اخبار
30319
رسانه فدراسیون فوتبال در انزوا و تنهایی
ورزشیها یکصدا انتقاد میکنند
وقتی تیمی به بزرگی تیم ملی فوتبال یک کشور از مرحله مقدماتی جام جهانی 48 تیمی حذف میشود، کمترین انتظاری که از متولیان فوتبال بهخصوص فدراسیون فوتبال میرود، این است که منصف باشد و نقاط ضعف و قوت را در نظر گرفته و با بزرگنمایی بیش از حد و پردهپوشی ضعفها، افکار عمومی را به سمتوسوی دیگری سوق ندهد.
در فوتبال حرفهای دنیا، پس از هر شکست بزرگ، مدیران و کادرفنی مقابل رسانهها قرار میگیرند، عملکرد خود را تشریح میکنند و درباره آینده پاسخ میدهند. اما آنچه این روزها در رسانه رسمی فدراسیون فوتبال دیده میشود، نه پاسخگویی است و نه تحلیلی از سر منطق. در عین حال پروژهای آشکار برای دستاوردسازی و تغییر صورت مسأله در دستور کار قرار گفته که بسیار حیرتآور است.
رسانه رسمی فدراسیون به جای آنکه به این پرسش پاسخ دهد که چرا تیم ملی با وجود صرف هزینههای فراوان، تعطیلی طولانی لیگ، برگزاری اردوهای متعدد و فراهم بودن همه امکانات، نتوانست حتی یک پیروزی در جام جهانی کسب کند، مسیر دیگری را در پیش گرفته است.
انتشار مطالبی درباره حمایت رئیس فیفا، بازنشر اظهارنظرهای پراکنده برخی چهرههای خارجی درباره VAR و روایتهایی که هیچ ارتباط مستقیمی با کیفیت فنی تیم ملی و نتیجه نهایی ندارد به دستور کار این رسانه تبدیل شده تا نتایج ضعیف تیم ملی را توجیه کنند.
این همان خطایی است که در علم ارتباطات از آن با عنوان «جابهجایی مسأله» یاد میشود. به این معنا که به جای پاسخ دادن به پرسش اصلی، موضوعات فرعی برجسته شوند تا اصل مطالبه به حاشیه برود.
اما تجربه نشان داده افکار عمومی امروز بسیار هوشمندتر از آن است که با چنین روشهایی اقناع شود.
نکته قابل تأمل آن است که تقریباً تمام رسانههای معتبر ورزشی کشور، فارغ از گرایشها در یک نقطه اشتراک نظر دارند و سبک بازی محافظهکارانه و تصمیمات کادرفنی را عمیقاً زیر سؤال بردهاند. این همصدایی البته از پیش طراحی شده نیست. وقتی کارشناسان، پیشکسوتان، مربیان و رسانههای مستقل بلافاصله بعد از جام جهانی لب به انتقاد باز میکنند این بدان معنا است که روی یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد.
اتفاقاً رسانه رسمی فدراسیون باید در این شرایط جانب میانه را میپیمود، نه اینکه نقش روابط عمومی سرمربی را ایفا کند! کمااینکه میبینیم برخی از اعضای هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال بشدت از نتایج به دست آمده، انتقاد دارند و این موضوعی نیست که قابل کتمان باشد.
پرسش اصلی اینجا است که حاصل این همه هزینه چه بود؟ لیگ برای مدت طولانی تعطیل شد، بهترین امکانات در اختیار تیم ملی قرار گرفت، اردوهای متعدد برگزار شد و تمام ظرفیت فوتبال کشور در خدمت موفقیت تیم ملی قرار گرفت. خروجی این سرمایهگذاری چه بود؟ سه تساوی! آیا واقعاً باید این نتیجه را دستاورد نامید؟
اگر قرار باشد هر ناکامی با روایتهای تبلیغاتی پوشانده شود، دیگر هیچگاه فرصتی برای اصلاح به وجود نخواهد آمد و فوتبال ما به بیراهه خواهد رفت. اینکه رسانه فدراسیون فوتبال سعی دارد خود را برنده جام جهانی بداند حتی از لحاظ نگاه حرفهای نیز کاملاً اشتباه است و باید صدای همه اعضای فدراسیون فوتبال باشد نه یک طیف و یک گروه.
قهرمانسازی بدون شک شکستهای بزرگتری را در آینده برای فوتبال ایران به همراه خواهد آورد. شاید رسانه فدراسیون فوتبال به دنبال آن باشد که با این ادبیات و این نگاه جایگاه قلعهنویی را حفظ کند و خط فکری به دیگران بدهد اما همه میدانند که این بار کج هرگز به منزل نخواهد رسید.
آنچه در روزهای اخیر از سوی رسانههای ورزشی در کشور دیدیم در واقع حقیقتانگاری بود، نه فضا سازیهای دروغین و یا تمجیدهای ساختگی.
انتهای پیام/
در فوتبال حرفهای دنیا، پس از هر شکست بزرگ، مدیران و کادرفنی مقابل رسانهها قرار میگیرند، عملکرد خود را تشریح میکنند و درباره آینده پاسخ میدهند. اما آنچه این روزها در رسانه رسمی فدراسیون فوتبال دیده میشود، نه پاسخگویی است و نه تحلیلی از سر منطق. در عین حال پروژهای آشکار برای دستاوردسازی و تغییر صورت مسأله در دستور کار قرار گفته که بسیار حیرتآور است.
رسانه رسمی فدراسیون به جای آنکه به این پرسش پاسخ دهد که چرا تیم ملی با وجود صرف هزینههای فراوان، تعطیلی طولانی لیگ، برگزاری اردوهای متعدد و فراهم بودن همه امکانات، نتوانست حتی یک پیروزی در جام جهانی کسب کند، مسیر دیگری را در پیش گرفته است.
انتشار مطالبی درباره حمایت رئیس فیفا، بازنشر اظهارنظرهای پراکنده برخی چهرههای خارجی درباره VAR و روایتهایی که هیچ ارتباط مستقیمی با کیفیت فنی تیم ملی و نتیجه نهایی ندارد به دستور کار این رسانه تبدیل شده تا نتایج ضعیف تیم ملی را توجیه کنند.
این همان خطایی است که در علم ارتباطات از آن با عنوان «جابهجایی مسأله» یاد میشود. به این معنا که به جای پاسخ دادن به پرسش اصلی، موضوعات فرعی برجسته شوند تا اصل مطالبه به حاشیه برود.
اما تجربه نشان داده افکار عمومی امروز بسیار هوشمندتر از آن است که با چنین روشهایی اقناع شود.
نکته قابل تأمل آن است که تقریباً تمام رسانههای معتبر ورزشی کشور، فارغ از گرایشها در یک نقطه اشتراک نظر دارند و سبک بازی محافظهکارانه و تصمیمات کادرفنی را عمیقاً زیر سؤال بردهاند. این همصدایی البته از پیش طراحی شده نیست. وقتی کارشناسان، پیشکسوتان، مربیان و رسانههای مستقل بلافاصله بعد از جام جهانی لب به انتقاد باز میکنند این بدان معنا است که روی یک موضوع اتفاق نظر وجود دارد.
اتفاقاً رسانه رسمی فدراسیون باید در این شرایط جانب میانه را میپیمود، نه اینکه نقش روابط عمومی سرمربی را ایفا کند! کمااینکه میبینیم برخی از اعضای هیأت رئیسه فدراسیون فوتبال بشدت از نتایج به دست آمده، انتقاد دارند و این موضوعی نیست که قابل کتمان باشد.
پرسش اصلی اینجا است که حاصل این همه هزینه چه بود؟ لیگ برای مدت طولانی تعطیل شد، بهترین امکانات در اختیار تیم ملی قرار گرفت، اردوهای متعدد برگزار شد و تمام ظرفیت فوتبال کشور در خدمت موفقیت تیم ملی قرار گرفت. خروجی این سرمایهگذاری چه بود؟ سه تساوی! آیا واقعاً باید این نتیجه را دستاورد نامید؟
اگر قرار باشد هر ناکامی با روایتهای تبلیغاتی پوشانده شود، دیگر هیچگاه فرصتی برای اصلاح به وجود نخواهد آمد و فوتبال ما به بیراهه خواهد رفت. اینکه رسانه فدراسیون فوتبال سعی دارد خود را برنده جام جهانی بداند حتی از لحاظ نگاه حرفهای نیز کاملاً اشتباه است و باید صدای همه اعضای فدراسیون فوتبال باشد نه یک طیف و یک گروه.
قهرمانسازی بدون شک شکستهای بزرگتری را در آینده برای فوتبال ایران به همراه خواهد آورد. شاید رسانه فدراسیون فوتبال به دنبال آن باشد که با این ادبیات و این نگاه جایگاه قلعهنویی را حفظ کند و خط فکری به دیگران بدهد اما همه میدانند که این بار کج هرگز به منزل نخواهد رسید.
آنچه در روزهای اخیر از سوی رسانههای ورزشی در کشور دیدیم در واقع حقیقتانگاری بود، نه فضا سازیهای دروغین و یا تمجیدهای ساختگی.
انتهای پیام/