اخبار
29856
مرگ پدر و بازگشت به آغوش سفیدها
داستان تراژیک هافبک میانی نیوزیلند
وقتی مارکو استامینیچ در نوامبر گذشته به حمایت نیاز داشت، تیم ملی نوزیلند در کنارش بود. پس از اینکه پدر او، نیکو در پایان اکتبر، اندکی پس از تماشای بازی پسرش برای تیم ملی در اروپا، ناگهان درگذشت، هافبک سوانسی سیتی فوتبال را کنار گذاشت.
استامینیچ در جریان اردوی پیش از جام جهانی نیوزیلند در فلوریدا گفت: «وقتی خبر را از مادرم در یونان شنیدم، تقریباً همه چیز را رها کردم و مستقیماً به یونان رفتم و دو هفته آنجا ماندم. این دو هفته، دو هفته آخر قبل از تعطیلات تیم ملی بود، بنابراین من همان موقع تصمیم گرفتم که بازی بعدی فوتبالم را برای باشگاه انجام ندهم و میخواستم این کار را برای تیم ملیام، برای نیوزیلند انجام دهم.»
مت گاربت، دوست صمیمی استامینیچ، اولین همتیمی او بود که پس از ورود به ایالات متحده، برای بازیهای مقابل کلمبیا در فلوریدا و اکوادور در نیوجرسی در نوامبر گذشته، با او وقت گذراند: «او واقعاً از من مراقبت کرد. سپس بقیه آمدند. من نمیتوانستم عشق و حمایتی بیش از آنچه در آمریکا از همتیمیهایم در تیم ملی دریافت کردم، بخواهم. البته دوره سختی بود، اما من بهترین حمایت ممکن را برای عبور از آن داشتم.»
پس از مشورت با بازیکنان ارشد، دارن بیزلی سرمربی، استامینیچ را کاپیتان بازی اکوادور کرد و پس از آن به عنوان «یک مرد جوان شگفتانگیز» به خاطر نحوه برخوردش با موقعیتی که «هیچکس نمیخواهد کسی آن را تجربه کند» مورد ستایش قرار گرفت. بیزلی گفت: ««او میخواست در کنار همتیمیهایش باشد. او با بسیاری از بازیکنان بسیار صمیمی است، بنابراین فکر میکنم اینجا واقعاً جای خوبی برای او بود.»
استامینیچ پس از دریافت بازوبند کاپیتانی گفت: «واقعاً غافلگیر و مفتخر شدم. بازی کردن برای تیم ملیرویای من بود، چه برسد کاپیتانی تیم ملی. بنابراین وقتی به من گفتند، پر از هیجان و شادی شدم و واقعاً به حمایت بچهها از خودم افتخار کردم.»
هفت ماه بعد، استامینیچ در مرکز زمین نیوزیلند قرار است نقش بزرگی در تلاش آنها برای کسب اولین برد و صعود به مرحله حذفی داشته باشد.
بازی در جام جهانی چیزی بود که همیشه در برنامههایی که او با نیکو ترتیب داده بود، وجود داشت. نیکو تا حد زیادی بزرگترین تأثیر را در بین تمام افرادی که در رسیدن او به جایگاه امروزش نقش داشتند، داشت. او در سن ۲۴ سالگی، در بازیهای دوگانه لیگ و جام حذفی دانمارک، صربستان و یونان حضور داشته و به گروه نخبه «کیویها» پیوسته است که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کردهاند، در حالی که ۳۸ بازی ملی برای نیوزیلند انجام داده است؛«فداکاریهایی که او کرد، پولی که خرج کرد، وقتی که صرف کرد، درک اینکه یک شخص واقعاً چقدر برای من معنی داشت و چقدر میتواند در کاری که من تاکنون در حرفهام انجام دادهام، نقش داشته باشد، دشوار است. اما گذشته از فوتبال، فکر میکنم او کسی بوده که به من یاد داده مردی که هستم باشم. این به نظرم مهمتر و فراتر از فوتبال است. صحبت کردن در موردش سخت است، اما او در خاطرات خوب و عشق خوب نیز زنده است.»
این هفته در سندیگو، جایی که تیم نیوزیلند در حال انجام آخرین مراحل آمادهسازی خود قبل از رویارویی با ایران در لسآنجلس در دوشنبه شب (شروع بازی ساعت ۱ بعد از ظهر سهشنبه به وقت نیوزیلند) است، استامینیچ در مورد اینکه چگونه در چند هفته آینده به یاد پدرش بازی خواهد کرد، صحبت کرد و قرار است مادر و خواهرش در سکوها حضور داشته باشند و بازی را تماشا کنند: «ما هر تور یک جلسه با کل تیم داریم که فرصتی برای صحبت کردن به ما میدهد و من در مورد آنچه برای من مهم است و چرا این کار را انجام میدهم صحبت کردم. در مورد اینکه چگونه سفرم به جایی که الان هستم از جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ شروع شد، صحبت کردم. خیلی زود از خواب بیدار میشدیم و در مورد فوتبال صحبت میکردیم. یادم میآید که با پدرم صحبت میکردم و میگفتم میخواهم روزی آنجا باشم، بنابراین به اعضای تیم گفتم حالا که واقعاً اینجا هستم، انگار یک چرخه کامل است. بدیهی است که بدون حضور او، هرچند میدانم که روحش اینجا با ماست، بنابراین واقعاً به سفری که با او و همچنین خانوادهام داشتهام تا به این نقطه برسم، افتخار میکنم.»
انتهای پیام/
استامینیچ در جریان اردوی پیش از جام جهانی نیوزیلند در فلوریدا گفت: «وقتی خبر را از مادرم در یونان شنیدم، تقریباً همه چیز را رها کردم و مستقیماً به یونان رفتم و دو هفته آنجا ماندم. این دو هفته، دو هفته آخر قبل از تعطیلات تیم ملی بود، بنابراین من همان موقع تصمیم گرفتم که بازی بعدی فوتبالم را برای باشگاه انجام ندهم و میخواستم این کار را برای تیم ملیام، برای نیوزیلند انجام دهم.»
مت گاربت، دوست صمیمی استامینیچ، اولین همتیمی او بود که پس از ورود به ایالات متحده، برای بازیهای مقابل کلمبیا در فلوریدا و اکوادور در نیوجرسی در نوامبر گذشته، با او وقت گذراند: «او واقعاً از من مراقبت کرد. سپس بقیه آمدند. من نمیتوانستم عشق و حمایتی بیش از آنچه در آمریکا از همتیمیهایم در تیم ملی دریافت کردم، بخواهم. البته دوره سختی بود، اما من بهترین حمایت ممکن را برای عبور از آن داشتم.»
پس از مشورت با بازیکنان ارشد، دارن بیزلی سرمربی، استامینیچ را کاپیتان بازی اکوادور کرد و پس از آن به عنوان «یک مرد جوان شگفتانگیز» به خاطر نحوه برخوردش با موقعیتی که «هیچکس نمیخواهد کسی آن را تجربه کند» مورد ستایش قرار گرفت. بیزلی گفت: ««او میخواست در کنار همتیمیهایش باشد. او با بسیاری از بازیکنان بسیار صمیمی است، بنابراین فکر میکنم اینجا واقعاً جای خوبی برای او بود.»
استامینیچ پس از دریافت بازوبند کاپیتانی گفت: «واقعاً غافلگیر و مفتخر شدم. بازی کردن برای تیم ملیرویای من بود، چه برسد کاپیتانی تیم ملی. بنابراین وقتی به من گفتند، پر از هیجان و شادی شدم و واقعاً به حمایت بچهها از خودم افتخار کردم.»
هفت ماه بعد، استامینیچ در مرکز زمین نیوزیلند قرار است نقش بزرگی در تلاش آنها برای کسب اولین برد و صعود به مرحله حذفی داشته باشد.
بازی در جام جهانی چیزی بود که همیشه در برنامههایی که او با نیکو ترتیب داده بود، وجود داشت. نیکو تا حد زیادی بزرگترین تأثیر را در بین تمام افرادی که در رسیدن او به جایگاه امروزش نقش داشتند، داشت. او در سن ۲۴ سالگی، در بازیهای دوگانه لیگ و جام حذفی دانمارک، صربستان و یونان حضور داشته و به گروه نخبه «کیویها» پیوسته است که در لیگ قهرمانان اروپا بازی کردهاند، در حالی که ۳۸ بازی ملی برای نیوزیلند انجام داده است؛«فداکاریهایی که او کرد، پولی که خرج کرد، وقتی که صرف کرد، درک اینکه یک شخص واقعاً چقدر برای من معنی داشت و چقدر میتواند در کاری که من تاکنون در حرفهام انجام دادهام، نقش داشته باشد، دشوار است. اما گذشته از فوتبال، فکر میکنم او کسی بوده که به من یاد داده مردی که هستم باشم. این به نظرم مهمتر و فراتر از فوتبال است. صحبت کردن در موردش سخت است، اما او در خاطرات خوب و عشق خوب نیز زنده است.»
این هفته در سندیگو، جایی که تیم نیوزیلند در حال انجام آخرین مراحل آمادهسازی خود قبل از رویارویی با ایران در لسآنجلس در دوشنبه شب (شروع بازی ساعت ۱ بعد از ظهر سهشنبه به وقت نیوزیلند) است، استامینیچ در مورد اینکه چگونه در چند هفته آینده به یاد پدرش بازی خواهد کرد، صحبت کرد و قرار است مادر و خواهرش در سکوها حضور داشته باشند و بازی را تماشا کنند: «ما هر تور یک جلسه با کل تیم داریم که فرصتی برای صحبت کردن به ما میدهد و من در مورد آنچه برای من مهم است و چرا این کار را انجام میدهم صحبت کردم. در مورد اینکه چگونه سفرم به جایی که الان هستم از جام جهانی فوتبال ۲۰۱۰ شروع شد، صحبت کردم. خیلی زود از خواب بیدار میشدیم و در مورد فوتبال صحبت میکردیم. یادم میآید که با پدرم صحبت میکردم و میگفتم میخواهم روزی آنجا باشم، بنابراین به اعضای تیم گفتم حالا که واقعاً اینجا هستم، انگار یک چرخه کامل است. بدیهی است که بدون حضور او، هرچند میدانم که روحش اینجا با ماست، بنابراین واقعاً به سفری که با او و همچنین خانوادهام داشتهام تا به این نقطه برسم، افتخار میکنم.»
انتهای پیام/