سکوت کرکننده مدیران فدراسیون فوتبال
استعفا جایی در قاموس فوتبال ایران ندارد
از روزی که تیم ملی به مرحله بعدی جام جهانی نرسید و حذف شد تا الان تقریباً 10 روز گذشته است اما از بین اعضای کادر فنی و مسئولان فدراسیون فوتبال هیچ کس حتی در صفحات مجازی عذرخواهی نکرده است. البته این رفتار چیز غریبی نیست چرا که ما عذرخواهی را یاد نگرفتهایم و با توجه به پوزیشن افراد، هرچه بالاتر برویم عذرخواهی دشوار و پذیرفتن تقصیر تبدیل به امری محال میشود.
بعد از شکست و حذف از جام جهانی سرمربی کره جنوبی از سمتش کنار رفت و متعاقب آن رئیس فدراسیون فوتبال کره جنوبی هم استعفا داد. حتی سرمربی تیم ملی اردن که در عین شگفتی در جام ملتهای آسیا تیمش را به فینال رسانده و برای اولین بار در جام جهانی حاضر شده بود به خاطر شکستهایی که در این تورنمنت متحمل شد از سمتش کنار رفت چرا که خودش را در رقم خوردن این نتایج مقصر میدانست. این روند در بین تیمهای غیرآسیایی هم رواج داشت و حتی سرمربی تیمی مثل اکوادور که توقع چندانی از آن نمیرفت به خاطر حذف در مرحله یک شانزدهم از سمتش کنارهگیری کرد.
اینجا در ایران خودمان اما نه خبری از عذرخواهی است نه کسی استعفا میدهد. ظاهراً مدیران فدراسیون فوتبال و اعضای کادر فنی تیم ملی معتقدند برخلاف آنچه غالب کارشناسان، مربیان، رسانهها و مردم فوتبالدوست میپندارند در این جام جهانی نتایج بد نبوده و دستاوردهایی هم داشتهایم. احتمالاً این تضاد و تفاوت نظرات باعث شده تا الان خبری از پاسخگویی، عذرخواهی و استعفا نباشد اما به صورت کلی میتوان این را به کلیت فوتبال ایران تعمیم داد چرا که با صراحت میتوان گفت استعفا جایی در قاموس فوتبال ایران ندارد.
کافی است اتفاقات مربوط به تیم ملی و باشگاههای بزرگ و کوچکمان در سالهای اخیر را بررسی کنید و ببینید چند استعفا پیدا میکنید. اصلاً خاطرتان میآید که احدی از مدیران فدراسیون فوتبال طی پنج دهه اخیر و بعد از ناکامی تیم ما در یک تورنمنت از سمتش کنارهگیری کرده باشد؟ آیا یادتان میآید سرمربی تیم ملی بعد از باخت استعفا بدهد؟ آیا در خاطرتان هست که مدیرعامل باشگاهی به خاطر نتایج ضعیف زودتر از اینکه مجبور به استعفایش کنند خودش از سمتش کنار برود؟ در حوزه فوتبال باشگاهی چند مربی را به خاطر میآورید که به خاطر نتایج ضعیف شهامت استعفا کردن داشته و قبل از این که حکم به برکناریاش بدهند از سمت خود کنار رفته باشد؟
شرایط فعلی در فدراسیون فوتبال نیز همین گونه است تا جایی که حتی اگر مدیران فدراسیون فوتبال یا سرمربی تیم ملی حتی اگر اندکی خودشان را مقصر بدانند اهل استعفا و عذرخواهی نیستند چرا که شهامتش را ندارند و تصور میکنند با این اقدام خودشان را به عنوان عامل حذف معرفی کردهاند و تمام تقصیرات روی دوش آنهاست غافل از اینکه رفتار حرفهای حکم میکند بنا به خواست افکار عمومی و فاکتورهایی که تعیین میکند چقدر به اهداف ترسیم شده نزدیک شدهایم یا نه و به خاطر مصالح تیم ملی که بر هر مسألهای مقدم است، در صورت برخورداری سهم از ناکامی، مربیان یا مدیران با استعفا از سمت خود، فوتبال ملی کشور را در آستانه تصمیمات تازه و تغییراتی قرار میدهند که همین میتواند در حکم پرسیدن از پله نخست برای تولد تیمی تازه با رویکردی متفاوت شود.
اینجا اما متأسفانه مدیران فدراسیون فوتبال تا پایان دورهشان در رأس کار باقی میمانند و با سینه ستبر و سری افراشته در انتخابات بعدی هم حاضر میشوند. متعاقب این، سرمربی و کادرفنی تیم ملی هم از حالا برای تورنمنت بعدی برنامهریزی میکنند و بدون اینکه شهامت عذرخواهی و استعفا داشته باشند به کار خود ادامه میدهند انگار نه انگار که خانی آمده و خانی رفته باشد!
انتهای پیام/
بعد از شکست و حذف از جام جهانی سرمربی کره جنوبی از سمتش کنار رفت و متعاقب آن رئیس فدراسیون فوتبال کره جنوبی هم استعفا داد. حتی سرمربی تیم ملی اردن که در عین شگفتی در جام ملتهای آسیا تیمش را به فینال رسانده و برای اولین بار در جام جهانی حاضر شده بود به خاطر شکستهایی که در این تورنمنت متحمل شد از سمتش کنار رفت چرا که خودش را در رقم خوردن این نتایج مقصر میدانست. این روند در بین تیمهای غیرآسیایی هم رواج داشت و حتی سرمربی تیمی مثل اکوادور که توقع چندانی از آن نمیرفت به خاطر حذف در مرحله یک شانزدهم از سمتش کنارهگیری کرد.
اینجا در ایران خودمان اما نه خبری از عذرخواهی است نه کسی استعفا میدهد. ظاهراً مدیران فدراسیون فوتبال و اعضای کادر فنی تیم ملی معتقدند برخلاف آنچه غالب کارشناسان، مربیان، رسانهها و مردم فوتبالدوست میپندارند در این جام جهانی نتایج بد نبوده و دستاوردهایی هم داشتهایم. احتمالاً این تضاد و تفاوت نظرات باعث شده تا الان خبری از پاسخگویی، عذرخواهی و استعفا نباشد اما به صورت کلی میتوان این را به کلیت فوتبال ایران تعمیم داد چرا که با صراحت میتوان گفت استعفا جایی در قاموس فوتبال ایران ندارد.
کافی است اتفاقات مربوط به تیم ملی و باشگاههای بزرگ و کوچکمان در سالهای اخیر را بررسی کنید و ببینید چند استعفا پیدا میکنید. اصلاً خاطرتان میآید که احدی از مدیران فدراسیون فوتبال طی پنج دهه اخیر و بعد از ناکامی تیم ما در یک تورنمنت از سمتش کنارهگیری کرده باشد؟ آیا یادتان میآید سرمربی تیم ملی بعد از باخت استعفا بدهد؟ آیا در خاطرتان هست که مدیرعامل باشگاهی به خاطر نتایج ضعیف زودتر از اینکه مجبور به استعفایش کنند خودش از سمتش کنار برود؟ در حوزه فوتبال باشگاهی چند مربی را به خاطر میآورید که به خاطر نتایج ضعیف شهامت استعفا کردن داشته و قبل از این که حکم به برکناریاش بدهند از سمت خود کنار رفته باشد؟
شرایط فعلی در فدراسیون فوتبال نیز همین گونه است تا جایی که حتی اگر مدیران فدراسیون فوتبال یا سرمربی تیم ملی حتی اگر اندکی خودشان را مقصر بدانند اهل استعفا و عذرخواهی نیستند چرا که شهامتش را ندارند و تصور میکنند با این اقدام خودشان را به عنوان عامل حذف معرفی کردهاند و تمام تقصیرات روی دوش آنهاست غافل از اینکه رفتار حرفهای حکم میکند بنا به خواست افکار عمومی و فاکتورهایی که تعیین میکند چقدر به اهداف ترسیم شده نزدیک شدهایم یا نه و به خاطر مصالح تیم ملی که بر هر مسألهای مقدم است، در صورت برخورداری سهم از ناکامی، مربیان یا مدیران با استعفا از سمت خود، فوتبال ملی کشور را در آستانه تصمیمات تازه و تغییراتی قرار میدهند که همین میتواند در حکم پرسیدن از پله نخست برای تولد تیمی تازه با رویکردی متفاوت شود.
اینجا اما متأسفانه مدیران فدراسیون فوتبال تا پایان دورهشان در رأس کار باقی میمانند و با سینه ستبر و سری افراشته در انتخابات بعدی هم حاضر میشوند. متعاقب این، سرمربی و کادرفنی تیم ملی هم از حالا برای تورنمنت بعدی برنامهریزی میکنند و بدون اینکه شهامت عذرخواهی و استعفا داشته باشند به کار خود ادامه میدهند انگار نه انگار که خانی آمده و خانی رفته باشد!
انتهای پیام/