صعود به جام جهانی دیگر شاهکار نیست
پولپاشی برای کدام موفقیت؟
پرداخت پاداش به ارکان تیم ملی بهخصوص امیر قلعهنویی این روزها به یک مسأله مهم تبدیل شده که رسانهها نیز به آن میپردازند.
روایتهای مختلفی نیز درباره رقم این پاداشها به گوش میرسد. از یکمیلیون دلار تا ۱۵۰میلیارد تومان! حتی گفته میشود بخشی از این مبلغ پیش از آغاز جام جهانی به حساب سرمربی تیم ملی واریز شده است. شاید بعدها مشخص شود کدام روایت درست است و کدام نادرست. اما مسأله اصلی اصلاً رقم نیست. مسأله این است که چرا اساساً باید برای صعود به جام جهانی پاداشی خارج از عرف پرداخت شود؟!
اگر قرار است ملاک پرداخت پاداش عملکرد تیم ملی در جام جهانی باشد که اساساً حرفی باقی نمیماند. تیم ملی از مرحله گروهی صعود نکرد. نه اتفاق ویژهای رقم خورد و نه دستاوردی تاریخی به دست آمد. بنابراین اگر قرار باشد پاداشی براساس عملکرد در جام جهانی پرداخت شود باید گفت چنین استحقاقی وجود ندارد.
اگر هم استدلال این باشد که پاداش برای صعود به جام جهانی در نظر گرفته شده است باز هم جای سؤال باقی میماند. مگر امروز صعود به جام جهانی همان سختی و ارزش سال 1377 پیش را دارد؟! آیا هنوز هم باید صعود به جام جهانی را مانند یک قهرمانی تاریخی تلقی کرد؟! پاسخ روشن است. صعود به جام جهانی دیگر دستاورد نیست.
سال ۱۹۹۸ شرایط کاملاً متفاوت بود. ایران بعد از سالها انتظار به جام جهانی رسید. رقابت بسیار سختتر بود و سهونیم سهمیه از آسیا راهی جام جهانی میشدند. آن صعود ارزش ویژهای داشت و شاید پرداخت پاداشهای قابل توجه در آن دوران نیز قابل توجیه بود.
اما امروز شرایط کاملاً تغییر کرده است. وقتی بیش از نیمی از مدعیان آسیا راهی جام جهانی میشوند دیگر نباید برای انجام یک وظیفه طبیعی جشنهای بزرگ گرفت و پاداشهای نجومی پرداخت کرد.
مشکل دقیقاً از همین نگاه آغاز میشود. هنوز برخی مدیران فوتبال ایران در همان فضای دو دهه قبل زندگی میکنند. هنوز صعود به جام جهانی را بزرگترین افتخار ممکن میدانند. در حالی که فوتبال حرفهای دنیا سالها است از این نگاه عبور کرده است. امروز معیار موفقیت در جام جهانی است. موفقیت یعنی صعود از مرحله گروهی. موفقیت یعنی رقابت با قدرتهای فوتبال دنیا. نه صرفاً رسیدن به مسابقاتی که سهمیه آن هر دوره افزایش پیدا میکند.
موضوع مهم دیگر حفظ بیتالمال است. سرمایههای مالی فدراسیون فوتبال متعلق به یک مسئول، یک مدیر یا یک مربی نیست. منابعی است که میتواند صرف ساخت زمینهای فوتبال شود.
می تواند صرف تجهیز آکادمیها شود. میتواند برای تیمهای پایه هزینه شود. میتواند آینده فوتبال ایران را بسازد. آیا منطقی است چنین منابعی صرف پاداشهایی شود که هیچ تناسبی با میزان موفقیت ندارد.
از سوی دیگر بسیاری از بازیکنان تیم ملی امروز قراردادهای چندده میلیاردی دارند. سرمربی تیم ملی نیز در دوران سرمربیگری در باشگاه همواره از بالاترین قراردادهای فوتبال ایران برخوردار بوده است. آیا واقعاً پرداخت پاداشهای سنگین به این افراد توجیهپذیر است؟
در شرایطی که بسیاری از هیأتهای فوتبال و تیمهای پایه با کمبود امکانات مواجه هستند چنین پولپاشیهایی چگونه قابل دفاع است؟!
در سالهای گذشته این رویه اشتباه به تدریج در تیم ملی شکل گرفت. از دوران کارلوس کیروش پرداخت پاداش برای هر موفقیت کوچک به یک عادت تبدیل شد. حتی شنیده شد برای پیروزی مقابل تیمهایی مانند افغانستان نیز پاداشهای ویژه پرداخت شده است. این بدعت غلط امروز به مرحلهای رسیده که صعود به جام جهانی با هشتونیم سهمیه نیز مستحق پاداشهای نجومی تلقی میشود.
نقش مدیران فدراسیون نیز در این میان بسیار مهم است. اگر چنین پرداختهایی با تأیید مهدی تاج انجام شده باشد باید درباره آن توضیح داده شود. مدیری که همواره از حفظ منافع فوتبال ایران سخن میگوید باید پاسخ دهد بر چه اساسی با چنین پرداختهایی موافقت کرده است.
اگردراین خصوص هنوز تصمیم نهایی گرفته نشده برای اصلاح دیر نیست. هیچ مدیری نباید اجازه دهد منابع فوتبال ایران صرف هزینههایی شود که نه عدالت در آن دیده میشود و نه منطق.
قهرمانسازی بیدلیل فقط توقعات را بالا میبرد و فرهنگ مطالبه پاداش را گسترش میدهد. پاداش باید متناسب با موفقیت باشد و این عین بیعدالتی است که برای صعود به جام جهانی 48تیمی با 8ونیم سهمیه آسیا و یا سه تساوی در جام جهانی پاداشی در نظر گرفته شود. این بیعدالتی است...
انتهای پیام/