اخراج هفت سرمربی در کمتر از دو فصل و استخدامهای نجومی
سمفونی اسکناسسوزی استقلال
باشگاه استقلال تهران پس از انتقال مالکیت به هلدینگ خلیجفارس، قرار بود تندیسِ ثروت و اقتدار باشد؛ نمادی از ثبات در میانه تلاطمهای فوتبال ایران. اما آنچه در عمل رخ داد، چیزی نبود جز برپایی ویترینی تمامعیار از «بیثباتی» و «هدررفت منابع ملی». چرخهای باطل که در کمتر از یک سال، هفت مربی را بلعید و بدهیهایی نجومی بر شانههای آبیها انباشت. پرسش اساسی همچنان پابرجاست: آیا این کشتی طوفانزده، سرانجام ناخدایی کارآمد خواهد یافت؟
فصل اول؛ اخراجی به بهای ۳۲ میلیارد
آغاز این ماجرا با اخراج جواد نکونام کلید خورد؛ جداییای که ۳۲ میلیارد تومان غرامت بر بودجه باشگاه تحمیل کرد. پس از او، سهراب بختیاریزاده در قامت «مربی دمدستی» ظاهر شد و در دو مقطع کوتاه، در مجموع ۸ میلیارد تومان دریافتی داشت؛ حضوری که بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، به مُسکنی موقت شباهت داشت.
رویای آفریقایی؛ سقوط آزاد
رویاپردازی بزرگ بعدی بر نام پیتسو موسیمانه نقش بست؛ قراردادی ۱.۳ میلیون دلاری که قرار بود استقلال را به ساحل آرامش برساند. اما حاصل این انتخاب، شکستی مفتضحانه بود: تنها ۳ برد در ۱۴ بازی و فسخی که بار دیگر خزانه باشگاه را خالی کرد. پس از این ناکامی، سکان به دست بوژوویچ با قرارداد ۳۰۰ هزار دلاری سپرده شد؛ و اندکی بعد، دوران کوتاه اما درخشان مجتبی جباری رقم خورد؛ دورهای که با قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران همراه شد و بارقهای از امید را در دل هواداران زنده کرد.
اما مدیریت، بار دیگر مسیر گذشته را پیمود. بازگرداندن ریکاردو ساپینتو با قرارداد ۸۶۴ هزار یورویی، نهتنها آرامش نیاورد، بلکه فاجعهای ۱۶۵ میلیارد تومانی در قالب غرامت فسخ برجای گذاشت. بدینترتیب، مجموع هزینههای کادر فنی استقلال در ۱۸ ماه اخیر به مرز ۵۰۰ میلیارد تومان نزدیک شد؛ رقمی سرسامآور که بیش از هر چیز نشانِ سوءمدیریت و تصمیمات غیرکارشناسانه است.
ترازنامهای با اعداد دوگانه؛ روایتِ ثبت و پرداخت
اما ژرفای بحران، آنگاه آشکار میشود که به فهرست قرارداد بازیکنان خارجی نگاهی دقیقتر بیفکنیم؛ جایی که شکاف میان «آنچه ثبت شده» و «آنچه پرداخت میشود» پرسشهایی جدی میآفریند.
معمای موسی جنپو؛ ۱۲۵۰ درصد اختلاف
چگونه ممکن است پیشقراردادی با رقم یک میلیون و ۳۵۰ هزار یورو منعقد شود، اما همان بازیکن در سازمان لیگ با قرارداد ۱۰۰ هزار یورویی ثبت شود؟ اختلافی ۱۲۵۰ درصدی که هر ذهن منصفی را به تأمل وامیدارد. این شکاف حیرتانگیز را چگونه میتوان توجیه کرد؟ آیا ساختارهای نظارتی باشگاه و فدراسیون فوتبال در خوابی سنگین فرو رفتهاند؟
پروژه نجومی یاسر آسانی؛ جهشی دوبرابری در سال دوم
قرارداد یاسر آسانی در سال نخست ۸۲۵ هزار دلار تعیین شده و در سال دوم با جهشی شگفتآور به یک میلیون و ۶۵۰ هزار دلار میرسد. بدینترتیب، باشگاه برای دو فصل حضور این بازیکن – بدون احتساب آپشنها – متعهد به پرداخت بیش از ۲.۴ میلیون دلار شده است. با این حال، قرارداد ثبتشده تنها ۲۰۰ هزار دلار اعلام شده است! این فاصله فاحش چه معنایی دارد؟ آیا با واقعیت مواجهیم یا با صورتی بزکشده از اعداد؟
نازون و اندونگ؛ ولخرجی در میانه تحریم
قرارداد نازون با رقم خیرهکننده ۲.۸ میلیون یورو امضا شده و افزون بر آن، ۸۰۰ هزار یورو نیز بابت هزینه ترانسفر پرداخت شده است. به این فهرست، قرارداد یک میلیون و ۳۵۰ هزار دلاری اندونگ را نیز بیفزایید تا تصویر کاملتری از ولخرجیهای باشگاه ترسیم شود؛ ولخرجیهایی که حتی بودجه هلدینگ خلیجفارس را نیز به چالش کشیده است. در شرایطی که کشور با تحریمهای مالی دستوپنجه نرم میکند، این سطح از تعهدات ارزی چه توجیهی دارد؟
پرسشِ بیپاسخ؛ مسئول کیست؟
اکنون پرسش نهایی، همچون پتکی بر افکار عمومی فرود میآید: مسئول این وضعیت اسفناک کیست؟ مدیریت باشگاه؟ فدراسیون فوتبال؟ یا نهادهای نظارتی که باید پاسدار شفافیت باشند؟ استقلال، این سرمایه ملی و ریشهدار، بیش از هر زمان دیگری نیازمند خانهتکانی بنیادین است؛ اصلاحی ساختاری که ثبات را جایگزین آزمون و خطا کند و شفافیت را بر ابهام چیره سازد.
در غیر این صورت، این نام بزرگ، در گرداب بیثباتی و بدهی فروخواهد رفت و سمفونی آشوب، همچنان در تالارِ ثروت طنین خواهد انداخت.
انتهای پیام/
فصل اول؛ اخراجی به بهای ۳۲ میلیارد
آغاز این ماجرا با اخراج جواد نکونام کلید خورد؛ جداییای که ۳۲ میلیارد تومان غرامت بر بودجه باشگاه تحمیل کرد. پس از او، سهراب بختیاریزاده در قامت «مربی دمدستی» ظاهر شد و در دو مقطع کوتاه، در مجموع ۸ میلیارد تومان دریافتی داشت؛ حضوری که بیش از آنکه راهحلی پایدار باشد، به مُسکنی موقت شباهت داشت.
رویای آفریقایی؛ سقوط آزاد
رویاپردازی بزرگ بعدی بر نام پیتسو موسیمانه نقش بست؛ قراردادی ۱.۳ میلیون دلاری که قرار بود استقلال را به ساحل آرامش برساند. اما حاصل این انتخاب، شکستی مفتضحانه بود: تنها ۳ برد در ۱۴ بازی و فسخی که بار دیگر خزانه باشگاه را خالی کرد. پس از این ناکامی، سکان به دست بوژوویچ با قرارداد ۳۰۰ هزار دلاری سپرده شد؛ و اندکی بعد، دوران کوتاه اما درخشان مجتبی جباری رقم خورد؛ دورهای که با قهرمانی در جام حذفی فوتبال ایران همراه شد و بارقهای از امید را در دل هواداران زنده کرد.
اما مدیریت، بار دیگر مسیر گذشته را پیمود. بازگرداندن ریکاردو ساپینتو با قرارداد ۸۶۴ هزار یورویی، نهتنها آرامش نیاورد، بلکه فاجعهای ۱۶۵ میلیارد تومانی در قالب غرامت فسخ برجای گذاشت. بدینترتیب، مجموع هزینههای کادر فنی استقلال در ۱۸ ماه اخیر به مرز ۵۰۰ میلیارد تومان نزدیک شد؛ رقمی سرسامآور که بیش از هر چیز نشانِ سوءمدیریت و تصمیمات غیرکارشناسانه است.
ترازنامهای با اعداد دوگانه؛ روایتِ ثبت و پرداخت
اما ژرفای بحران، آنگاه آشکار میشود که به فهرست قرارداد بازیکنان خارجی نگاهی دقیقتر بیفکنیم؛ جایی که شکاف میان «آنچه ثبت شده» و «آنچه پرداخت میشود» پرسشهایی جدی میآفریند.
معمای موسی جنپو؛ ۱۲۵۰ درصد اختلاف
چگونه ممکن است پیشقراردادی با رقم یک میلیون و ۳۵۰ هزار یورو منعقد شود، اما همان بازیکن در سازمان لیگ با قرارداد ۱۰۰ هزار یورویی ثبت شود؟ اختلافی ۱۲۵۰ درصدی که هر ذهن منصفی را به تأمل وامیدارد. این شکاف حیرتانگیز را چگونه میتوان توجیه کرد؟ آیا ساختارهای نظارتی باشگاه و فدراسیون فوتبال در خوابی سنگین فرو رفتهاند؟
پروژه نجومی یاسر آسانی؛ جهشی دوبرابری در سال دوم
قرارداد یاسر آسانی در سال نخست ۸۲۵ هزار دلار تعیین شده و در سال دوم با جهشی شگفتآور به یک میلیون و ۶۵۰ هزار دلار میرسد. بدینترتیب، باشگاه برای دو فصل حضور این بازیکن – بدون احتساب آپشنها – متعهد به پرداخت بیش از ۲.۴ میلیون دلار شده است. با این حال، قرارداد ثبتشده تنها ۲۰۰ هزار دلار اعلام شده است! این فاصله فاحش چه معنایی دارد؟ آیا با واقعیت مواجهیم یا با صورتی بزکشده از اعداد؟
نازون و اندونگ؛ ولخرجی در میانه تحریم
قرارداد نازون با رقم خیرهکننده ۲.۸ میلیون یورو امضا شده و افزون بر آن، ۸۰۰ هزار یورو نیز بابت هزینه ترانسفر پرداخت شده است. به این فهرست، قرارداد یک میلیون و ۳۵۰ هزار دلاری اندونگ را نیز بیفزایید تا تصویر کاملتری از ولخرجیهای باشگاه ترسیم شود؛ ولخرجیهایی که حتی بودجه هلدینگ خلیجفارس را نیز به چالش کشیده است. در شرایطی که کشور با تحریمهای مالی دستوپنجه نرم میکند، این سطح از تعهدات ارزی چه توجیهی دارد؟
پرسشِ بیپاسخ؛ مسئول کیست؟
اکنون پرسش نهایی، همچون پتکی بر افکار عمومی فرود میآید: مسئول این وضعیت اسفناک کیست؟ مدیریت باشگاه؟ فدراسیون فوتبال؟ یا نهادهای نظارتی که باید پاسدار شفافیت باشند؟ استقلال، این سرمایه ملی و ریشهدار، بیش از هر زمان دیگری نیازمند خانهتکانی بنیادین است؛ اصلاحی ساختاری که ثبات را جایگزین آزمون و خطا کند و شفافیت را بر ابهام چیره سازد.
در غیر این صورت، این نام بزرگ، در گرداب بیثباتی و بدهی فروخواهد رفت و سمفونی آشوب، همچنان در تالارِ ثروت طنین خواهد انداخت.
انتهای پیام/