وقتی متر و معیار تعریف و تمجید صحیح نیست
آقای قلعهنویی نمایش مراکش و پاراگوئه را دیدی؟
فوتبال ایران از جام جهانی کنار رفت، اما اصل ماجرا حذف نبود. مسأله این است که تیم ملی چه تصویری از خود بهجا گذاشت.
پیش از آنکه امیر قلعهنویی و کادرفنی از نباختن در3 بازی جام جهانی و ثبت چند آمار دفاعی سخن بگویند، بهتر است واقعیتهای فنی را مرور کنند.
ایران در نخستین جام جهانی ۴۸تیمی حاضر شد. جامی که افزایش سهمیههای آسیا راه صعود را بسیار هموارتر از گذشته کرده بود.
دیگر خبری از آن مسیر دشوار گذشته نبود و بسیاری از تیمهایی که سالها پشت در جام جهانی میماندند به این رقابتها رسیدند؛ بنابراین صرف حضور دیگر دستاورد بزرگی محسوب نمیشد و همه انتظار داشتند ایران چیزی فراتر از گذشته ارائه کند.
انتظار این بود که تیم ملی یا نتایجی متفاوت بگیرد، یا دستکم با سبک فوتبالی تازه وارد میدان شود. اما نه نتیجه متفاوتی حاصل شد و نه تغییر محسوسی در شیوه بازی دیده شد.
حتی تیم ایران نسبت به دورههایی که با کارلوس کیروش فوتبال دفاع و ضدحمله را اجرا میکرد در انتقال توپ، خلق موقعیت و شجاعت هجومی نیز ضعیفتر نشان داد.
در گروهی که نیوزیلند هم حضور داشت، انتظار صعود حداقل خواسته فوتبال دوستان بود، اما ایران از رسیدن به این هدف نیز بازماند.
جام جهانی امسال یک درس بزرگ داشت، اینکه دیگر فوتبال محافظهکارانه تحسین نمیشود.
مراکش برابر هلند با جسارت بازی کرد، عقب ننشست، از نام حریف نترسید و برای پیروزی حمله کرد. پاداش این رویکرد نیز حذف یکی از مدعیان قهرمانی و صعود مراکش به یک مرحله بالاتر بود.
پاراگوئه نیز برابر آلمان همین نسخه را اجرا کرد و نشان داد فاصله فوتبال جهان دیگر فقط با دفاع کردن پر نمیشود.
نتایجی که این تیمها مقابل نامهای بزرگ فوتبال جهان گرفتند در واقع متر و معیار تعریف و تمجید را تغییر دادند و دیگر کسی برای یک تساوی مقابل تیمهای بزرگ کف نمیزند؛ بلکه همه از تیمهایی حرف میزنند که برای بردن وارد زمین میشوند. جسورانه بازی میکنند و در نهایت مزد این هدفگذاری را هم میگیرند.
ژاپن نیز اگرچه برابر برزیل شکست خورد، اما نوع فوتبالش احترامبرانگیز بود.
این تیم در بازی با برزیل پرآوازه با اعتماد به نفس بازی کرد و اگر اسیر تجربه و کیفیت بالاتر حریف نمیشد، حتی شانس خلق یکی از بزرگترین شگفتیهای جام را داشت.
شکست ژاپن کم از یک برد بزرگ نبود، چون این تیم نشان داد برای بقا بازی نمیکند، بلکه برای پیروزی به میدان میرود.
مشکل اصلی تیم ملی ایران در واقع همین نقطه است. فوتبال ایران هنوز از شکست میترسد. در زمین بیشتر بهدنبال اشتباه نکردن است تا خلق کردن موقعیتهای گلزنی.
انگیزه برای حمله، ریسک در یکسوم هجومی، پرس از جلو و میل به تسلط بر مسابقه در بازیهای ایران دیده نشد. حتی بازی برابر نیوزیلند نیز تیم ملی نشانههایی از ترس و محافظهکاری را در خود دارد.
تیم ملی بیش از آنکه بخواهد حریف را وادار به عقبنشینی کند، منتظر اشتباه او ماند و همین ذهنیت باعث شد تفاوت محسوسی با تیمهای جسور این جام داشته باشد.
باید اما باور داشت که فوتبال جهان در حال تغییر است و تیمهای متوسط با شجاعت فاصله خود را با قدرتهای بزرگ کمتر کردهاند، اما ایران هنوز در همان نقطهای ایستاده که سالها قبل ایستاده بود، با این تفاوت که امروز دیگر این نوع فوتبال نه نتیجه میدهد، نه تحسینی را برمیانگیزد.
روی سخن مان با امیر قلعهنویی است. مردی که رؤیای صعود داشت و تا چند سانتیمتری آن پیش رفت. اما امیر برای رسیدن به این هدف بزرگ به اندازه کافی جسور نبود. تیم او به اندازه لازم هنر ضربه زدن به حریف را نداشت. تیم او باید چیزی میشد شبیه آنچه پاراگوئه، مراکش و حتی ژاپن خلق کردند.
این روحیه باید در تیم ملی تغییر کند. جام ملتهای آسیا نزدیک است و اگر قلعهنویی قصد دارد باز هم شانسش را در تیم ملی آزمایش کند باید تیم دیگری با تفکرات متفاوتی پدید آورد. غیر از این او هیچ شانسی در جام جهانی هم نخواهد داشت و او باید هنر تغییر دادن را داشته باشد اگر میخواهد همچنان باشد و برای بودن در تیم ملی دستوپا میزند.
انتهای پیام/
پیش از آنکه امیر قلعهنویی و کادرفنی از نباختن در3 بازی جام جهانی و ثبت چند آمار دفاعی سخن بگویند، بهتر است واقعیتهای فنی را مرور کنند.
ایران در نخستین جام جهانی ۴۸تیمی حاضر شد. جامی که افزایش سهمیههای آسیا راه صعود را بسیار هموارتر از گذشته کرده بود.
دیگر خبری از آن مسیر دشوار گذشته نبود و بسیاری از تیمهایی که سالها پشت در جام جهانی میماندند به این رقابتها رسیدند؛ بنابراین صرف حضور دیگر دستاورد بزرگی محسوب نمیشد و همه انتظار داشتند ایران چیزی فراتر از گذشته ارائه کند.
انتظار این بود که تیم ملی یا نتایجی متفاوت بگیرد، یا دستکم با سبک فوتبالی تازه وارد میدان شود. اما نه نتیجه متفاوتی حاصل شد و نه تغییر محسوسی در شیوه بازی دیده شد.
حتی تیم ایران نسبت به دورههایی که با کارلوس کیروش فوتبال دفاع و ضدحمله را اجرا میکرد در انتقال توپ، خلق موقعیت و شجاعت هجومی نیز ضعیفتر نشان داد.
در گروهی که نیوزیلند هم حضور داشت، انتظار صعود حداقل خواسته فوتبال دوستان بود، اما ایران از رسیدن به این هدف نیز بازماند.
جام جهانی امسال یک درس بزرگ داشت، اینکه دیگر فوتبال محافظهکارانه تحسین نمیشود.
مراکش برابر هلند با جسارت بازی کرد، عقب ننشست، از نام حریف نترسید و برای پیروزی حمله کرد. پاداش این رویکرد نیز حذف یکی از مدعیان قهرمانی و صعود مراکش به یک مرحله بالاتر بود.
پاراگوئه نیز برابر آلمان همین نسخه را اجرا کرد و نشان داد فاصله فوتبال جهان دیگر فقط با دفاع کردن پر نمیشود.
نتایجی که این تیمها مقابل نامهای بزرگ فوتبال جهان گرفتند در واقع متر و معیار تعریف و تمجید را تغییر دادند و دیگر کسی برای یک تساوی مقابل تیمهای بزرگ کف نمیزند؛ بلکه همه از تیمهایی حرف میزنند که برای بردن وارد زمین میشوند. جسورانه بازی میکنند و در نهایت مزد این هدفگذاری را هم میگیرند.
ژاپن نیز اگرچه برابر برزیل شکست خورد، اما نوع فوتبالش احترامبرانگیز بود.
این تیم در بازی با برزیل پرآوازه با اعتماد به نفس بازی کرد و اگر اسیر تجربه و کیفیت بالاتر حریف نمیشد، حتی شانس خلق یکی از بزرگترین شگفتیهای جام را داشت.
شکست ژاپن کم از یک برد بزرگ نبود، چون این تیم نشان داد برای بقا بازی نمیکند، بلکه برای پیروزی به میدان میرود.
مشکل اصلی تیم ملی ایران در واقع همین نقطه است. فوتبال ایران هنوز از شکست میترسد. در زمین بیشتر بهدنبال اشتباه نکردن است تا خلق کردن موقعیتهای گلزنی.
انگیزه برای حمله، ریسک در یکسوم هجومی، پرس از جلو و میل به تسلط بر مسابقه در بازیهای ایران دیده نشد. حتی بازی برابر نیوزیلند نیز تیم ملی نشانههایی از ترس و محافظهکاری را در خود دارد.
تیم ملی بیش از آنکه بخواهد حریف را وادار به عقبنشینی کند، منتظر اشتباه او ماند و همین ذهنیت باعث شد تفاوت محسوسی با تیمهای جسور این جام داشته باشد.
باید اما باور داشت که فوتبال جهان در حال تغییر است و تیمهای متوسط با شجاعت فاصله خود را با قدرتهای بزرگ کمتر کردهاند، اما ایران هنوز در همان نقطهای ایستاده که سالها قبل ایستاده بود، با این تفاوت که امروز دیگر این نوع فوتبال نه نتیجه میدهد، نه تحسینی را برمیانگیزد.
روی سخن مان با امیر قلعهنویی است. مردی که رؤیای صعود داشت و تا چند سانتیمتری آن پیش رفت. اما امیر برای رسیدن به این هدف بزرگ به اندازه کافی جسور نبود. تیم او به اندازه لازم هنر ضربه زدن به حریف را نداشت. تیم او باید چیزی میشد شبیه آنچه پاراگوئه، مراکش و حتی ژاپن خلق کردند.
این روحیه باید در تیم ملی تغییر کند. جام ملتهای آسیا نزدیک است و اگر قلعهنویی قصد دارد باز هم شانسش را در تیم ملی آزمایش کند باید تیم دیگری با تفکرات متفاوتی پدید آورد. غیر از این او هیچ شانسی در جام جهانی هم نخواهد داشت و او باید هنر تغییر دادن را داشته باشد اگر میخواهد همچنان باشد و برای بودن در تیم ملی دستوپا میزند.
انتهای پیام/