فوتبال ایران
30449
۲۰ سال، دو مسیر
چرا ژاپن از ایران فاصله گرفت؟
جام جهانی ۲۰۲۶ فقط فاصله تیمها را نشان نداد؛ فاصله ایدهها را هم آشکار کرد. فوتبال ژاپن شکست خورد، اما پروژهاش زنده ماند. فوتبال ایران بار دیگر با این پرسش روبهرو شد که چرا رقیب دیروز، امروز به الگوی آسیا تبدیل شده است؟
وقتی سوت پایان دیدار ژاپن و برزیل در مرحله حذفی جام جهانی ۲۰۲۶ به صدا درآمد، بازیکنان ژاپن روی زمین افتادند؛ نه از سر حسرت یک حذف معمولی، بلکه به این دلیل که تنها چند دقیقه با خلق یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ فوتبال کشورشان فاصله داشتند. هاجیمه موریاسو بعد از مسابقه گفت: «فاصله ما با قدرتهای بزرگ کمتر شده است، اما هنوز باید بهتر شویم.» جملهای که بیش از هر تحلیل فنی، فلسفه فوتبال ژاپن را توصیف میکند؛ رضایت از پیشرفت، اما نه رضایت از وضعیت موجود.
همان شب، در فوتبال ایران، سؤال قدیمی دوباره زنده شد؛ اگر دو کشور روزگاری تقریباً همسطح بودند، چرا امروز یکی از «نزدیک شدن به برزیل» حرف میزند و دیگری همچنان از عبور از مرحله گروهی؟
فوتبال را نمیشود با چهار سال برنامه ساخت
سال ۱۹۹۳، ژاپن فقط یک لیگ حرفهای راهاندازی نکرد؛ یک تفکر جدید را پایه گذاشت. سه دهه بعد، فدراسیون فوتبال این کشور سند «Japans Way» را به عنوان فلسفه ملی فوتبال منتشر کرد؛ سندی که فوتبال را پروژهای ملی میداند و از توسعه مربیان، فوتبال پایه، آموزش، استعدادیابی و حضور در فوتبال اروپا به عنوان اجزای یک زنجیره واحد نام میبرد. هدف نهایی نیز جاهطلبانه است؛ تبدیل ژاپن به یکی از قدرتهای برتر فوتبال جهان.
در فوتبال ایران اما کمتر پروژهای عمر یک دهه را تجربه کرده است. مدیران تغییر کردهاند، سرمربیان آمده و رفتهاند و هر دوره، اولویتهای تازهای تعریف شده است. نتیجه، چرخهای از شروعهای دوباره بوده؛ بدون آنکه پروژهای فرصت رسیدن به مقصد را پیدا کند.
تفاوتی که در اروپا ساخته شد
اگر فاصله امروز ایران و ژاپن را بتوان در یک قاب خلاصه کرد، آن قاب احتمالاً نقشه فوتبال اروپا خواهد بود.
ژاپن طی سالهای اخیر حضور بازیکنانش در لیگهای معتبر را به بخشی از سیاست توسعه فوتبال تبدیل کرده است. از بوندسلیگا تا لیگ برتر انگلیس و لالیگا، بازیکنان ژاپنی دیگر پدیدههای استثنایی نیستند؛ بخشی از جریان عادی فوتبال این کشورند.
در ایران، هرچند ستارههایی مانند مهدی طارمی یا سردار آزمون مسیر متفاوتی را طی کردند، اما صادرات بازیکن هنوز بیشتر به استعدادهای فردی وابسته است تا محصول یک سیستم منظم. این تفاوت، شاید مهمترین شکاف میان دو فوتبال باشد؛ یکی بازیکن تولید میکند و دیگری هنوز به ظهور نسلهای طلایی امیدوار است.
تفاوت در ذهنیت، نه فقط کیفیت
پیش از آغاز جام جهانی، موریاسو جملهای گفت که بازتاب زیادی پیدا کرد: «بهترین تیم آسیا بودن دیگر برای ما کافی نیست.» این تغییر ذهنیت، مهمتر از هر تغییر تاکتیکی است. ژاپن دیگر موفقیت خود را با قهرمانی آسیا نمیسنجد؛ معیارش رقابت با فرانسه، برزیل یا اسپانیاست.
فیلیپ تروسیه، مربی فرانسوی که نقش مهمی در تحول فوتبال ژاپن داشت، سالها قبل گفته بود بزرگترین دستاورد این کشور، تغییر باور بازیکنان بود؛ اینکه یاد گرفتند از تیمهای بزرگ نترسند. امروز، آن تغییر ذهنیت در سبک بازی ژاپن دیده میشود؛ تیمی که مقابل قدرتهای جهان عقب نمینشیند، حتی اگر در نهایت شکست بخورد.
ایران؛ استعداد هست، ساختار کمرنگ است
کمبود استعداد، هرگز مشکل فوتبال ایران نبوده است. از نسل علی دایی و کریم باقری تا نسل مهدی طارمی، فوتبال ایران همیشه بازیکنان باکیفیتی معرفی کرده است.
اما فوتبال مدرن دیگر بر پایه استعدادهای پراکنده اداره نمیشود. تیمهایی موفقاند که میان فوتبال پایه، لیگ، آموزش مربیان، علم داده، پزشکی ورزشی و استعدادیابی ارتباطی منظم ایجاد کرده باشند. ژاپن این زنجیره را سالهاست ساخته و حفظ کرده است؛ حتی زمانی که نتایج مطابق انتظار نبودهاند.
جام جهانی تمام شد؛ پروژه ادامه دارد
نکته مهم درباره ژاپن این نیست که در جام جهانی ۲۰۲۶ حذف شد؛ مهم این است که حذف، مسیرش را تغییر نخواهد داد. همانگونه که ناکامیهای قبلی باعث نشد از برنامه بلندمدت خود فاصله بگیرد. گاردین پس از حذف ژاپن نوشت که این تیم، با وجود شکست، همچنان الگوی فوتبال آسیاست؛ زیرا پشت هر نتیجه، یک برنامه روشن دیده میشود.
شاید هیچکس نتواند ثابت کند اگر ایران از بیست سال پیش همان مسیر ژاپن را انتخاب میکرد، امروز در جمع هشت تیم برتر جهان قرار داشت. اما یک واقعیت را نمیتوان انکار کرد؛ فاصله امروز، محصول مسابقهای ۹۰ دقیقهای نیست. این فاصله، حاصل هزاران تصمیمی است که طی سه دهه گرفته شد؛ تصمیمهایی که در توکیو به یک نقشه راه تبدیل شدند و در تهران، اغلب با تغییر مدیران از نو نوشته شدند.
جام جهانی ۲۰۲۶ برای ژاپن پایان یک تورنمنت بود؛ برای فوتبال ایران، اگر ارادهای برای تغییر وجود داشته باشد، میتواند آغاز یک بازنگری باشد.
انتهای پیام/