پایان تلخ ساپینتو-استقلال
خوش استقبال، بد بدرقه!
ماجرای حضور و جدایی ریکاردو ساپینتو در استقلال نمونهای واضح از یک «خوشاستقبالی و بدبدرقگی» در فوتبال ایران است؛ داستانی که با تحسین و امید آغاز شد اما با دلخوری و بیاعتمادی به پایان رسید.
یادمان نمیرود روزی را که ساپینتو در اوج بحرانها و ابهامها با استقلال قرارداد بست. در شرایطی که کشور با محدودیتهای پروازی و فضای ناپایدار روبهرو بود، او نهتنها عقبنشینی نکرد بلکه طبق برخی روایتها حتی اعلام کرده بود حاضر است بهصورت زمینی خود را به ایران برساند. هرچند در نهایت با باز شدن پروازها از طریق هوایی وارد تهران شد و در فرودگاه امام خمینی(ره) مورد استقبال قرار گرفت، اما همان روحیه و تعهد اولیه باعث شد بسیاری او را تحسین کنند. برایش فرش قرمز پهن شد و قرار بود در فضایی صمیمی و حرفهای کارش را آغاز کند تا شاید استقلال این بار با دستان او قهرمان شود.
اما خیلی زود مشکلات یکی پس از دیگری نمایان شد؛ از چالشهای قراردادی و جداییهای ناخواسته گرفته تا مصدومیتهای پیاپی و مهمتر از همه، بسته شدن پنجره نقلوانتقالات. تیمی که در نیمفصل امکان تقویت اصولی نداشت، ناچار شد با کمبودها کنار بیاید. برخی خریدها نیز در حد و اندازه نام استقلال نبودند و همین موضوع فشار را روی کادر فنی دوچندان کرد. با این حال، تمام این مسائل را نمیتوان صرفاً به حساب سرمربی نوشت.
حذف از رقابتهای آسیایی بدون تردید ناکامی بزرگی بود، اما در لیگ برتر استقلال همچنان در کورس قهرمانی قرار دارد و حتی این فرصت پیش رو است که با یک پیروزی به صدر جدول بازگردد. اما درست در همین مقطع حساس، باشگاه تصمیم به برکناری ساپینتو گرفته است؛ تصمیمی ناگهانی که نهتنها افکار عمومی را غافلگیر کرد بلکه خود سرمربی پرتغالی را نیز وادار به واکنش رسانهای و ابراز تأسف عمیق کرد.
اگر منصفانه نگاه کنیم، بحرانهای استقلال فقط به نیمکت ختم نمیشود. از ماجرای فسخ ناگهانی قرارداد اندونگ گرفته تا پرونده منتظر محمد و سایر بینظمیهای مدیریتی، همگی نشان میدهد ریشه مشکلات عمیقتر از آن است که صرفاً با تغییر سرمربی حل شود. وقتی ساختار مدیریتی ثبات ندارد و تصمیمها مقطعی و احساسی گرفته میشود، طبیعی است که تیم در زمین هم تاوان بدهد.
باشگاه استقلال در قبال این وضعیت باید پاسخگو باشد. نمیتوان همه کاستیها را به گردن سرمربی انداخت و از کنار نقش مدیران در شکلگیری این بحرانها به سادگی گذشت.
استقلال در ماجرای ساپینتو نشان داد که در استقبال حرفهای عمل کرد، اما در بدرقه، انصاف لازم را نداشت؛ رویکردی که اگر اصلاح نشود، ممکن است این چرخه بیثباتی همچنان ادامه پیدا کند.
البته در مواجهه با مربیان خارجی همواره این وضعیت وجود داشته است. در گذشته نیز بارها و بارها این موضوع در باشگاه استقلال تکرار شده و این سؤال مطرح است که وقتی چنین برخوردی با مربیان خارجی میشود (شفر، استراماچونی، موسیمانه، بوژوویچ و...) چه لزومی دارد که باشگاه استقلال سرمایههای دلاری خود را هزینه این مربیان خارجی کند.
همان بهتر که استقلال با مربیان ایرانی در فوتبال ایران طی طریق کند و دور مربیان خارجی را خط بکشد. یکبار برای همیشه...
فقط اعلام رسمی باقی مانده است
قطع همکاری سیدورف با استقلال
سکوت مدیران استقلال درباره وضعیت کلارنس سیدورف به یکی از ابهامهای جدی این روزهای فوتبال ایران تبدیل شده است.
در شرایطی که شواهد نشان میدهد قرارداد سیدورف با باشگاه به پایان رسیده و عملاً همکاری طرفین خاتمه یافته، هیچ اطلاعرسانی رسمی و شفافی از سوی باشگاه انجام نمیشود؛ موضوعی که پرسشهای فراوانی را در ذهن هواداران ایجاد کرده است.
زمانی که سیدورف به استقلال پیوست، مدیران باشگاه با موجی گسترده از تبلیغات رسانهای، این اتفاق را یک دستاورد بزرگ معرفی کردند و تلاش داشتند از نام و اعتبار این چهره هلندی بهرهبرداری حداکثری داشته باشند. اما اکنون که به نظر میرسد این همکاری بیسروصدا به پایان رسیده، همان مدیران ترجیح دادهاند در سکوت کامل پیش بروند؛ رویکردی که با اصول حرفهای مدیریت و احترام به افکار عمومی همخوانی ندارد.
هواداران استقلال حق دارند بدانند سرنوشت همکاری با سیدورف چه شده است. اگر قرارداد به پایان رسیده یا قطع همکاری صورت گرفته، اعلام رسمی آن نهتنها اتفاقی منفی نیست، بلکه نشانه شفافیت و پاسخگویی است. بیتفاوتی در برابر مطالبات افکار عمومی و توضیح ندادن درباره موضوعی که پیشتر با بزرگنمایی رسانهای همراه بوده، زیبنده باشگاهی با پیشینه و اعتبار استقلال نیست.
ادامه این سکوت تنها به گسترش شایعات دامن میزند و اعتماد هواداران را کاهش میدهد. انتظار میرود مدیران باشگاه هرچه سریعتر با اطلاعرسانی دقیق و صریح، به این ابهام پایان و نشان دهند که برای هواداران و حق دانستن آنها احترام قائل هستند.
به هرحال هواداران حق دارند بدانند که ماجرای سیدورف با استقلال به کجا رسیده است و باید چه استراتژی در این خصوص اتخاذ کرد، اما آنچه پیدا است و به واسطه ماهها غیبت این چهره، قطع همکاری قطعی به نظر میرسد.
انتهای پیام/