فوتبال جهان
30372
چرا نسل طلایی پرتغال در جام جهانی ۲۰۲۶ فروپاشید؟
هفت اشتباه مرگبار مارتینز
حذف پرتغال در مرحله یکهشتم نهایی جام جهانی ۲۰۲۶ برابر اسپانیا، پایان تلخی برای تیمی بود که بسیاری آن را یکی از مدعیان اصلی قهرمانی میدانستند. شکست یک بر صفر در دقایق پایانی، تنها نتیجه یک مسابقه نبود بلکه پایان پروژهای بود که از زمان حضور روبرتو مارتینز روی نیمکت پرتغال با هدف فتح جام جهانی آغاز شده بود. اکنون رسانههای پرتغال معتقدند این ناکامی حاصل مجموعهای از اشتباهات فنی، مدیریتی و حتی حواشی خارج از زمین بوده است.
ناتوانی در ساختن یک تیم واقعی
نخستین ایراد بزرگ مارتینز، ناتوانی در تبدیل مجموعهای از ستارههای بزرگ به یک تیم منسجم بود. پرتغال با بازیکنانی مانند کریستیانو رونالدو، برونو فرناندز، ویتینیا، ژوائو نوس، برناردو سیلوا و رافائل لیائو وارد جام جهانی شد، اما هرگز نتوانست هویتی تیمی پیدا کند.
بازیهای پرتغال بیش از حد به درخششهای فردی وابسته بود؛ گاهی نبوغ رونالدو، گاهی نفوذهای رافائل لیائو، گاهی واکنشهای درخشان دیوگو کاستا و یا جنگندگی رناتو ویگا، تیم را نجات میدادند. اما خبری از یک ساختار تاکتیکی هماهنگ نبود و همین مسئله باعث شد پرتغال مقابل تیمهای بزرگ حرفی برای گفتن نداشته باشد.
استفاده نادرست از مهرهها
دومین مشکل بزرگ، افت محسوس ستارههای خط میانی بود. بازیکنانی مانند ویتینیا، ژوائو نوس و برونو فرناندز که فصلی فوقالعاده را در باشگاههایشان پشت سر گذاشته بودند، در جام جهانی بسیار پایینتر از سطح واقعی خود ظاهر شدند.
فشردگی مسابقات باشگاهی و خستگی جسمانی روی عملکرد آنها تأثیر گذاشت، اما رسانههای پرتغال معتقدند بخش مهمی از این افت به تصمیمات مارتینز بازمیگشت زیرا برخی بازیکنان در پستهایی بازی کردند که با نقش همیشگیشان تفاوت داشت. برناردو سیلوا نیز پیشتر اعتراف کرده بود بازی در نقشهای متفاوت، کیفیت او را کاهش داده است.
تداخل وظایف
یکی از مهمترین انتقادها به مارتینز، نحوه استفاده از ویتینیا بود. این هافبک در پاریسنژرمن رهبر خط میانی است و آزادی کامل برای هدایت جریان بازی دارد، اما در تیم ملی، حضور همزمان برونو فرناندز در همان منطقه باعث شد وظایف این دو بازیکن با یکدیگر همپوشانی پیدا کند.
در نتیجه، نه ویتینیا توانست بازیسازی همیشگی خود را انجام دهد و نه برونو فرناندز به مهره تأثیرگذار تبدیل شد. این تداخل تاکتیکی باعث شد خط میانی پرتغال خلاقیت و ریتم لازم را از دست بدهد و مهاجمان نیز تغذیه مناسبی دریافت نکنند.
نیمکتنشینی مهرههای آماده
اگرچه مارتینز در طول مسابقات از ۲۲ بازیکن استفاده کرد، اما توزیع دقایق بازی بسیار نامتوازن بود. چند بازیکن حتی یک دقیقه هم فرصت حضور در میدان پیدا نکردند و برخی مهرههای آماده نیز تقریباً نادیده گرفته شدند.
گونچالو راموس که هر زمان فرصت بازی پیدا کرد عملکرد خوبی داشت، تنها ۳۵ دقیقه در کل مسابقات به میدان رفت و مقابل اسپانیا اصلاً بازی نکرد. فرانسیسکو ترینکائو، سامو کوشتا و ماتئوس نونس نیز سهم بسیار اندکی از دقایق بازی داشتند.
در مقابل، نفرات اصلی تقریباً بدون استراحت بازی کردند. دیوگو کاستا و رناتو ویگا تمام ۴۵۰ دقیقه را در زمین بودند و کریستیانو رونالدو نیز با وجود ۴۱ سال سن، بیش از ۴۴۰ دقیقه بازی کرد؛ موضوعی که نشانهای از مدیریت محافظهکارانه مارتینز بود.


حاشیههای غیرضروری
یکی دیگر از عوامل حاشیهساز، ماجرای حضور بازیکنان در ساحل محل اردوی تیم بود. تصاویر منتشرشده از تمرینات و لحظات استراحت بازیکنان، این تصور را در رسانهها ایجاد کرد که تیم ملی پرتغال بیش از حد در فضای تفریحی قرار دارد.
هرچند بازیکنان از رسانهها بابت بزرگنمایی این موضوع انتقاد کردند، اما گزارشها نشان میدهد خود فدراسیون پرتغال خبرنگاران را برای پوشش این برنامه دعوت کرده بود و بسیاری از بازیکنان نیز تصاویر آن را در شبکههای اجتماعی منتشر کردند؛ اتفاقی که تمرکز تیم را تحت تأثیر قرار داد.
اختلافات با فدراسیون
مشکلات تنها به زمین مسابقه محدود نبود. از زمان روی کار آمدن پدرو پروئنسا در ریاست فدراسیون فوتبال پرتغال، آینده مارتینز در هالهای از ابهام قرار گرفت.
قهرمانی در لیگ ملتهای اروپا در سال ۲۰۲۵ حضور او را تا جام جهانی تمدید کرد، اما اختلاف دیدگاه میان سرمربی و مدیران فدراسیون آشکار بود. در حالی که رئیس فدراسیون هدف تیم را حضور در نیمهنهایی اعلام میکرد، مارتینز از همان ابتدا تنها درباره عبور از مرحله گروهی و حرکت گامبهگام صحبت میکرد؛ اختلافی که نشاندهنده نبود هماهنگی در رأس فوتبال پرتغال بود.
نقش رونالدو و شکافهای رختکن
آخرین محور انتقادها به نقش کریستیانو رونالدو بازمیگردد. گزارش رسانه پرتغالی مدعی است که اگرچه رونالدو همچنان رهبر تیم بود، اما گاهی فاصله او با سایر بازیکنان و شکل تعاملش با گروه، باعث ایجاد شکافهایی در رختکن شد.
به باور نویسنده، در تیمی متشکل از ستارههای بزرگ فوتبال اروپا، کوچکترین فاصله میان رهبر تیم و سایر بازیکنان میتواند روی همدلی و هماهنگی اثر بگذارد؛ موضوعی که شاید در زمین مسابقه کاملاً آشکار نبود، اما در عملکرد کلی تیم بیتأثیر هم نبود.
در نهایت، شکست برابر اسپانیا تنها پایان حضور پرتغال در جام جهانی نبود؛ بلکه پایان پروژه روبرتو مارتینز نیز محسوب میشود. با جدایی قریبالوقوع این مربی و احتمال سپردن هدایت تیم به ژرژ ژسوس، فوتبال پرتغال وارد فصل تازهای خواهد شد. نسلی که از نظر کیفیت فردی یکی از بهترین نسلهای تاریخ این کشور به شمار میرود، هنوز فرصت موفقیت دارد، اما این بار نیازمند هویتی تیمی، مدیریت بهتر و تصمیمهایی متفاوت است
انتهای پیام/