اخبار
30450
مهمتر از ماجرای سرمربی تیم ملی
گزارش عملکرد فدراسیون کجاست؟
هیأترئیسه فدراسیون فوتبال قرار است بهزودی درباره عملکرد تیم ملی در جام جهانی تصمیم بگیرد. اما یک سؤال پیش از هر تصمیمی وجود دارد؛ آیا گزارش فنی جام جهانی آماده شده است؟ آیا گزارش پزشکی، بدنسازی، آنالیز رقبا، عملکرد بازیکنان، هزینههای آمادهسازی و شاخصهای عملکرد (KPI) روی میز اعضای هیأترئیسه قرار خواهد گرفت؟ اگر چنین اسنادی وجود ندارد، مهمترین تصمیم چهار سال اخیر فوتبال ایران بر چه مبنایی گرفته میشود؟
هر جام جهانی دو سوت پایان دارد؛ یکی را داور در زمین مسابقه به صدا درمیآورد و دیگری را مدیران فوتبال، پشت درهای بسته. سوت اول پایان یک مسابقه است، اما سوت دوم باید آغاز یک بررسی باشد؛ کالبدشکافی شکست، مرور تصمیمها و یافتن پاسخ این پرسش که چرا نتیجه مطلوب به دست نیامد. در فوتبال حرفهای، این مرحله شاید حتی مهمتر از خود مسابقات باشد، زیرا آینده از دل همین گزارشها ساخته میشود. اما در فوتبال ایران، انگار با پایان آخرین بازی، پرونده جام جهانی هم بسته میشود؛ بدون آنکه کسی بداند قرار است چه چیزی بررسی شود و بر اساس چه مستنداتی تصمیمهای بعدی گرفته خواهد شد.
در فوتبال حرفهای، شکست هم سند دارد
در بسیاری از فدراسیونهای معتبر فوتبال، پایان یک تورنمنت آغاز مرحلهای به نام «ارزیابی» است. گزارشهای فنی، پزشکی، بدنی، آنالیز حریفان، عملکرد بازیکنان و حتی کیفیت برنامهریزی اردوها روی میز مدیران قرار میگیرد تا تصمیمها بر پایه داده باشد، نه احساس.فدراسیون فوتبال ژاپن سالهاست در قالب پروژه «Japan's Way» بر مستندسازی، تحلیل فنی و انتقال تجربه از هر تورنمنت به نسل بعد تأکید میکند. در این نگاه، حتی شکست نیز بخشی از فرآیند یادگیری است، نه صرفاً یک نتیجه تلخ که باید هرچه زودتر فراموش شود.آلمان نیز پس از حذف تلخ در جام جهانی ۲۰۱۸، تنها به تغییر سرمربی اکتفا نکرد. ساختار فوتبال این کشور وارد مرحله ارزیابی شد؛ از فوتبال پایه تا استعدادیابی و آموزش مربیان، همه چیز زیر ذرهبین قرار گرفت تا مشخص شود ریشه ناکامی کجاست.
هیأترئیسه قرار است چه چیزی را بررسی کند؟
در ایران هم بهزودی هیأترئیسه فدراسیون فوتبال درباره آینده تیم ملی تصمیم خواهد گرفت. اما پرسش ساده این است؛ اعضای هیأترئیسه دقیقاً چه سندی را بررسی خواهند کرد؟آیا گزارشی از عملکرد فنی تیم ملی وجود دارد؟ آیا مشخص شده اهداف تعیینشده پیش از جام جهانی چه بوده و چند درصد آنها محقق شده است؟ آیا گزارشی از عملکرد بدنی بازیکنان، کیفیت اردوها، تصمیمهای تاکتیکی یا آنالیز رقبا تهیه شده است؟اگر چنین اسنادی وجود دارد، آیا اعضای هیأترئیسه آنها را دریافت کردهاند؟ و اگر وجود ندارد، تصمیمگیری بر چه مبنایی انجام خواهد شد؟
در فوتبال حرفهای، تغییر یا ابقای یک سرمربی معمولاً نتیجه یک فرآیند ارزیابی است؛ نه واکنشی به فضای رسانهای یا فشار افکار عمومی.
مشکل فقط یک شکست نیست
شکست در فوتبال طبیعی است. برزیل، آلمان، فرانسه و اسپانیا هم شکست میخورند اما تفاوت در نحوه مواجهه با شکست است.فوتبال حرفهای شکست را به داده تبدیل میکند؛ دادهای که مبنای اصلاح ساختار، تغییر برنامهها و جلوگیری از تکرار اشتباهات میشود. اما اگر شکست فقط به چند مصاحبه، چند جلسه و چند تصمیم کوتاهمدت ختم شود، احتمال تکرار آن بیشتر خواهد بو.( البته فدراسیون فعلا همین کار را هم انجام نداده).به همین دلیل است که بسیاری از فدراسیونهای موفق، گزارشهای فنی را نه برای رسانهها، بلکه برای آینده خود تهیه میکنند.
پاسخگویی، حلقه گمشده
شاید مسئله اصلی این نباشد که چه کسی مقصر حذف تیم ملی است بلکه سؤال مهمتر این است که چه کسی مسئول توضیح دادن است؟.پاسخگویی فقط به معنای حضور در نشست خبری نیست. پاسخگویی یعنی مشخص شود برای جام جهانی چه اهدافی تعریف شده بود، چه مقدار از آنها محقق شد، کدام تصمیمها درست بود و کدام تصمیمها باید اصلاح شود.
اگر این فرآیند وجود نداشته باشد، هر جام جهانی از نقطه صفر آغاز میشود؛ بدون آنکه تجربه دوره قبل به سرمایهای برای آینده تبدیل شود.
یک گزارش؛ نه برای امروز، برای فردا
شاید مهمترین تصمیمی که امروز فوتبال ایران به آن نیاز دارد، انتخاب سرمربی جدید یا تمدید قرارداد سرمربی فعلی نباشد. شاید مهمتر از همه، تدوین یک گزارش جامع از آن چیزی باشد که در جام جهانی رخ داد؛ گزارشی که بیپرده از نقاط قوت و ضعف بگوید و مبنای برنامهریزی برای چهار سال آینده باشد چرا که فوتبال حرفهای با حافظه اداره میشود نه با فراموشی. و حافظه فوتبال، نه در کنفرانسهای خبری، بلکه در گزارشهایی ثبت میشود که مدیران را وادار میکند پیش از هر تصمیم، یک بار دیگر به آنچه گذشته است نگاه کنند.
شاید امروز مهمترین سؤال فوتبال ایران این نباشد که سرمربی میماند یا میرود؛ بلکه این باشد که آیا اصلاً سندی وجود دارد که نشان دهد در جام جهانی چه کردیم، چرا به آن نتیجه رسیدیم و چگونه قرار است همان اشتباه را دوباره تکرار نکنیم؟
انتهای پیام/