قهرمانی جام ملتها فوتبال ایران را نجات نمیدهد
نسل سازی، مهمترین مأموریت قلعهنویی در تیم ملی
تیم ملی فوتبال ایران در این برهه که شاید همه نگاهها به موفقیت در جام ملتهای آتی دوخته شده باشد، به نسلسازی نیازمند است. مأموریت و راهبردی که شاید در نگاه اول با انتظار عمومی برای قهرمانی همسو نباشد، اما در بلندمدت میتواند فوتبال ایران را به جایگاه واقعی خود برساند.
اگر امیر قلعهنویی تنها با هدف قهرمانی در جام ملتهای آسیا تیمش را آماده کند، ممکن است تمام برنامهریزیهای او بر هم بریزد. یعنی هم جام قهرمانی را از دست بدهد که احتمالش کم نیست و هم فرصتی برای ساختن یک میراث برای آینده.
بدون شک قهرمانی در جام ملتهای آسیا حتی در صورت تحقق نیز تضمینی برای آینده فوتبال ایران نخواهد بود. آنچه امروز فوتبال ایران بیش از هر چیز به آن احتیاج دارد، ساختن تیمی است که چهار سال بعد در جام جهانی بتواند عملکردی متفاوت از دورههای گذشته ارائه دهد.
واقعیت این است که دیگر صرف صعود به جام جهانی مهم نیست. با افزایش سهمیه آسیا و احتمال گسترش جام جهانی به ۶۴ تیم در دورههای آینده، رسیدن به این مسابقات دیگر دشوارترین مأموریت فوتبال ایران نخواهد بود.
چالش اصلی از لحظه حضور در جام جهانی آغاز میشود. نقطهای که تیم ملی باید نشان دهد توان رقابت با قدرتهای فوتبال جهان را دارد و میتواند از مرحله گروهی عبورکند و مهمتر اینکه نمایشی جسورانه از خود بهجا بگذارد.
در عین حال جام جهانی اخیر نیز بار دیگر نشان داد که رتبه جهانی یا همان رنکینگ، تضمینکننده موفقیت نیست. تیمهایی مانند مراکش و نروژ که پیش از مسابقات در جایگاهی نزدیک به ایران قرار داشتند، نمایشهایی قابل قبول ارائه دادند و مسیر متفاوتی را طی کردند.
حتی مصر که در سید پایینتری نسبت به ایران قرار داشت، عملکرد بهتری در مسابقات داشت و توانست از مرحله گروهی صعود کند در حالی که ایران، با وجود قرار گرفتن در سید دوم، نتوانست از گروه بالا برود.
این تفاوت نشان میدهد که موفقیت در تورنمنتهای بزرگ بیش از آنکه به جایگاه در رنکینگ فیفا وابسته باشد، به شخصیت تیمی، آمادگی ذهنی و فرهنگ رقابت در مسابقات بزرگ بستگی دارد.
نمونه آشکار فقدان چنین روحیهای در بازیکنان تیم ملی نتیجه دیدار برابر نیوزیلند بود. مسابقهای که ایران نتوانست سه امتیاز کامل آن را کسب کند. شاید بتوان گفت نیوزیلند بعدها برابر تیمهایی مانند بلژیک و مصر نیز نتایج قابل قبولی گرفت، اما برای تیمی که سودای حضور قدرتمند در جام جهانی را دارد، ناتوانی در شکست چنین حریفی زنگ هشداری جدی است.
این نتیجه بیش از آنکه یک ضعف فنی را نشان دهد، از کمبود روحیه پیروزیخواهی و ذهنیت برنده در تیم ملی حکایت دارد.
در تیمهای بزرگ بازیکنانی وجود دارند که از نظر ذهنی برای بردن برنامهریزی شدهاند و در دشوارترین شرایط نیز شخصیت رقابتی خود را حفظ میکنند. این بخش از مسئولیت شخصیتسازی مستقیماً به کادر فنی بازمیگردد.
امیر قلعهنویی و همکارانش باید بتوانند بازیکنان را از نظر ذهنی برای حضور در تورنمنتهای بزرگ آماده کنند. کاری که شاید حتی از تمرینات تاکتیکی نیز مهمتر باشد.
البته یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد. بخش قابل توجهی از بازیکنان فعلی تیم ملی سالهاست در بالاترین سطح فوتبال ایران و آسیا حضور دارند. آنها تجربه فراوانی کسب کردهاند، اما همین تجربه گاهی باعث میشود تغییر نگرش یا ایجاد انگیزههای تازه در وجود آنها دشوارتر شود.
بازیکنان باتجربه معمولاً استقلال بیشتری در تصمیمگیری دارند و میزان تأثیرپذیری آنها از فرامین کادر فنی نسبت به بازیکنان جوان کمتر است. به همین دلیل، ایجاد تحول در تیم ملی با همین ترکیب شاید بسیار سختتر از آن چیزی باشد که تصور میشود.
از همین رو، شاید مهمترین مأموریت قلعهنویی نه قهرمانی در جام ملتهای آسیا، بلکه آغاز یک نسلسازی واقعی باشد.
فوتبال ایران به خونی تازه نیاز دارد. بازیکنانی که با انگیزه، عطش موفقیت و ذهنیتی متفاوت وارد تیم ملی شوند و بتوانند طی چهار سال آینده به ستونهای اصلی تیم تبدیل شوند.
چنین نگاهی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت با فراز و نشیب همراه باشد، اما در بلندمدت سرمایهای ارزشمند برای فوتبال ایران به همراه خواهد آورد.
البته کارنامه سالهای اخیر امیر قلعهنویی این امید را چندان پررنگ نمیکند.
او در یک دهه گذشته بیش از آنکه به عنوان مربیای شناخته شود که نسل جدیدی را معرفی میکند، به استفاده از بازیکنان باتجربه و کمریسک گرایش داشته است.
این محافظهکاری شاید در لیگ نتیجهبخش باشد، اما در فوتبال ملی که افق آن چهار یا حتی هشت سال آینده است، نمیتواند پاسخگوی نیازهای فوتبال ایران باشد.
جام ملتهای آسیا، بهویژه با میزبانی عربستان، یکی از سختترین دورههای این رقابتها خواهد بود. بسیاری از تیمهای آسیایی پس از حضور در جام جهانی تجربه بیشتری کسب کردهاند و فاصله فنی آنها با مدعیان سنتی کمتر شده است.
در چنین شرایطی تصور قهرمانی ایران بدون ایجاد تحول اساسی خوشبینانه است.
شاید بهترین میراثی که امیر قلعهنویی بتواند از خود در تیم ملی بر جای بگذارد، نه یک جام، بلکه ساختن تیمی باشد که چهار سال بعد و حتی بیشتر با شخصیت، جسارت و کیفیتی بالاتر در جام جهانی حاضر شود.
فوتبال ایران به خونی تازه نیاز دارد و بیتعارف قهرمانی در جام ملتهای آسیا نیز فوتبال ایران را نجات نخواهد داد. فوتبالی که به زودی بازیکنانی همچون طارمی، قدوس، محمدی، خلیلزاده، کنعانیزادگان، رضاییان، بیرانوند عزتاللهی و... باید کفشهایشان را بیاویزند. حال اینکه زودتر از اینها قطعاً جهانبخش، حاجیصفی و این قبیل بازیکنان باید خداحافظی خود را اعلام کنند اما دیگر افراد نیز عمر فوتبالی آنچنانی نخواهند داشت و نساختن نسلی برای بعد از این اسامی فوتبال ایران را دچار چالشی عمیق خواهد کرد.
انتهای پیام/
اگر امیر قلعهنویی تنها با هدف قهرمانی در جام ملتهای آسیا تیمش را آماده کند، ممکن است تمام برنامهریزیهای او بر هم بریزد. یعنی هم جام قهرمانی را از دست بدهد که احتمالش کم نیست و هم فرصتی برای ساختن یک میراث برای آینده.
بدون شک قهرمانی در جام ملتهای آسیا حتی در صورت تحقق نیز تضمینی برای آینده فوتبال ایران نخواهد بود. آنچه امروز فوتبال ایران بیش از هر چیز به آن احتیاج دارد، ساختن تیمی است که چهار سال بعد در جام جهانی بتواند عملکردی متفاوت از دورههای گذشته ارائه دهد.
واقعیت این است که دیگر صرف صعود به جام جهانی مهم نیست. با افزایش سهمیه آسیا و احتمال گسترش جام جهانی به ۶۴ تیم در دورههای آینده، رسیدن به این مسابقات دیگر دشوارترین مأموریت فوتبال ایران نخواهد بود.
چالش اصلی از لحظه حضور در جام جهانی آغاز میشود. نقطهای که تیم ملی باید نشان دهد توان رقابت با قدرتهای فوتبال جهان را دارد و میتواند از مرحله گروهی عبورکند و مهمتر اینکه نمایشی جسورانه از خود بهجا بگذارد.
در عین حال جام جهانی اخیر نیز بار دیگر نشان داد که رتبه جهانی یا همان رنکینگ، تضمینکننده موفقیت نیست. تیمهایی مانند مراکش و نروژ که پیش از مسابقات در جایگاهی نزدیک به ایران قرار داشتند، نمایشهایی قابل قبول ارائه دادند و مسیر متفاوتی را طی کردند.
حتی مصر که در سید پایینتری نسبت به ایران قرار داشت، عملکرد بهتری در مسابقات داشت و توانست از مرحله گروهی صعود کند در حالی که ایران، با وجود قرار گرفتن در سید دوم، نتوانست از گروه بالا برود.
این تفاوت نشان میدهد که موفقیت در تورنمنتهای بزرگ بیش از آنکه به جایگاه در رنکینگ فیفا وابسته باشد، به شخصیت تیمی، آمادگی ذهنی و فرهنگ رقابت در مسابقات بزرگ بستگی دارد.
نمونه آشکار فقدان چنین روحیهای در بازیکنان تیم ملی نتیجه دیدار برابر نیوزیلند بود. مسابقهای که ایران نتوانست سه امتیاز کامل آن را کسب کند. شاید بتوان گفت نیوزیلند بعدها برابر تیمهایی مانند بلژیک و مصر نیز نتایج قابل قبولی گرفت، اما برای تیمی که سودای حضور قدرتمند در جام جهانی را دارد، ناتوانی در شکست چنین حریفی زنگ هشداری جدی است.
این نتیجه بیش از آنکه یک ضعف فنی را نشان دهد، از کمبود روحیه پیروزیخواهی و ذهنیت برنده در تیم ملی حکایت دارد.
در تیمهای بزرگ بازیکنانی وجود دارند که از نظر ذهنی برای بردن برنامهریزی شدهاند و در دشوارترین شرایط نیز شخصیت رقابتی خود را حفظ میکنند. این بخش از مسئولیت شخصیتسازی مستقیماً به کادر فنی بازمیگردد.
امیر قلعهنویی و همکارانش باید بتوانند بازیکنان را از نظر ذهنی برای حضور در تورنمنتهای بزرگ آماده کنند. کاری که شاید حتی از تمرینات تاکتیکی نیز مهمتر باشد.
البته یک واقعیت دیگر نیز وجود دارد. بخش قابل توجهی از بازیکنان فعلی تیم ملی سالهاست در بالاترین سطح فوتبال ایران و آسیا حضور دارند. آنها تجربه فراوانی کسب کردهاند، اما همین تجربه گاهی باعث میشود تغییر نگرش یا ایجاد انگیزههای تازه در وجود آنها دشوارتر شود.
بازیکنان باتجربه معمولاً استقلال بیشتری در تصمیمگیری دارند و میزان تأثیرپذیری آنها از فرامین کادر فنی نسبت به بازیکنان جوان کمتر است. به همین دلیل، ایجاد تحول در تیم ملی با همین ترکیب شاید بسیار سختتر از آن چیزی باشد که تصور میشود.
از همین رو، شاید مهمترین مأموریت قلعهنویی نه قهرمانی در جام ملتهای آسیا، بلکه آغاز یک نسلسازی واقعی باشد.
فوتبال ایران به خونی تازه نیاز دارد. بازیکنانی که با انگیزه، عطش موفقیت و ذهنیتی متفاوت وارد تیم ملی شوند و بتوانند طی چهار سال آینده به ستونهای اصلی تیم تبدیل شوند.
چنین نگاهی، هرچند ممکن است در کوتاهمدت با فراز و نشیب همراه باشد، اما در بلندمدت سرمایهای ارزشمند برای فوتبال ایران به همراه خواهد آورد.
البته کارنامه سالهای اخیر امیر قلعهنویی این امید را چندان پررنگ نمیکند.
او در یک دهه گذشته بیش از آنکه به عنوان مربیای شناخته شود که نسل جدیدی را معرفی میکند، به استفاده از بازیکنان باتجربه و کمریسک گرایش داشته است.
این محافظهکاری شاید در لیگ نتیجهبخش باشد، اما در فوتبال ملی که افق آن چهار یا حتی هشت سال آینده است، نمیتواند پاسخگوی نیازهای فوتبال ایران باشد.
جام ملتهای آسیا، بهویژه با میزبانی عربستان، یکی از سختترین دورههای این رقابتها خواهد بود. بسیاری از تیمهای آسیایی پس از حضور در جام جهانی تجربه بیشتری کسب کردهاند و فاصله فنی آنها با مدعیان سنتی کمتر شده است.
در چنین شرایطی تصور قهرمانی ایران بدون ایجاد تحول اساسی خوشبینانه است.
شاید بهترین میراثی که امیر قلعهنویی بتواند از خود در تیم ملی بر جای بگذارد، نه یک جام، بلکه ساختن تیمی باشد که چهار سال بعد و حتی بیشتر با شخصیت، جسارت و کیفیتی بالاتر در جام جهانی حاضر شود.
فوتبال ایران به خونی تازه نیاز دارد و بیتعارف قهرمانی در جام ملتهای آسیا نیز فوتبال ایران را نجات نخواهد داد. فوتبالی که به زودی بازیکنانی همچون طارمی، قدوس، محمدی، خلیلزاده، کنعانیزادگان، رضاییان، بیرانوند عزتاللهی و... باید کفشهایشان را بیاویزند. حال اینکه زودتر از اینها قطعاً جهانبخش، حاجیصفی و این قبیل بازیکنان باید خداحافظی خود را اعلام کنند اما دیگر افراد نیز عمر فوتبالی آنچنانی نخواهند داشت و نساختن نسلی برای بعد از این اسامی فوتبال ایران را دچار چالشی عمیق خواهد کرد.
انتهای پیام/