در فوتبال ایران شهامت عذرخواهی وجود ندارد
قاسمپور: مدیریت فدراسیون باعث این ادبیات قلعهنویی است
ابراهیم قاسمپور، پیشکسوت فوتبال با انتقاد از فضای حاکم بر تیم ملی، رفتار کادرفنی در مواجهه با منتقدان را غیرمنطقی توصیف کرد و با اشاره به نمونههای بینالمللی، تأکید کرد که در فوتبال حرفهای، عذرخواهی و پذیرش مسئولیت نشانه ضعف نیست؛ چیزی که به اعتقاد او در فوتبال ایران جای خالیاش بهشدت احساس میشود.
*بعد از سکوت قلعهنویی، همه منتظر عذرخواهی و صحبتهای فنی او بودند اما این اتفاق نیفتاد. نظرتان در این باره چیست؟
من هم به عنوان کسی که سالیان سال در فوتبال بودهام، انتظار داشتم مسئولان و سرمربی تیم ملی، پاسخهای فنی بدهند. با عذرخواهی از مردم کسی کوچک که نمیشود، بزرگ هم میشود اما این گارد بالا مقابل منتقدان، اصلاً منطقی نیست. کادرفنی تیم ملی کره جنوبی و یا بسیاری از تیمهای دیگر عذرخواهی کرده و استعفا دادند اما اینجا آب از آب تکان نخورد.
*دیروز هم که اسکالونی استعفا داد.
بله همینطور است. اما اینجا کسانی که ادعا میکردند یک هفته کشور را تعطیل میکنند و از قبل جام جهانی، جشن صعود گرفته بودند، حتی یک عذرخواهی کوچک هم نکردند. متأسفانه آدمهای ورزش ما شهامت اعتراف به اشتباهاتشان را ندارند. اما کسی مثل سرمربی آرژانتین که تیمش نایب قهرمان جهان شده در نشست خبری اشک میریزد و عذرخواهی میکند. حالا رفتار آنها را با مسئولان و کادرفنی ما مقایسه کنید.
*این حجم از تملق و اصرار کادرفنی بر نباختن و تاریخسازی از کجا نشأت میگیرد؟
هیچ ماست فروشی نمیگوید ماست من ترش است. تیم ملی در ادوار قبلی جام جهانی هم سه یا چهار امتیاز کسب کرده و در این دوره هم 3 امتیاز گرفت. این را دستاورد حساب میکنند اما حتی به اذعان خودشان در گروهی بودیم که بسیار آسان و صعود امکانپذیر بود. متأسفانه هرکسی دنبال توجیه و بالا بردن رزومه کاری خودش است. من منکر این موضوع نیستم و هرکسی حق دفاع از خودش را دارد اما ادبیات سرمربی تیم ملی با منتقدانی که فنی صحبت میکنند جای تأسف دارد.
*ایشان موافقان خود را مسلمان واقعی و مخالفان را حسود خطاب کردند.
بسیاری از نامسلمانها به مراتب صادقتر و سالمتر از ما مسلمانها هستند. مسلمانی به شرافت و انسانیت است. چرا باید فوتبال را به دین و آیین ربط داد؟ متأسفانه این ادبیات زیبنده نیست و قلعهنویی باید رویه خود را عوض کند. سرمربی تیم ملی باید ظرفیت بالایی داشته و انتقادپذیر باشد. هرچه در بوق و کرنا کنند که کارشان را توجیه کنند، باز هم مردم متوجه میشوند. قلعهنویی باید الگو باشد و به همکارانش هم درس بدهد اما برعکس است. کسی که در خانه نشسته و فوتبال را دنبال میکند، از منی که 50 سال در این فوتبال بودهام کارشناستر است. همه فوتبال را میفهمند و نمیتوانند با بازی کلمات مردم را فریب دهند. سرمنشأ این ادبیات و رفتار، فدراسیون فوتبال است. اگر مدیریت درستی وجود داشت چنین اتفاقهایی نمیافتاد اما متأسفانه با چنین مدیریتی است که فوتبال ما به این روز افتاده است.
*با این رویه تیم ملی در جام ملتها موفق خواهد شد یا سرنوشت جام جهانی تکرار میشود؟
دوستان قبل از جام جهانی هم ادعا میکردند نتایجی میگیرند که یک هفته کشور تعطیل شود اما نشد. در این جام جهانی باز هم دو سرسوخت شدیم؛ نه از جوانان استفاده کردیم و نه صعود. هیچ سرمایهگذاری برای جام ملتها صورت نگرفت. یک جایی باید ریسک کرد و تبعات را به جان خرید بلکه 10-15 سال تیم ملی تضمین شود. متأسفانه در جام جهانی از بازیکنانی که دو سه سال پیش از رده خارج شدند استفاده کردند که این به نفع فوتبال ما نبود.
انتهای پیام/