اخبار
30020
تنش هواداران و تیم ملی در آستانه حضور در مرحله حذفی
عشق خشن!
تیم ملی مکزیک با وجود کسب دومین پیروزی متوالی خود در جام جهانی ۲۰۲۶ و صعود زودهنگام به مرحله حذفی، نتوانست دل هواداران پرشور خود را در گوادالاخارا به دست آورد. در دیداری که با تساوی بدون گل در نیمه اول برابر کره جنوبی پیش میرفت، ورزشگاه اکورون مملو از سوتهای بلند و هو شدنهای خشمگین هواداران بود. اما یک ساعت بعد، همان سکوها در حال شادی بودند و بازیکنان خسته روی زمین، جشن اولین صعود را برپا میکردند. این دوگانگی، روایتی تکراری از رابطه پرتلاطم مکزیک با تیم ملی خود است.
گوادالاخارا؛ مکزیکیترین شهر جهان
ضربالمثلی محلی میگوید: «هیچ شهری مکزیکیتر از گوادالاخارا نیست.» جالیسکو، ایالتی که این شهر در قلب آن قرار دارد، خانه موسیقی ماریاچی است. تیم فوتبال محلی، چیواس با افتخار فقط بازیکنان مکزیکی را به ترکیب خود راه میدهد. انتظار هواداران در این شهر از تیم ملی، چیزی فراتر از پیروزی است؛ آنها خواهان نمایشی هستند که هویت مکزیکی را تعریف کند.
با وجود موفقیت آماری مکزیک – بهترین دو بازی افتتاحیه در تاریخ جام جهانی – جو ورزشگاه با شور و شوقی که به استقبال عملکرد میزبانان دیگر (ایالات متحده و کانادا) رفت، قابل مقایسه نبود. آنجا تشویق بود، اینجا هو شدن. اما چرا؟
چرا مکزیک هو شد؟
کریستین مارتینولی، روزنامهنگار مکزیکی، دلیل هو شدن را به سه عامل مرتبط میداند: «سبک بازی، شخصیت تیم و انتظارات.» آلفونسو گونزالس، هواداری که در ورزشگاه حاضر بود، صریحتر گفت: «ما معمولاً یک تیم جذاب نیستیم، اما این یکی حتی جذابیت کمتری دارد.»
بخشی از این نارضایتی به نسلها بازمیگردد. بسیاری از بازیکنان فعلی، مانند ادسون آلوارز، لوئیس چاوز و اوربلین پیندا، به آندرس گواردادو، کاپیتان ۳۹سالهای که ۱۸۴بازی ملی دارد، بهعنوان رهبر آینده نگاه میکنند. گواردادو یک رهبر متولد شده و هنوز در ترکیب اصلی حضور دارد. اما بعضی هواداران معتقدند که حضور او مانع از ظهور نسل جدیدی از رهبران شده است. این موضوع، فاصلهای بین هواداران و تیم ایجاد کرده است؛ فاصلهای که با هر پیروزی در حال پر شدن است، اما هنوز کامل نشده است.
فلسفه فوتبال مکزیک؛ برزخ به جای خلاقیت
خوان خوزه آریلو، رماننویس بزرگ گوادالاخارایی نوشته بود: «انسان اشتیاق به آفرینش دارد. او به زندگی کردن صرف بسنده نمیکند، بلکه نیاز به خلق کردن نیز دارد.» در دیدار مقابل کره جنوبی، مکزیک این خلاقیت را به نمایش نگذاشت.
خاویر آگیره، سرمربی مکزیک از تمایل خود به «جنگیدن، تلاش کردن و کار سخت» سخن گفته است. اما کنار گذاشتن آلوارو فیدالگو (از رئال بتیس) و نادیده گرفتن استعداد ۱۷ساله، گیلبرتو مورا باعث شد تیمش برنامهای هجومی اما فاقد خلاقیت ارائه دهد. برای بیشتر نیمه اول، کره جنوبی راضی بود توپ را به مکزیک بدهد و آنها نیز با پاسهای بیهدف و ارسالهای بلند، تماشاگران را خسته کردند.
هواداران ایوان و ادسون میگفتند: «این مکزیکی نبود که ما میشناسیم. خیلی کند بود. آنها باید بجنگند، باید سریع بازی کنند.»

لوئیس رومو؛ ماهیگیری که به جام جهانی گل زد
در کمال تعجب، بازیکنی که پیش از بازی بشدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، لوئیس رومو، هافبک چیواس مکزیک بود. او در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود که مکزیک باید بر بازی خوب تمرکز کند، نه صرفاً بر بردن. این اظهارات نسبتاً بیضرر، او را در رسانهها هدف قرار داد.
اما رومو در ورزشگاه خانگی خود، گل پیروزیبخش مکزیک را به ثمر رساند. او از خانوادهای آمده که همیشه نمیتوانستند برایش کفشهای میخدار بخرند، پس از اولین ناکامی در فوتبال به کار ماهیگیری بازگشت. داستان او نماد افرادی است که هر ذره استعداد را از وجود خود میفشارند.
پس از بازی، آگیره اعتراف کرد: «چه چیزی من را خوشحالتر میکند؟ این لعنتیها، مردم!»
عشق خشن مکزیکی؛ هو کردن به مثابه عشق
تاریخ حمایت از مکزیک، تاریخ ناامیدی است. هفت شکست متوالی در مرحله یکهشتم نهایی بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۸ گواه این موضوع است. در جام جهانی خانگی، انتظار از پیش تعیینشده است؛ «آن روز موعود سرنوشت که در آن واقعگرایی جادویی نقش میگیرد.»
کارلوس، هواداری که در ورزشگاه تیم را هو کرده بود، گفت: «گاهی اوقات باید با قلبت، با احساساتت پاسخ بدهی. این حقیقتی درون توست که بیان میکنی. ما ستارههایمان را میسازیم و سپس آنها را در هم میشکنیم. اما وقتی نوبت به جام جهانی میرسد، همه ما متحد هستیم.»
هو کردن به نوعی عشق است؛ یک عشق خشن. مکزیک به این تیم اعتقاد دارد، اما آنها میخواهند چیزی بیشتر ببینند. چیزی که آنها را به یاد نسلهای قبلی بیندازد. چیزی که مکزیکی بودن را تعریف کند و شاید این بار با ادامه پیروزیها این شکاف پر شود.
انتهای پیام/
گوادالاخارا؛ مکزیکیترین شهر جهان
ضربالمثلی محلی میگوید: «هیچ شهری مکزیکیتر از گوادالاخارا نیست.» جالیسکو، ایالتی که این شهر در قلب آن قرار دارد، خانه موسیقی ماریاچی است. تیم فوتبال محلی، چیواس با افتخار فقط بازیکنان مکزیکی را به ترکیب خود راه میدهد. انتظار هواداران در این شهر از تیم ملی، چیزی فراتر از پیروزی است؛ آنها خواهان نمایشی هستند که هویت مکزیکی را تعریف کند.
با وجود موفقیت آماری مکزیک – بهترین دو بازی افتتاحیه در تاریخ جام جهانی – جو ورزشگاه با شور و شوقی که به استقبال عملکرد میزبانان دیگر (ایالات متحده و کانادا) رفت، قابل مقایسه نبود. آنجا تشویق بود، اینجا هو شدن. اما چرا؟
چرا مکزیک هو شد؟
کریستین مارتینولی، روزنامهنگار مکزیکی، دلیل هو شدن را به سه عامل مرتبط میداند: «سبک بازی، شخصیت تیم و انتظارات.» آلفونسو گونزالس، هواداری که در ورزشگاه حاضر بود، صریحتر گفت: «ما معمولاً یک تیم جذاب نیستیم، اما این یکی حتی جذابیت کمتری دارد.»
بخشی از این نارضایتی به نسلها بازمیگردد. بسیاری از بازیکنان فعلی، مانند ادسون آلوارز، لوئیس چاوز و اوربلین پیندا، به آندرس گواردادو، کاپیتان ۳۹سالهای که ۱۸۴بازی ملی دارد، بهعنوان رهبر آینده نگاه میکنند. گواردادو یک رهبر متولد شده و هنوز در ترکیب اصلی حضور دارد. اما بعضی هواداران معتقدند که حضور او مانع از ظهور نسل جدیدی از رهبران شده است. این موضوع، فاصلهای بین هواداران و تیم ایجاد کرده است؛ فاصلهای که با هر پیروزی در حال پر شدن است، اما هنوز کامل نشده است.
فلسفه فوتبال مکزیک؛ برزخ به جای خلاقیت
خوان خوزه آریلو، رماننویس بزرگ گوادالاخارایی نوشته بود: «انسان اشتیاق به آفرینش دارد. او به زندگی کردن صرف بسنده نمیکند، بلکه نیاز به خلق کردن نیز دارد.» در دیدار مقابل کره جنوبی، مکزیک این خلاقیت را به نمایش نگذاشت.
خاویر آگیره، سرمربی مکزیک از تمایل خود به «جنگیدن، تلاش کردن و کار سخت» سخن گفته است. اما کنار گذاشتن آلوارو فیدالگو (از رئال بتیس) و نادیده گرفتن استعداد ۱۷ساله، گیلبرتو مورا باعث شد تیمش برنامهای هجومی اما فاقد خلاقیت ارائه دهد. برای بیشتر نیمه اول، کره جنوبی راضی بود توپ را به مکزیک بدهد و آنها نیز با پاسهای بیهدف و ارسالهای بلند، تماشاگران را خسته کردند.
هواداران ایوان و ادسون میگفتند: «این مکزیکی نبود که ما میشناسیم. خیلی کند بود. آنها باید بجنگند، باید سریع بازی کنند.»

لوئیس رومو؛ ماهیگیری که به جام جهانی گل زد
در کمال تعجب، بازیکنی که پیش از بازی بشدت مورد انتقاد قرار گرفته بود، لوئیس رومو، هافبک چیواس مکزیک بود. او در مصاحبهای تلویزیونی گفته بود که مکزیک باید بر بازی خوب تمرکز کند، نه صرفاً بر بردن. این اظهارات نسبتاً بیضرر، او را در رسانهها هدف قرار داد.
اما رومو در ورزشگاه خانگی خود، گل پیروزیبخش مکزیک را به ثمر رساند. او از خانوادهای آمده که همیشه نمیتوانستند برایش کفشهای میخدار بخرند، پس از اولین ناکامی در فوتبال به کار ماهیگیری بازگشت. داستان او نماد افرادی است که هر ذره استعداد را از وجود خود میفشارند.
پس از بازی، آگیره اعتراف کرد: «چه چیزی من را خوشحالتر میکند؟ این لعنتیها، مردم!»
عشق خشن مکزیکی؛ هو کردن به مثابه عشق
تاریخ حمایت از مکزیک، تاریخ ناامیدی است. هفت شکست متوالی در مرحله یکهشتم نهایی بین سالهای ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۸ گواه این موضوع است. در جام جهانی خانگی، انتظار از پیش تعیینشده است؛ «آن روز موعود سرنوشت که در آن واقعگرایی جادویی نقش میگیرد.»
کارلوس، هواداری که در ورزشگاه تیم را هو کرده بود، گفت: «گاهی اوقات باید با قلبت، با احساساتت پاسخ بدهی. این حقیقتی درون توست که بیان میکنی. ما ستارههایمان را میسازیم و سپس آنها را در هم میشکنیم. اما وقتی نوبت به جام جهانی میرسد، همه ما متحد هستیم.»
هو کردن به نوعی عشق است؛ یک عشق خشن. مکزیک به این تیم اعتقاد دارد، اما آنها میخواهند چیزی بیشتر ببینند. چیزی که آنها را به یاد نسلهای قبلی بیندازد. چیزی که مکزیکی بودن را تعریف کند و شاید این بار با ادامه پیروزیها این شکاف پر شود.
انتهای پیام/