string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
حمیدرضا عرب

حمیدرضا عرب

اخبار

30104
قلب خاموش تیم ملی

عزت‌اللهی و قدوس، دو هافبک بدون اثر در پروژه قلعه‌نویی

قلب خاموش تیم ملی

 تیم ملی ایران مقابل بلژیک از نظر دفاعی نمره قبولی گرفت. امیر قلعه‌نویی با یک استراتژی کاملاً محافظه‌کارانه به میدان رفت و با انبوهی از بازیکنان دفاعی عملاً مسیر نفوذ حریف را بست. پیش از شروع مسابقه هم مشخص بود که قرار نیست ایران مالکیت توپ را در اختیار بگیرد و برنامه اصلی بر مقاومت دفاعی استوار شده است. برای همین احتمال داده می‌شد حتی بتوانیم از بلژیک امتیاز بگیریم.
 اما پرواضح است که فوتبال فقط دفاع کردن نیست. تیمی که می‌خواهد در سطح اول فوتبال جهان حرفی برای گفتن داشته باشد باید در قلب زمین هم صاحب ایده باشد. دقیقاً در همین نقطه بود که تیم ملی با یک بحران جدی مواجه شد.
 سعید عزت‌اللهی و سامان قدوس در جریان بازی عملاً از مدار مسابقه خارج بودند. این دو نه در انتقال توپ موفق بودند و نه در ایجاد موقعیت. در فوتبال مدرن وظیفه هافبک‌های میانی تنها دوندگی و تخریب بازی حریف نیست. آنها باید مغز متفکر تیم باشند. باید سرعت بازی را تنظیم کنند و ریتم مسابقه را در اختیار بگیرند. اتفاقی که هرگز رخ نداد.
 عزت‌اللهی سال‌هاست در این پست بازی می‌کند اما همچنان این پرسش پابرجاست که آیا او توانسته وارث شایسته نسل‌های گذشته فوتبال ایران باشد یا خیر؟! پاسخ در بسیاری از مسابقات منفی بوده است. او بیشتر به یک بازیکن تخریبی، کند و با شعاع حرکتی بسیاراندک تبدیل شده و کمتر می‌تواند جریان بازی را تغییر دهد. مشکل اصلی اینجاست که تیم ملی سال‌هاست روی او سرمایه‌گذاری کرده اما خروجی فنی قابل توجهی به دست نیاورده است.
 سامان قدوس نیز مقابل بلژیک نتوانست انتظارات را برآورده کند. او در ضدحملات باید نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کرد اما نه پاس کلیدی داد و نه توانست مهاجمان را در موقعیت مطلوب قرار دهد. گاهی با دوندگی سعی می‌کند ضعف‌های فنی خود را بپوشاند اما در فوتبال ملی این موضوع کافی نیست. تیم ملی به بازیکنی نیاز دارد که در لحظه تصمیم‌های بزرگ بگیرد نه اینکه صرفاً در زمین حضور داشته باشد.
 مشکل بزرگ در بازی با تیم‌های بزرگ این است که ساختار هجومی تیم ملی به‌شدت فقیر شده است. ایران دیگر در جریان چنین بازی‌هایی موقعیت خلق نمی‌کند. همه چیز به ضربات ایستگاهی و ارسال‌ها وابسته شده است. اوت‌های بلند و کرنرها به مهم‌ترین سلاح هجومی تبدیل شده‌اند. این یعنی یک تیم از داشتن دکترین هجومی محروم است.
 این وضعیت بیش از هر چیز مسئولیت سرمربی را برجسته می‌کند. یکی از مهم‌ترین وظایف سرمربی تیم ملی بازیکن‌سازی است. سرمربی باید استعدادهای جدید را کشف کند و برای آینده تیم ملی سرمایه بسازد. اما آنچه تاکنون دیده‌ایم نشان می‌دهد تیم ملی در دوران قلعه‌نویی در این بخش چندان موفق نبوده است.
 بی‌تعارف تیم ملی نمی‌تواند تا ابد با همین نام‌ها به مسیر خود ادامه دهد. فوتبال جهان با سرعتی سرسام آور در حال پیشرفت است و اگر ایران همچنان در مرکز زمین با این مشکلات دست و پنجه نرم کند فاصله‌اش با قدرت‌های بزرگ بیشتر خواهد شد و هیچ امیدی نیست که در مقیاس جهانی حرفی برای گفتن داشته باشد.
 شاید در کوتاه مدت بتوان با دفاع فشرده مقابل تیم‌های بزرگ دوام آورد اما در بلندمدت هیچ تیمی با حذف هافبک‌های بازیساز و انتقال ندادن به موقع و سریع توپ به جایی نخواهد رسید. حتی در جام ملت‌های آسیا نیز این فرمول تضمینی برای موفقیت نخواهد بود.
 حالا همه نگاه‌ها به بازی با مصر دوخته شده است. رقابتی که شاید بتواند تصویر دقیق‌تری از وضعیت خط میانی تیم ملی ارائه کند. اگر عزت‌اللهی و قدوس بار دیگر نتوانند جریان بازی را در اختیار بگیرند یک واقعیت غیرقابل انکار بیش از گذشته خودنمایی خواهد کرد. تیم ملی ایران به یک بازسازی جدی در قلب زمین نیاز دارد بازیکنانی که بتوانند در انتقال توپ دقیق و سریع عمل کنند.
آنچه بلژیک در واقع داشت، نقطه ضعف ایران بود. بلژیک با وجود توقف مقابل ایران اما حتی در دقایقی که 10 نفره هم بود موفق شد در انتقال توپ موفق عمل کند و امروز در تحلیل و نقد فنی این بازی صحیح نیست که فقط نیمه پر لیوان تیم ملی را ببینیم و به تابلوی نتیجه و آنچه در دفاع رقم خورد یا بیرانوند خلق کرد، توجه کنیم.
دیدن واقعیت‌ها تیم ملی بهتری از ما خواهد ساخت. تردید نکنید.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های اخبار