string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمد قراگزلو

محمد قراگزلو

فوتبال ایران

30664
سناریوی دشمن‌سازی دیگر خریدار ندارد

تاکتیک اشتباه سرمربی تیم ملی در مواجهه با منتقدان

سناریوی دشمن‌سازی دیگر خریدار ندارد

اینکه سرمربی تیم ملی حاضر شده بعد از سه هفته درباره آنچه در جام جهانی اتفاق افتاده حرف بزند و توضیح دهد فوق‌العاده است و یک قدم رو به جلو به حساب می‌آید اما قرار نیست ایشان متکلم وحده باشند. امیر قلعه‌نویی بعد از سه هفته در جلسه کمیته فرهنگی فدراسیون فوتبال نشست و حرف زد در حالی که در آن جلسه افراد اهل فن از خانواده فوتبال حضور نداشتند. قلعه‌نویی برای آن عده توضیحاتش را ارائه کرد و تقریباً هیچ چیزی از مشکلات فنی تیم ملی که منجر به حذف از جام جهانی و رقم خوردن ناکامی دیگری شد نگفت.
حضور قلعه‌نویی در تلویزیون نیز قرار نیست افکار عمومی را قانع کند چرا که مدل سؤال کردن و نقد تیم ملی از قبل هماهنگ شده و می‌شد انتظار داشت به گونه‌ای نباشد که تمام انتقادهای فنی در این برنامه مطرح شود و سرمربی تیم ملی احیاناً در گوشه رینگ گیر بیفتد. در واقع همچنان به نظر می‌رسد سرمربی تیم ملی از مواجهه مستقیم با اهالی فن، کارشناسان و خبرنگاران ابا دارد یا می‌ترسد که نتواند پاسخ کافی و متقنی برای این طیف داشته باشد.
در عین حال قلعه‌نویی به جلسه روز پنجشنبه هفته گذشته که با مدیران فدراسیون و برخی مدیران ورزش برگزار شد نیز نرفت. همچنین گفته شد در آن جلسه هم تعدادی کارشناس نقطه نظرات‌شان را مطرح کرده‌اند که البته مشخص نبود چه کسانی بوده‌اند و اصلاً بحث خود فوتبال هم به میان آمده یا فقط درباره مشکلات ویزا، سفر، اسکان و رفت و آمدها صحبت شده است.
از اینها که بگذریم آنچه قلعه‌نویی در اولین سخنرانی‌اش بعد از جام جهانی مطرح کرد نکاتی داشت که مورد توجه قرار می‌گیرد. او در این جلسه دو سه بار شرایط خودش را با مربیان قبلی تیم ملی مقایسه کرد و گفت نمی‌خواهد با واگویه مشکلات و مصائب آماده‌سازی تیم ملی و انداختن تقصیر گردن مدیران فدراسیون و... فرار رو به جلو کند اما واقعیت اینجاست رفتاری که او با منتقدانش برگزیده مصداق بارز فرار رو به جلو به حساب می‌آید.
پروژه «دشمن سازی» همان چیزی است که در فوتبال ایران باب شده تا هر فردی که در جایگاهی مورد نقد قرار می‌گیرد، منتقدانش را خاموش کند. امروز منتقدان تیم ملی که غالباً از اعضای خانواده فوتبال و حتی نام‌های شاخصی مثل علی دایی و خداداد عزیزی هستند متهم به عناد با تیم ملی شده‌اند. حتی مهدی مهدوی‌کیا هم به خاطر اینکه در اردوی تیم ملی حاضر نبوده متهم شده که به خاطر ملاحظات سیاسی چنین اقدامی انجام نداده است.
مدل فکری امیر قلعه نویی به گونه‌ای است که تصور می‌کند هر فردی که به عملکرد تیم ملی نقد دارد و با فکت‌های منطقی و آماری حذف از جام جهانی 48 تیمی را ناکامی می‌داند از سر دشمنی و عناد با او نقد می‌کند. به همین خاطر او برای مقابله با این گروه سراغ مسائل غیرفوتبالی می‌رود تا جایگاه منتقدانش را نزد عامه مردم تضعیف کرده و حرف و نقد آنها را بی‌ارزش جلوه دهد که این دقیقاً مصداق بارز فرار رو به جلوست.
امیر قلعه‌نویی با این همه تجربه و مشاور هنوز مرزهای انتقاد و تخریب را نمی‌شناسد و نمی‌داند که اگر نقد فوتبالی شنیدی بهترین روش مقابله، پاسخ دادن با فکت‌های فوتبالی و فنی است نه گوشه و کنایه زدن به مسائلی که بعضاً می‌تواند دامن خودش را هم بگیرد. با وجود این شاید او غافل از این باشد که مردم به خاطر دست یافتن به فضای لایتناهی مجازی و قدرت مقایسه خوب و بد دیگر مشتری این سناریوهای قدیمی با هدف دشمن‌سازی نیستند؛ سناریویی که از ابتدا دنبال نقاط ضعف و تاریک در زندگی شخصی یا غیرفوتبالی مخاطب می‌رود تا حرفش را بی‌ارزش جلوه دهد، حتی اگر آن حرف درست باشد.
امیر قلعه‌نویی نمی‌داند که هنوز مردم عاشق تیم ملی کشورشان هستند و با هر صحنه حساسی در بازی‌هایش به جوش و خروش می‌افتند. اتفاقاً این باید برای خود قلعه‌نویی که در جام جهانی شاهد بود ایرانی‌های مقیم آمریکا از هر طیفی چگونه از تیم ملی کشورشان حمایت کردند کاملاً قابل درک باشد. از قضا کارشناسان، صاحب‌نظران و اصحاب رسانه هم از همین مردم هستند و هیچ کس نه دشمن تیم ملی است نه بدش را می‌خواهد که اتفاقاً تشخیص این مهم چندان هم دشوار نیست.
با این وجود قلعه‌نویی سال‌هاست که از آنچه بعد از جام ملت‌های 2007 نصیبش شد به زشتی یاد می‌کند و فضای نقد آن روزها را«دادگاه» می‌نامد. انگار از همان زمان فرضیه دشمن‌سازی در ذهن او نقش بسته و بیرون نمی‌رود و حالا با سناریوی دشمن‌سازی قصد مقابله دارد و نمی‌خواهد در این جدال کم بیاورد غافل از اینکه تاکتیک اشتباه را انتخاب کرده است.
انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های فوتبال ایران