اخبار
30346
وقتی نتیجه، پاسخ همه سؤالها را نداد
تیم ملی از هر بازی دقیقاً چه میخواست؟
سه تساوی، سه نمایش متفاوت و یک سؤال مشترک؛ تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ دقیقاً با چه نقشهای وارد زمین میشد؟ شاید این مهمترین پرسشی باشد که بعد از پایان کار شاگردان امیر قلعهنویی مطرح شده است. نه از جنس نتیجهگرایی و نه از زاویه انتقاد صرف؛ بلکه برای فهمیدن اینکه آیا تیم ملی در طول مسابقات صاحب یک هویت تاکتیکی مشخص بود یا برای هر مسابقه، رویکردی متفاوت و گاه متناقض انتخاب میکرد.
ایران جام را با تساوی ۲ بر ۲ مقابل نیوزیلند آغاز کرد؛ مسابقهای که ضعف در دفاع انتقالی و کنترل فضای پشت مدافعان بارها دیده شد و تیم ملی دو بار مجبور شد نتیجه را جبران کند. در دومین مسابقه برابر بلژیک، همان تیمی که روی کاغذ قدرتمندترین حریف گروه بود، ایران به تساوی بدون گل رسید و نمایش دفاعی منسجمتری ارائه داد. در بازی سوم نیز برابر مصر، تساوی یک بر یک و گل مردودشده دقایق پایانی، رؤیای صعود مستقیم را از بین برد و ایران در نهایت با سه امتیاز در رتبه سوم گروه ایستاد و حذف شد.
هویت تاکتیکی یا تغییر بر اساس حریف؟
تغییر شیوه بازی بر اساس کیفیت حریف، اتفاقی طبیعی در فوتبال ملی است، اما آنچه درباره ایران محل بحث شده، نبود یک الگوی ثابت در هر سه مسابقه است.
مقابل نیوزیلند، تیم ملی مالکیت بیشتری میخواست اما در زمان از دست دادن توپ، فاصله خطوط زیاد بود و حریف چند بار با انتقال سریع به دروازه ایران رسید. مقابل بلژیک، همه چیز تغییر کرد؛ بلوک دفاعی پایین، تراکم در یکسوم دفاعی و امید به ضدحملات. این رویکرد اگرچه امتیاز ارزشمندی به همراه داشت، اما عملاً سهم ایران از حملات سازمانیافته را کاهش داد. برابر مصر نیز تیم ملی در مقاطعی برای پیروزی پیش رفت، اما بعد از گل تساوی دوباره محافظهکار شد و تا دقایق پایانی نتوانست فشار مستمر ایجاد کند.
همین تفاوتها باعث شده بخشی از کارشناسان معتقد باشند تیم ملی بیشتر در حال واکنش به شرایط بازی بود تا اجرای یک مدل مشخص.
دادههایی که سؤال ایجاد میکنند
آمار کلی مسابقات نیز تا حدی این برداشت را تقویت میکند. ایران هر سه مسابقه را بدون شکست پشت سر گذاشت، اما تنها سه امتیاز گرفت؛ یعنی میانگین یک امتیاز در هر مسابقه. تیم ملی چهار گل به ثمر رساند و چهار گل دریافت کرد؛ آماری که نشان میدهد تعادل دفاع و حمله هرگز به شکل کامل برقرار نشد. از سوی دیگر، هر سه مسابقه با روایتهای متفاوتی همراه بود؛ از جبران نتیجه مقابل نیوزیلند گرفته تا مقاومت برابر بلژیک و حسرت گل مردودشده مقابل مصر.
اگر آمارهای پیشرفته مانند xG، تعداد حملات موفق، PPDA یا تعداد بازپسگیری توپ در نیمه حریف نیز بررسی شود، احتمالاً تصویر دقیقتری از میزان تهاجمی یا تدافعی بودن ایران به دست خواهد آمد اما حتی بدون این شاخصها نیز یک واقعیت قابل مشاهده است؛ تیم ملی در سه مسابقه، سه چهره متفاوت داشت.
اختلافی که ادامه خواهد داشت
همین تفاوت در برداشتها، فضای رسانهای ایران را نیز دو قطبی کرده است. گروهی معتقدند تیم ملی با توجه به شرایط خاص سفر، مشکلات خارج از زمین و کیفیت رقبا، عملکردی قابل قبول داشت و حتی در هر سه مسابقه شایسته شکست نبود. در مقابل، منتقدان میگویند تیمی که هدفش صعود تاریخی از مرحله گروهی است، باید در دستکم یکی از مسابقات ابتکار عمل را به طور کامل در اختیار بگیرد و برای برد بازی کند؛ نه اینکه هر سه مسابقه را با رویکردی متفاوت به پایان برساند.
شاید پاسخ نهایی این باشد که کادر فنی برای هر مسابقه «برنامه» داشت، اما سؤال اصلی چیز دیگری است؛ آیا این برنامهها اجزای یک پروژه بزرگتر بودند یا هر مسابقه، طرحی مستقل و جداگانه داشت؟
این پرسشی است که پاسخ آن، بیش از هر چیز، آینده تیم ملی را مشخص خواهد کرد زیرا در فوتبال مدرن، موفقیت فقط به داشتن برنامه برای یک مسابقه وابسته نیست؛ بلکه به داشتن هویتی وابسته است که در هر مسابقه، با هر حریفی، قابل تشخیص باشد. تیم ملی ایران در جام جهانی ۲۰۲۶ نتیجه گرفت، جنگید و شکست نخورد اما هنوز برای بسیاری روشن نیست که دقیقاً میخواست چه فوتبالی بازی کند.
انتهای پیام/