سقوط پرسپولیس در سایه بیتدبیری مدیریتی
بحرانی که این روزها گریبانگیر پرسپولیس شده، صرفاً به نتایج ضعیف یا افت فنی محدود نمیشود بلکه نشانههای یک نابسامانی عمیقتر در ساختار مدیریتی باشگاه بهوضوح دیده میشود. تیمی که نه در زمین فوتبال نشانی از انسجام دارد، نه در نتیجهگیری موفق عمل میکند و نه حتی در روابط درونتیمی از هماهنگی و همدلی بهره میبرد، طبیعی است که از کورس قهرمانی فاصله بگیرد و در سراشیبی سقوط قرار بگیرد.
اما ریشه این وضعیت را باید فراتر از مستطیل سبز جستوجو کرد؛ جایی در اتاقهای تصمیمگیری. مدیریت باشگاه در ماههای اخیر نهتنها نتوانسته ثبات و آرامش را به مجموعه تزریق کند، بلکه با تصمیمات شتابزده و هیجانی، بر دامنه بحران افزوده است. کنار گذاشتن وحید هاشمیان پس از تنها یک شکست در هشت مسابقه، تصمیمی که بیش از هر چیز رنگ و بوی جلب رضایت فضای مجازی داشت، نمونهای روشن از همین رویکرد احساسی بود. اکنون همان مدیریت، در شرایطی که اوسمار در هفت بازی متحمل پنج شکست شده، از تمدید قرارداد و ساختن «پرسپولیس نوین» سخن میگوید؛ چرخشی معنادار که بیش از آنکه نشانه برنامهمحوری باشد، بیانگر سردرگمی است.
ادبیات و رفتار مدیرعامل بیتجربه باشگاه نیز بر این بیثباتی افزوده است. بیانیه عجولانه هفته گذشته که از جریمه ۲۰ درصدی بازیکنان و حتی جریمه ۳۰ درصدی مدیریت خبر میداد، بیش از آنکه اقدامی اصلاحی باشد، نمایش نوعی پوپولیسم مدیریتی بود. تصمیمی که به گفته سرمربی، دیوار اعتماد میان تیم و مدیریت را فروریخت و فضای رختکن را ملتهبتر کرد. سهیم کردن مدیریت در جریمهها، نه نشانه مسئولیتپذیری که تلاشی برای کاستن از فشار افکار عمومی بود؛ رویکردی که بیش از هر چیز، فقدان تجربه و شناخت حدادی از مناسبات حرفهای فوتبال را عیان میکند.
پیامد این آشفتگی حالا درون تیم هم دیده میشود؛ از بروز تنش در رختکن تا تناقض در اطلاعرسانی رسمی باشگاه. تکذیب شتابزده یک اتفاق و سپس تأیید آن با لحنی طلبکارانه، تنها بر بیاعتمادی موجود افزوده است. مجموعه این رفتارها تصویری از مدیریتی هیجانزده و ناپخته ارائه میدهد؛ مدیریتی که اگر مسیر خود را اصلاح نکند، پرسپولیس را بیش از پیش از ریل قهرمانی دور خواهد کرد
انتهای پیام/
اما ریشه این وضعیت را باید فراتر از مستطیل سبز جستوجو کرد؛ جایی در اتاقهای تصمیمگیری. مدیریت باشگاه در ماههای اخیر نهتنها نتوانسته ثبات و آرامش را به مجموعه تزریق کند، بلکه با تصمیمات شتابزده و هیجانی، بر دامنه بحران افزوده است. کنار گذاشتن وحید هاشمیان پس از تنها یک شکست در هشت مسابقه، تصمیمی که بیش از هر چیز رنگ و بوی جلب رضایت فضای مجازی داشت، نمونهای روشن از همین رویکرد احساسی بود. اکنون همان مدیریت، در شرایطی که اوسمار در هفت بازی متحمل پنج شکست شده، از تمدید قرارداد و ساختن «پرسپولیس نوین» سخن میگوید؛ چرخشی معنادار که بیش از آنکه نشانه برنامهمحوری باشد، بیانگر سردرگمی است.
ادبیات و رفتار مدیرعامل بیتجربه باشگاه نیز بر این بیثباتی افزوده است. بیانیه عجولانه هفته گذشته که از جریمه ۲۰ درصدی بازیکنان و حتی جریمه ۳۰ درصدی مدیریت خبر میداد، بیش از آنکه اقدامی اصلاحی باشد، نمایش نوعی پوپولیسم مدیریتی بود. تصمیمی که به گفته سرمربی، دیوار اعتماد میان تیم و مدیریت را فروریخت و فضای رختکن را ملتهبتر کرد. سهیم کردن مدیریت در جریمهها، نه نشانه مسئولیتپذیری که تلاشی برای کاستن از فشار افکار عمومی بود؛ رویکردی که بیش از هر چیز، فقدان تجربه و شناخت حدادی از مناسبات حرفهای فوتبال را عیان میکند.
پیامد این آشفتگی حالا درون تیم هم دیده میشود؛ از بروز تنش در رختکن تا تناقض در اطلاعرسانی رسمی باشگاه. تکذیب شتابزده یک اتفاق و سپس تأیید آن با لحنی طلبکارانه، تنها بر بیاعتمادی موجود افزوده است. مجموعه این رفتارها تصویری از مدیریتی هیجانزده و ناپخته ارائه میدهد؛ مدیریتی که اگر مسیر خود را اصلاح نکند، پرسپولیس را بیش از پیش از ریل قهرمانی دور خواهد کرد
انتهای پیام/