هیچ کسی تکلیف فصل بیست و پنجم فوتبال را روشن نمیکند
بنبست لیگ برتر!
اختلافنظرهای آشکار درباره نحوه برگزاری مجدد رقابتهای لیگ برتر فوتبال، بیش از هر چیز نشاندهنده فقدان یک رویکرد منسجم و عقلانی در میان مدیران باشگاههاست. در شرایطی که کشور با محدودیتها و ملاحظات خاصی مواجه است، انتظار میرفت تصمیمگیران فوتبال با درک صحیح از موقعیت، به اجماعی منطقی و مبتنی بر منافع کلان دست یابند؛ اما پایان بینتیجه جلسه رئیس فدراسیون فوتبال با مدیران باشگاهها، بهروشنی این واقعیت را عیان کرد که نهتنها وحدت رویهای وجود ندارد، بلکه ارادهای جدی برای رسیدن به یک جمعبندی اصولی نیز دیده نمیشود.
ارجاع موضوع به وزارت ورزش و جوانان و بازگشت مجدد مسئولیت به فدراسیون فوتبال، اگرچه در ظاهر در راستای رعایت فرایندهای استاندارد مدیریتی است، اما در عمل نشاندهنده نوعی سردرگمی نهادی و فقدان شجاعت در تصمیمگیری است. این چرخه معیوب، تنها زمان را از فوتبال ایران میگیرد و بر پیچیدگی شرایط میافزاید.
در این میان، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که با توجه به نزدیکی رقابتهای مهم بینالمللی، از جمله جام جهانی، اولویت باید به آمادهسازی تیم ملی داده شود. تخصیص کامل امکانات و تمرکز به کادر فنی تیم ملی، میتواند شانس موفقیت در عرصه جهانی را افزایش دهد؛ موضوعی که بهمراتب از برگزاری شتابزده و کمکیفیت لیگ برتر اهمیت بیشتری دارد.
با این حال، اصرار برخی باشگاهها بر ادامه مسابقات، بیش از آنکه ریشه در منطق ورزشی داشته باشد، متأثر از ملاحظات کوتاهمدت و تلاش برای حفظ وجهه در برابر هواداران است. این رویکرد، نهتنها کمکی به ارتقای فوتبال کشور نمیکند، بلکه بیانگر نوعی نگاه سطحی و غیرحرفهای به مقوله مدیریت ورزشی است.
واقعیت این است که در شرایط فعلی، تعیین قهرمان لیگ یا حتی نحوه معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی، برای افکار عمومی از اهمیت پیشین برخوردار نیست؛ بویژه آنکه عملکرد سالهای اخیر تیمهای ایرانی در سطح قاره، نشان داده است که زیرساختهای موجود پاسخگوی رقابت حرفهای نیستند و نتایج ضعیف، پیامد طبیعی این نارساییهاست.
از اینرو، منطقیترین رویکرد آن است که منابع مالی قابل توجهی که قرار است صرف برگزاری لیگ، پرداخت دستمزدهای کلان و هزینههای جانبی شود، به سمت توسعه زیرساختهای اساسی هدایت شود. فقدان ورزشگاههای استاندارد، امکانات تمرینی مناسب و ساختارهای حرفهای در باشگاههای بزرگ کشور، معضلی دیرینه است که بدون حل آن، هیچ پیشرفتی در سطح کلان فوتبال حاصل نخواهد شد.
سرمایهگذاری در زیرساختها، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت به چشم نیاید، اما در بلندمدت میتواند پایههای یک فوتبال حرفهای و پایدار را شکل دهد. در مقابل، برگزاری عجولانه و غیرمنسجم مسابقات، نهتنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه بر مشکلات موجود نیز خواهد افزود.
در نهایت، آنچه امروز فوتبال ایران بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه برگزاری صرف مسابقات، بلکه بازنگری جدی در شیوه مدیریت، اولویتبندی صحیح و اتخاذ تصمیماتی شجاعانه و مبتنی بر منافع ملی است؛ تصمیماتی که بتواند این رشته پرطرفدار را از چرخه ناکارآمدی خارج کرده و به مسیر توسعه واقعی هدایت کند.
انتهای پیام/
ارجاع موضوع به وزارت ورزش و جوانان و بازگشت مجدد مسئولیت به فدراسیون فوتبال، اگرچه در ظاهر در راستای رعایت فرایندهای استاندارد مدیریتی است، اما در عمل نشاندهنده نوعی سردرگمی نهادی و فقدان شجاعت در تصمیمگیری است. این چرخه معیوب، تنها زمان را از فوتبال ایران میگیرد و بر پیچیدگی شرایط میافزاید.
در این میان، بسیاری از کارشناسان بر این باورند که با توجه به نزدیکی رقابتهای مهم بینالمللی، از جمله جام جهانی، اولویت باید به آمادهسازی تیم ملی داده شود. تخصیص کامل امکانات و تمرکز به کادر فنی تیم ملی، میتواند شانس موفقیت در عرصه جهانی را افزایش دهد؛ موضوعی که بهمراتب از برگزاری شتابزده و کمکیفیت لیگ برتر اهمیت بیشتری دارد.
با این حال، اصرار برخی باشگاهها بر ادامه مسابقات، بیش از آنکه ریشه در منطق ورزشی داشته باشد، متأثر از ملاحظات کوتاهمدت و تلاش برای حفظ وجهه در برابر هواداران است. این رویکرد، نهتنها کمکی به ارتقای فوتبال کشور نمیکند، بلکه بیانگر نوعی نگاه سطحی و غیرحرفهای به مقوله مدیریت ورزشی است.
واقعیت این است که در شرایط فعلی، تعیین قهرمان لیگ یا حتی نحوه معرفی نمایندگان ایران در رقابتهای آسیایی، برای افکار عمومی از اهمیت پیشین برخوردار نیست؛ بویژه آنکه عملکرد سالهای اخیر تیمهای ایرانی در سطح قاره، نشان داده است که زیرساختهای موجود پاسخگوی رقابت حرفهای نیستند و نتایج ضعیف، پیامد طبیعی این نارساییهاست.
از اینرو، منطقیترین رویکرد آن است که منابع مالی قابل توجهی که قرار است صرف برگزاری لیگ، پرداخت دستمزدهای کلان و هزینههای جانبی شود، به سمت توسعه زیرساختهای اساسی هدایت شود. فقدان ورزشگاههای استاندارد، امکانات تمرینی مناسب و ساختارهای حرفهای در باشگاههای بزرگ کشور، معضلی دیرینه است که بدون حل آن، هیچ پیشرفتی در سطح کلان فوتبال حاصل نخواهد شد.
سرمایهگذاری در زیرساختها، اگرچه ممکن است در کوتاهمدت به چشم نیاید، اما در بلندمدت میتواند پایههای یک فوتبال حرفهای و پایدار را شکل دهد. در مقابل، برگزاری عجولانه و غیرمنسجم مسابقات، نهتنها دستاوردی نخواهد داشت، بلکه بر مشکلات موجود نیز خواهد افزود.
در نهایت، آنچه امروز فوتبال ایران بیش از هر چیز به آن نیاز دارد، نه برگزاری صرف مسابقات، بلکه بازنگری جدی در شیوه مدیریت، اولویتبندی صحیح و اتخاذ تصمیماتی شجاعانه و مبتنی بر منافع ملی است؛ تصمیماتی که بتواند این رشته پرطرفدار را از چرخه ناکارآمدی خارج کرده و به مسیر توسعه واقعی هدایت کند.
انتهای پیام/