گزارش
29344
جام جهانی قطر
«سرمایهگذاری» در آینده یا «هدررفت» بیسابقه منابع؟
در سالهای منتهی به نوامبر ۲۰۲۲، دو تصویر متضاد از قطر در رسانههای جهان نقش بست؛ یکی از منارههای مساجد و کاخهای زرقوبرقدار دوحه و دیگری از چهرههای خسته کارگران مهاجری که در گرمای ۵۰ درجه، آسمانخراشهای این کشور کوچک حاشیه خلیج فارس را بالا میبردند. هر دو تصویر حقیقت داشت. اما آنچه امروز، چند سال پس از فروکش کردن غبار مسابقات، بیش از هر چیز ذهن تحلیلگران اقتصادی را مشغول کرده، عدد خیرهکننده۲۲۰ میلیارد دلار است؛ رقم کل هزینهای که قطر برای میزبانی پرزرقوبرقترین جام تاریخ فوتبال پرداخت کرد؛ رقمی که در برابر آن، درآمد مستقیم حدود ۱۷ میلیارد دلاری، حکم قطرهای در برابر اقیانوس را دارد.
حالا و در آستانه جام جهانی 2026 یک سؤال ساده در ذهنها نقش بسته؛ آیا از نگاه اقتصادی، این میزبانی توجیه داشت؟
اگر منتقدان را در یک کفه ترازو بنشانیم، پاسخ قاطعانه «نه» را خواهید شنید. شاخصهای کوتاهمدت گویای همه چیز است. تولید ناخالص داخلی قطر که در سال برگزاری مسابقات رشد ۴.۲ درصدی را تجربه کرده بود، یک سال بعد به کمتر از ۱.۲ درصد سقوط کرد. هتلهای لوکسی که به امید هجوم هواداران سر از پا نمیشناختند، پس از آخرین سوت داور ناگهان خلوت شدند و تعدادی از کارکنان خود را اخراج کردند. از این گذشته، گزارشهای بینالمللی از مرگ هزاران کارگر خارجی در جریان ساخت و سازهای پیش از جام حکایت دارد؛ هزینهای انسانی که هیچ ترازنامهای قادر به ثبت آن نیست.
اما آن سوی قضیه، تحلیل متفاوتی وجود دارد. واقعیت این است که نزدیک به ۹۰ درصد از آن ۲۲۰ میلیارد دلار، صرف خرید بلیت جام جهانی برای یک ماه میهمانی فوتبال هم نشد. این پول خرج زیرساخت شد. مترو دوحه، فرودگاه بینالمللی حمد، شهر جدید لوسیل با ظرفیت نیم میلیون نفر، بزرگراهها، بنادر و مناطق ویژه اقتصادی. اینها همان چیزهایی هستند که قطر در چشمانداز ملی ۲۰۳۰ خود پیش از آنکه حتی نامش برای میزبانی جام جهانی مطرح شود، روی کاغذ آورده بود. جام جهانی صرفاً یک شتابدهنده بود؛ انگیزهای برای فشرده کردن یک برنامه ۱۵ ساله در تنها یک دهه.
حامیان این دیدگاه، به صندوق بینالمللی پول استناد میکنند که اذعان داشت همین سرمایهگذاری زیرساختی، در طول یک دهه، سالانه بین ۵ تا ۶ درصد به رشد بخش غیرنفتی اقتصاد قطر کمک کرده است. امروز، قطر از جام جهانی به عنوان یک برند جهانی گردشگری بیرون آمده. آمارها نشان میدهد تعداد گردشگران ورودی به این کشور در سال پس از جام، نسبت به دوران پیش از کرونا تقریباً دو برابر شده است. این همان سرمایهای است که عربستان سعودی و امارات سالهاست میلیاردها دلار برای دستیابی به آن خرج میکنند.
در نهایت، پاسخ به این پرسش به این بستگی دارد که میزبانی را با کدام ساعت میسنجیم. اگر با ساعت عقربهکوتاه حسابداری، که سرمایهگذاری قطر یک شکست تمامعیار بود. درآمد ۱۷ میلیاردی در برابر هزینه ۲۲۰ میلیاردی، در هیچ کلاس درسی توجیهپذیر نیست اما اگر با ساعت استراتژیک بنگریم، ماجرا متفاوت است. قطر نشان داد که کشوری کوچک با یک منبع عظیم گاز طبیعی میتواند نقشه جهانی بازی را به نفع خود تغییر دهد. سؤال واقعی شاید این نباشد که «آیا قطر پولش را هدر داد؟» بلکه این است که «آیا میشد این زیرساختهای حیاتی را بدون هزینه انسانی گزاف و بدون فشار مضاعف بر کارگران مهاجر ساخت؟» پاسخ به این پرسش، هنوز در هالهای از ابهام باقی مانده است.
انتهای پیام/