فوتبال جهان
29199
غرش شیرهای ترانگا در سئول
وقتی سنگال جهان را به زانو درآورد
جام جهانی ۲۰۰۲، تورنمنتی بود که نظم سنتی فوتبال جهان را لرزاند اما در میان تمام شگفتیها، هیچ داستانی به اندازه حماسه سنگال الهامبخش و فراموشنشدنی نشد. تیمی که برای نخستینبار به جام جهانی رسیده بود، نه برای تجربهاندوزی، بلکه برای ساختن تاریخ پا به شرق آسیا گذاشت. شیرهای ترانگا با فوتبالی سرشار از انرژی، جسارت و شور آفریقایی، تا یکچهارم نهایی پیش رفتند و قلب میلیونها نفر را تسخیر کردند.
۳۱ مه ۲۰۰۲، سئول شاهد یکی از بزرگترین شوکهای تاریخ جام جهانی بود. سنگال در نخستین مسابقه تاریخ خود در این رقابتها برابر فرانسه قرار گرفت؛ مدافع عنوان قهرمانی با ستارههایی چون تیری آنری، ترزگه و ویرا اما پشت آن هیبت پرزرقوبرق، ترسی پنهان وجود داشت؛ زیرا بسیاری از بازیکنان سنگال در لیگ فرانسه بازی میکردند و سرمربی فرانسویشان، برونو متسو، شناخت دقیقی از حریف داشت.
در دقیقه ۳۰، پاپا بوبا دیوپ دروازه فابین بارتز را گشود و جشن معروف بازیکنان سنگال کنار پرچم کرنر، به تصویری ماندگار در تاریخ فوتبال تبدیل شد. آن پیروزی یک برتری ساده ورزشی نبود؛ نمادی بود از غلبه اراده بر قدرت و شور بر غرور. جهان فهمید که سنگال تنها برای حضور نیامده است.
معمار این شگفتی، برونو متسو بود؛ مربیای که بیش از آنکه یک تاکتیکدان باشد، روحیهساز بود. او تیمش را وادار نکرد شبیه اروپا بازی کند، بلکه اجازه داد فوتبال غریزی و آزاد آفریقایی نفس بکشد. در قلب آن تیم، الیو سیسه با صلابت رهبری میکرد و در خط حمله، الحاجی دیوف با سرعت و تکنیکش مدافعان را آزار میداد. دیوف در آن جام چنان درخشید که خیلی زود به یکی از ستارههای نوظهور فوتبال جهان بدل شد.
سنگال پس از برد تاریخی برابر فرانسه، با تساوی مقابل دانمارک و بازی دیوانهوار برابر اروگوئه، راهی مرحله حذفی شد. دیدار با سوئد، آزمون بلوغ این تیم بود؛ مسابقهای فرسایشی که به وقت اضافه کشید. در نهایت، هنری کامارا با گل طلایی خود، سنگال را به دومین تیم تاریخ آفریقا پس از کامرون ۱۹۹۰ تبدیل کرد که به جمع هشت تیم برتر جهان میرسد. آن شب، فقط داکار جشن نگرفت؛ تمام آفریقا به خیابانها آمد.
رویای شیرهای ترانگا سرانجام در یکچهارم نهایی و برابر ترکیه پایان یافت. اینبار قانون گل طلایی علیه آنها عمل کرد و ایلهان مانسیز، رؤیای آفریقاییها را متوقف ساخت. با این حال، سنگال شکستخورده میدان را ترک نکرد؛ آنها فاتح قلبها بودند.
میراث سنگال ۲۰۰۲ تنها به نتایج محدود نشد. آن تیم نگاه فوتبال اروپا به استعداد آفریقایی را تغییر داد، نسل تازهای از ستارگان را معرفی کرد و نشان داد فوتبال هنوز هم جایی برای معجزه دارد. شادیهای دستهجمعی پس از گل، رقصها و لبخندهای بازیکنان، بخشی از حافظه جمعی جام جهانی شد.
سنگال ثابت کرد که در فوتبال، همیشه نامهای بزرگ پیروز نیستند؛ گاهی تیمی گمنام، با ایمان و جسارت، میتواند جهان را وادار به احترام کند. شیرهای ترانگا شاید جام را نبردند، اما در تابستان ۲۰۰۲ کاری کردند که هنوز، پس از سالها، غرششان در حافظه فوتبال جهان شنیده میشود.
انتهای پیام/