نقد تیم ملی با سه عنصر نتیجه، کیفیت و دستاورد
دقیقاً باید از چه چیزی خوشحال باشیم؟
فضای رسانهای غالب قبل از هر جام جهانی بهگونهای است که انگار همه باید حمایت کنند. فضای رسانهای حین جام جهانی نیز همواره بر این راستا پیش رفته اما عجیب آنجاست که حالا فضای بعد از حذف نیز انگار به سمتی پیش میرود که نباید آنچه تیم ملی در جام جهانی 2026 رقم زد را نقد کرد و فقط باید نیمه پر لیوان را دید و انتقاد وارد نیست.
واقعیت این است که همه بر معضلات جنگ و لطماتش بر روند آمادهسازی تیم ملی واقفیم. همه میدانیم که تیم ملی حداقل در آخرین فیفادی قبل از جام جهانی بازیهای تدارکاتی مناسب و مفیدی نداشت، دیر به کمپ خود در مکزیک رفت، رفتوآمد از مکزیک به آمریکا اختلالاتی در روند ریکاوری بعد از هر بازی ایجاد کرد و ... اما در طرف مقابل ببینیم که هیچ تیمی زودتر از تیم ایران وارد اردوهای آمادهسازی نشد و همانقدر که تعطیلی لیگ برتر میتواند به ضرر تیم ملی باشد شروع زودهنگام اردوها مزیتی است که نصیب هیچ تیمی نشد.
به هر حال نقد تیم ملی باید براساس دستاورد بهعنوان نتیجه، کیفیت فوتبال و البته ساختن تیمی تازه یا ظهور و بروز ستارهها و استعدادهایی که به فوتبال ملی و دنیا معرفی شوند مورد سنجش قرار بگیرد که با قاطعیت میتوان گفت حداقل در دو بخش از این سه بخش شکست خوردیم.
نتیجه؛ خوب، بد، زشت
شاید اگر قبل از شروع تورنمنت برای پیشبینی نتایج تیم ملی نظرسنجی انجام میدادید یا در بحثهای خودمانی به این موضوع میپرداختید هیچکس از پایان مسابقات مرحله گروهی بدون باخت حرف نمیزد. نگارنده معترفم که بارها در پیشبینیهای قبل از جام به دو مساوی و یک باخت یا یک مساوی و دو باخت اشاره کرده بودم اما سه مساوی چیزی نبود که کسی به آن اشاره کرده باشد. این پیشبینی با توجه به مشکلات موجود در راه آمادهسازی تیم ملی و کیفیت حریفان تیم ایران صورت میگرفت اما در عمل چیز دیگری اتفاق افتاد.
بلژیک تیم سید یک گروه ما پایینتر از حد انتظار همه اهالی فوتبال بود و بعد از بازیهای دور اول اینطور به نظر میرسید که مصر کیفیتی بالاتر از بلژیک دارد. در واقع هر چه از تونمنت گذشت مشخص شد ضعیفترین تیم سید یک نصیب ما شده و گروه ما، اگر نگوییم راحتترین گروه، حداقل یکی از سه گروه راحت تورنمنت بوده است.
با وجود این باز هم تساوی مقابل بلژیک یا نباختن به مصر نتایج خوبی قلمداد شد و همه از تساوی مقابل نیوزیلند انتقاد کردند. در عین حال به این نکته اشاره شد که در هر سه مسابقه سه گل مردود و یک پنالتی از دست رفته داشتیم و اتفاقات مسابقه هم به ضررمان رقم خورد اما هیچ کس نگفت که بلژیک قبل از تقابل با ما بهترین بازیکن خود را از دست داد و حدود 30دقیقه دهنفره بازی کرد. یا کسی نگفت که مصر در بازی سوم مقابل ما نیازی به پیروزی نداشت، در نیمه اول یک بازیکن خود را بهدلیل پارگی رباط صلیبی از دست داد و در دقایق آخر بهخاطر مصدومیت یکی از بازیکنانش و نداشتن تعویض، دهنفره بازی کرد.
با در نظر گرفتن تمام این موارد میتوان گفت نتایج و کسب سه امتیاز با در نظر گرفتن مشکلات آمادهسازی و موجود در تورنمنت نتیجه بدی نبود اما حذف در مرحله گروهی تورنمنت 48 تیمی دردناک است و میتوان نسبت به آن نقد داشت؛ بهخصوص وقتی بدانیم با در نظر گرفتن شرایط، مقابل مصر خیلی دیر به فکر حمله و بردن افتادیم و انگار اراده و عزم جدی برای پیروزی وجود نداشت. در واقع اینطور بهنظر میرسید که کادرفنی تیم ملی دستاورد پایان دادن به مرحله گروهی بدون باخت و دستاوردی که نصیب هیچ مربی دیگری در 6 دوره قبلی نشده را به ریسک برای حمله و شکست مصر که میتوانست یک شمشیر دولبه باشد ترجیح داد و همه چیز را به قضا و قدر سپرد که بدترین و عجیبترین حالتش نصیب ما شد.

کیفیت؛ حرفش را نزنید
قاعدتاً کادرفنی تیم ملی برای هر مسابقه پلن داشته کمااینکه امیر قلعهنویی قبل از بازی مصر گفت برای تکتک دقایق بازی برنامه داریم اما کیفیت تیم ملی حداقل در فاز حمله و مدل حمله در هر سه مسابقه چیزی نبود که به آن افتخار کنیم یا چیز تازه و نویی در تیم ایران بدانیم. واقعیت این است که بازیسازی و ساخت بازی از عقب به بدترین شکل ممکن انجام میشد چراکه مدافعان ما بیشتر در پی رفع تکلیف و فرار از اشتباه فردی بودند تا ساخت بازی. در عین حال ارتباطی بین خطوط شکل نمیگرفت و خبری از بالا آمدن پله به پله و تدریجی نبود. همچنین تیم ملی هیچگاه در طول سه بازی نتوانست دقایقی قابل توجه در زمین حریف دنبال دیکته کردن فوتبال خود به حریفش باشد یا حریفش را تحت فشار بگذارد چراکه اساساً برای تصاحب توپ در نیمه زمین حریف برنامهای وجود نداشت یا حداقل درست اجرا نمیشد.
باید واقعیت را پذیرفت که تیم ملی در این تورنمنت فوتبال باکیفیتی بازی نکرد و از این حیث دلمان بهخاطر حذف در مرحله مقدماتی نمیسوزد. مشخصاً در هر سه مسابقه تمام موقعیتهای گل براساس اوت بلند و ضربات ایستگاهی به دست آمد و با اینکه برخی از گلها در جریان بازی اتفاق افتاد اما هیچکدام حاصل فوتبال برتر و تحت فشار قرار گرفتن حریف نبود و در هر سه بازی نتوانستیم حتی برای 5 دقیقه متوالی دست بالا را داشته باشیم.
باید واقعیت را پذیرفت که مثل تیمهای کمبنیه غالباً دنبال دفاع مطلق و استفاده از ضربات ایستگاهی و ضدحملات سریع بودیم که در بخش اول تا حدی کارمان پیش رفت چراکه هم موقعیت ساختیم هم به گل رسیدیم اما در ضدحمله سریع کاملاً ناموفق بودیم.
دستاورد؛ درباره چی حرف میزنید؟
به صراحت میتوان گفت تیم ملی از این تورنمنت دستاورد فنی مشخص و سودمندی نداشت چراکه نه از حیث مدل تاکتیکی چیز تازهای رو کرد نه بازیکن یا نسل تازهای از بازیکنان در حد ملی بالا آمدند. امیرحسین محمودی و کسری طاهری قبل از تورنمنت خط خوردند و به امیرمحمد رزاقنیا و دانیال ایری حتی یک دقیقه بازی نرسید. تیم ملی برای سومین جام جهانی متوالی با دو مدافع چپ تکراری (محمدی و حاجصفی) بازی کرد و بازیکنانی در ترکیب قرار گرفتند که تقریباً همگی تجربه جام جهانی داشتند. همچنین سردرگمی عجیبی درباره چیدمان ترکیب و تغییرات حین بازی وجود داشت که هیچکدام نتیجه مشخص و بارزی ایجاد نکرد. در واقع همین که حالا تیم جدیدی نداریم که برای جام ملتهای آسیا پخته شده باشد یعنی از این جام غیر از بحث نتیجه و صعود، دستاورد فنی هم نداشتهایم.
در عین حال با در نظر گرفتن مباحث فوق سؤال اینجاست که دقیقاً باید از چه چیزی خوشحال و راضی باشیم و چرا نقد نکنیم؟
انتهای پیام/