اخبار
29098
وقتی فوتبال مانند مونتاژ یک خودروی تویوتا شد
توکیو بدون توقف
در هیچ جای دیگری از جهان، فوتبال اینگونه شبیه به یک پروژه صنعتی نیست. در برزیل، از دل فقر و خلاقیت اجباری زاده شد. در آرژانتین، عصیان و نوستالژی و در آلمان، کارایی ماشینی اما در ژاپن، فوتبال یک سیستم مدیریت کیفیت جامع است؛ تیمی که در آن، هیچ حرکتی بدون برنامه قبلی انجام نمیشود، هیچ بازیکنی از نقش خود فراتر نمیرود و هیچ شکستی بدون گزارش ۵۰ صفحهای تحلیل میشود.
تیم ملی ژاپن، موسوم به «سامورایی آبی»، چیزی جز آینه تمامنمای یک ملت فراصنعتی نیست؛ دقیق، منظم، منضبط و در عین حال، فاقد آن جرقه غیرقابل پیشبینی که فوتبال را به هنر تبدیل میکند. چهار قهرمانی در جام ملتهای آسیا، چهار حضور در یکهشتم نهایی جام جهانی (۲۰۰۲، ۲۰۱۰، ۲۰۱۸، ۲۰۲۲) و حالا، آرزوی دیرینه یعنی رسیدن به یکچهارم نهایی. آماری محترم، اما نه در حدی که ژاپن را در زمره قدرتهای جهانی قرار دهد. چرا؟ پاسخ در همان چیزی است که ژاپن را ساخته، نظامگرایی افراطی.
از میتسوبیشی تا میتومو
ژاپن سومین اقتصاد بزرگ جهان است. خانه تویوتا، سونی، هوندا و میتسوبیشی. سرزمینی که در آن، واژه «کایزن» (بهبود مستمر) یک فلسفه زندگی است. فوتبال ژاپن نیز از همین منطق پیروی میکند. در سال ۱۹۹۳، لیگ حرفهای جیلیگ تأسیس شد؛ الگوبرداری شده از بوندسلیگا و سریآ، اما با اضافات ژاپنی؛ باشگاهها موظف به انتشار ترازنامه سالانه، ممنوعیت خرید بازیکنان گرانقیمت بالای ۳۰ سال و سرمایهگذاری اجباری در آکادمیهای منطقهای. نتیجه؟ در سی سال، ژاپن از یک تیم درجه سه آسیا به قدرت مطلق قاره تبدیل شد.
اما قاره برای ژاپن کوچک است. آرزوی ژاپن «برد مقابل آرژانتین و آلمان در جام جهانی» است و این آرزو، تا حدی محقق شده چراکه در جام جهانی ۲۰۲۲، ژاپن، آلمان و اسپانیا را شکست داد؛ شاید بزرگترین شگفتی تاریخ جام جهانی. اما چگونه؟ ژاپن در هر دو بازی، نیمه اول را باخت و نیمه دوم را برد. پاسخ در یک کلمه نهفته است؛ «آنالیز». کادر فنی ژاپن در نیمه اول، تمام نقاط ضعف حریف را با دقت مهندسی ثبت میکند. سپس در رختکن، مربیان نقشه جدیدی را به بازیکنان ارائه میدهند که نقطه به نقطه، جایی برای خطا باقی نمیگذارد. این سبک «بازی معکوس» حالا ترسناکترین سلاح ژاپن است.
اما این سیستم بینقص، یک نقطه ضعف مهلک هم دارد؛ اگر سیستم از کار بیفتد (مثل بازی با کرواسی در یکهشتم ۲۰۲۲ که ژاپن در ضربات پنالتی باخت) تیم فرو میپاشد چون هیچکس بلد نیست خارج از سیستم فکر کند. بازیکنان ژاپنی برای بداههپردازی تربیت نشدهاند. در مدارس ژاپن، پاسخ اشتباه مجازات دارد.
هاراگیری و شرم شکست
فرهنگ ژاپن با دو مفهوم گره خورده است، «وا» (هماهنگی گروهی) و «منتسو» (حفظ آبرو). در فوتبال، این دو به «انضباط تیمی» و «تابآوری عاطفی» ترجمه میشوند. هرگز یک بازیکن ژاپنی را نخواهید دید که با داور جر و بحث کند. هرگز او را نخواهید دید که پس از باخت، پیراهنش را پاره کند.
در رختکن ژاپن پس از باخت به کرواسی در سال ۲۰۲۲، بازیکنان گریه نکردند. فقط سرهایشان را پایین انداختند و یکدیگر را در آغوش گرفتند. در فرهنگ ژاپنی، اشک ریختن در ملأ عام «بیاحترامی به حریف» تلقی میشود (چون یعنی شما انتظار پیروزی داشتید و باخت را پیشبینی نمیکردید).
اما یک جنبه تاریک هم وجود دارد؛ در دهه ۲۰۱۰، چندین بازیکن ژاپنی (به ویژه در ردههای پایه) پس از شکستهای سنگین دست به خودکشی زدند. رسواییای که فدراسیون ژاپن سالها سعی کرد پنهان کند. «هاراگیری فوتبالی» اصطلاحی است که روزنامههای ژاپنی برای توصیف این پدیده ساختهاند و شرم ناشی از نرسیدن به استانداردهای تیمی، آنقدر سنگین است که مرگ را آسانتر از رویارویی با همتیمیها میکند. تیم ملی امروز، با مشاوران روانشناس سعی میکند این فرهنگ خود-ویرانگر را تعدیل کند اما ریشههای این تفکر عمیقتر از این حرفاست.
جمعگرایی در برابر فردگرایی وارداتی
ژاپن جمعگراترین جامعه صنعتی جهان است. در مدرسه، دانشآموزان کلاس را با هم تمیز میکنند. در شرکت، کارمندان با هم ناهار میخورند. در تیم ملی، بازیکنان با هم هتل را ترک میکنند، با هم به تمرین میروند و حتی با هم تلویزیون تماشا میکنند. هیچ «اتاق خصوصی» برای ستارهها وجود ندارد. کاپیتان تیم همان حقوق را میگیرد که آخرین بازیکن ذخیره دریافت کرده و تعادل در تمام اجزای این تیم موج میزند اما ورود بازیکنان ژاپنی به لیگهای اروپا این تعادل را به هم زده است. در اروپا، بازیکنان به فردگرایی تشویق میشوند: «خودت را نشان بده، قراردادت را ببند، پولت را بگیر.» وقتی این بازیکنان به اردوی تیم ملی بازمیگردند، تنشهایی ایجاد میشود. برخی میخواهند همان آزادی اروپایی را در رختکن ژاپن داشته باشند. برخی دیگر بر «وا» (هماهنگی) سنتی پافشاری میکنند.
در جام جهانی ۲۰۱۸، این تنش به اوج رسید. چند بازیکن باتجربه اروپایی (از جمله شینجی کاگاوا) در اعتراض به سیستم دفاعی بسته مربی، از ترکیب اصلی کنار گذاشته شدند. تیم با بازیکنان جوانتر و مطیعتر به یکهشتم نهایی رسید اما بازنده شد. پس از تورنمنت، گزارش محرمانهای فاش شد که در آن، بازیکنان «اروپایی» خواستار مربی خارجی با سبک هجومی بودند و بازیکنان «داخلی» خواهان حفظ مربی ژاپنی با سبک دفاعی. این شکاف، تا امروز حل نشده است.
معمای مربی خارجی در برابر مربی محلی
ژاپن در بیست سال اخیر، هفت مربی خارجی و پنج مربی ژاپنی استخدام کرده است و آمار نشان میدهد مربیان خارجی موفقتر بودهاند اما چرا فدراسیون اصرار به مربی ژاپنی دارد؟ پاسخ در دو کلمه خلاصه می شود؛ زبان و فرهنگ.
بازیکنان ژاپنی در برابر مربی خارجی، «ادب بیش از حد» نشان میدهند. هیچ انتقادی نمیکنند، هیچ پیشنهادی نمیدهند، فقط گوش کرده و اجرا میکنند. مربی خارجی فکر میکند همه چیز عالی است، در حالی که بازیکنان درون خود میجوشند. با مربی ژاپنی اما، بازیکنان راحتتر حرف میزنند. در عوض، مربی ژاپنی ممکن است از «وا» سوءاستفاده کند و بازیکنان خلاق را به خاطر خروج از سیستم تنبیه کند. این معمای حلنشده، مانع اصلی پیشرفت ژاپن به یکچهارم نهایی جام جهانی است.
الگوی آسیا، اما نه الگوی جهان
ژاپن امروز بهترین تیم آسیاست اما در سطح جهان، هنوز در همان رتبه ۲۰-۱۵ باقی مانده است. چرا؟ چون ژاپن آن «بازیکن استثنایی» را تولید نمیکند. بهترین بازیکن تاریخ ژاپن (هیدتوشی ناکاتا یا شینجی کاگاوا یا کیسوکه هوندا) در سطح بهترینهای اروپا (مسی، رونالدو، امباپه) نبوده و نیست. سیستم ژاپنی استعدادهای «خوب» تولید میکند اما «نابغه» نه چون نابغه به معنی «خروج از قاعده» است و ژاپن قاعدهشکنی را دوست ندارد.
در آکادمیهای ژاپن، به بازیکنان یاد میدهند «توپ را زود پاس بده، دریبل نکن، ریسک نکن». نتیجهاش تیمی منظم و بیاشتباه اما فاقد آن جرقهای که یک بازی را در یک لحظه تغییر میدهد. در جام جهانی ۲۰۲۲، ژاپن دو برد تاریخی برابر آلمان و اسپانیا داشت اما در هر دو بازی، مالکیت توپ زیر ۳۰ درصد بود. ژاپن برد اما «فوتبال ژاپنی» نبود که برد. «فوتبال ضدحمله اروپایی» بود که با اعدام ژاپنی به ثمر نشست. و این، هویتزدگی فرهنگی است؛ ژاپنی که میخواهد اروپایی بازی کند، اما اروپایی نیست. شاید وقتی ژاپن جرأت کند «خودش» باشد، آن وقت به یکچهارم نهایی برسد. تا آن روز، «سامورایی آبی» همان تیم خوب همیشه خواهد ماند که کافی نیست.
به قول یک روزنامهنگار ورزشی توکیو: «ما میتوانیم آلمان را ببریم، اما نمیتوانیم آلمان شویم. و تا وقتی این حقیقت را نپذیریم، جام جهانی مال ما نخواهد شد.»
انتهای پیام/