخبار

27629
کوچ نخبگان به تیم‌های ملی

معمای جدید رئال مادرید و منچستریونایتد در بازار مربیان

کوچ نخبگان به تیم‌های ملی

چشم‌انداز نیمکت‌های بزرگ فوتبال اروپا بیش از هر زمان دیگری مبهم و پرچالش به نظر می‌رسد. جایی که همزمان با تثبیت برخی چهره‌‌های سرشناس در عرصه ملی، ابرقدرت‌‌های باشگاهی با کمبود گزینه‌های مطمئن روبه‌رو شده‌اند. تمدید قرارداد توماس توخل با تیم ملی انگلیس تا سال ۲۰۲۸، پیامی روشن داشت: او فعلاً قصد بازگشت به فوتبال باشگاهی را ندارد، حتی اگر پیشنهادهایی از منچستر یا مادرید روی میز باشد.
این تصمیم، بخشی از روندی تازه در فوتبال جهان است؛ روندی که در آن مربیان تراز اول، زودتر و برای مدت طولانی‌تری به تیم‌های ملی روی می‌آورند. کار در عرصه ملی به آنها فرصت بیشتری برای تحلیل، مشاهده و انتخاب می‌دهد؛ بدون فشارهای فشرده تقویم باشگاهی، محدودیت‌های مالی، قوانین پایدار اقتصادی یا دخالت‌های مدیریتی در نقل‌وانتقالات. هرچند دایره انتخاب به استعدادهای یک کشور محدود است، اما اختیار نهایی در انتخاب بازیکنان با خود سرمربی است؛ امتیازی که در فوتبال باشگاهی روزبه‌روز کمرنگ‌تر می‌شود.
 
یک ویترین بزرگ
در چنین فضایی، جام جهانی به ویترینی بی‌بدیل برای مربیان تبدیل شده است، افتخاری که ماندگارتر از قهرمانی‌های لیگ و جام‌های داخلی تلقی می‌شود. شاید به همین دلیل بود که یولیان ناگلزمن پس از یورو ۲۰۲۴ در تیم ملی آلمان ماندگار شد و حالا نیز کارلو آنچلوتی تصمیم گرفته هدایت تیم ملی برزیل را تا ۲۰۳۰ ادامه دهد. این تحولات، باشگاه‌هایی چون رئال مادرید و منچسترسیتی را با پرسش‌های جدی مواجه کرده است؛ بویژه اگر دوران طولانی پپ گواردیولا در سیتی به پایان برسد.
در سوی دیگر، برخی نام‌های بزرگ سال‌هاست در انتظار فرصت ملی هستند. زین‌الدین زیدان برای نشستن روی نیمکت تیم ملی فرانسه صبر کرده و با جدایی احتمالی دیدیه دشان پس از جام جهانی، بخت خود را نزدیک می‌بیند. در مقابل، یورگن کلوپ برخلاف انتظارها هدایت آلمان را نپذیرفت و ترجیح داد در ساختار مدیریتی ردبول فعالیت کند. حتی بازگشت نام‌هایی چون ژوزه مورینیو به برنابئو نیز بیش از آنکه قطعی باشد، در حد گمانه‌زنی باقی مانده است.
 
تغییر معادلات سنتی
بازار مربیان بیش از هر زمان دیگری سیال و غیرقابل پیش‌بینی شده است. تصمیم‌های ناگهانی، تغییر مسیرهای حرفه‌ای و حتی کوچ به لیگ‌هایی دور از مرکز توجه اروپا مانند انتخاب السد قطر توسط روبرتو مانچینی، نشان می‌‌دهد معادلات سنتی دیگر کارایی سابق را ندارند. باشگاه‌ها نیز محتاط‌‌‌تر شده‌اند؛ آنها مربیانی می‌خواهند که صرفاً بر تمرین و مسابقه تمرکز کنند و در حوزه نقل‌وانتقالات یا ساختار مدیریتی مطالبه‌گر نباشند. همین محدودسازی، دایره انتخاب را تنگ‌تر کرده است.
از سوی دیگر، موفقیت یک مربی همیشه به توانایی فردی او خلاصه نمی‌شود. تجربه باشگاه‌هایی چون برنتفورد و برایتون نشان داده ساختار مدیریتی، تحلیل داده و نظام استعدادیابی می‌تواند نقشی برابر یا حتی پررنگ‌تر از سرمربی ایفا کند. در چنین شرایطی، انتقال یک مربی از محیطی باثبات به باشگاهی پرتنش، لزوماً تضمین‌کننده تکرار موفقیت نیست.
 
جانشینان گواردیولا و کلوپ؟
نسلی که پس از گواردیولا، کلوپ و آنچلوتی باید سکان هدایت فوتبال اروپا را در دست بگیرد، هنوز چهره‌ای تثبیت‌شده و فراگیر معرفی نکرده است. برخی مانند میکل آرتتا یا ونسان کمپانی در مسیر تثبیت جایگاه خود هستند، اما فشار رسانه‌ای و انتظارات فزاینده، عمر موفقیت را کوتاه می‌کند. در این میان، پرسش اساسی باقی می‌ماند: آیا فوتبال ملی دوباره به قله جذابیت مربیان بدل شده است، یا باشگاه‌ها باید در تعریف نقش سرمربی و ساختار قدرت تجدیدنظر کنند؟
فعلاً فدراسیون فوتبال انگلیس از این تردیدها دور است. توخل صراحتاً اعلام کرده شاید روزی به فوتبال باشگاهی بازگردد، اما «نه در دو سال و نیم آینده». همین جمله، برای بسیاری از غول‌های اروپا زنگ هشداری جدی است؛ هشداری درباره بازاری که هر روز محدودتر و پیچیده‌تر می‌شود.
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار