یادداشت
30891
تراکتور؛ تیمی که به بازار باج نداد
مهدی بایرامی/ هر روز، یک نفر را از تراکتور میبردند.
تخلیه تراکتور در ویترین مجازی.
یک روز علیرضا بیرانوند، روز بعد مهدی ترابی، بعد امیرحسین حسینزاده، هاشمنژاد و نفر بعدی. انگار قرار بود قهرمان لیگ، پیش از آغاز فصل جدید، پارهپاره شود. تشنگان بازدید برای ستارههای تراکتور بیشتر از خود باشگاه، مقصد ساخته بودند.
اما آخر قصه، فقط یک چیز واقعی بود؛ ثبات شاکلهی تراکتور است.
شاید مهمترین اتفاق نقلوانتقالات فوتبال ایران، همین جمله باشد.
در فوتبال ایران، معمولاً هنر مدیران در خریدهایشان سنجیده میشود؛ حال آنکه گاهی بزرگترین موفقیت، خریدن نیست، از دست ندادن است.
تراکتور این تابستان، بیشتر از آنکه بازیکن بخرد، تیمش را حفظ کرد.
شاید این جمله ساده به نظر برسد، اما در فوتبال ایران، حفظ یک تیم قهرمان معمولاً سختتر از ساختن آن است. باشگاهها سالهاست گرفتار یک چرخه تکراریاند؛ تیمی که نتیجه میگیرد، تابستان بعد به ویترین نقلوانتقالات تبدیل میشود. مدیران هم ناچارند به جای فکر کردن به فصل آینده، دنبال پر کردن جای خالی ستارههایی باشند که از دست دادهاند.
تراکتور این بار خلاف جهت این رودخانه شنا کرد.
نه به این دلیل که بیشتر از بقیه خرج کرد و نه چون پرهیاهوتر خرید؛ بلکه چون به بازار باج نداد.
بعضی تیمها ستاره میخرند؛ بعضی تیمها اجازه نمیدهند ستارههایشان، سرمایه رقیب شوند. تفاوت این دو را معمولاً جدول لیگ نشان میدهد، نه تیترهای داغ تیر و مرداد.
اگر امروز بیرانوند، ترابی، حسینزاده، هاشمنژاد، دانیال اسماعیلیفر و دیگر مهرههای اصلی هنوز پیراهن تراکتور را بر تن دارند، دلیلش فقط اتفاقات همین تابستان نیست. حقیقت این است که مهمترین خرید تراکتور، شاید اصلاً در تابستان امسال انجام نشده باشد.
وقتی چند فصل قبل قراردادهای بلندمدت با بازیکنان کلیدی امضا میشد، کمتر کسی تصور میکرد ارزش آن تصمیمها در چنین روزهایی مشخص شود؛ روزهایی که بازار، هر ساعت برای یکی از ستارههای تراکتور مقصد تازهای میساخت اما باشگاه، اسیر این گرداب نشد.
اینجاست که تفاوت میان مدیریت روزمره و مدیریت راهبردی خودش را نشان میدهد.
محمدرضا زنوزی پیش از آغاز نقل و انتقالات گفته بود شاکله تیم حفظ میشود و فقط چند پست نیاز به تقویت دارد. آن زمان این جمله، شبیه بسیاری از وعدههای همیشگی فوتبال ایران به نظر میرسید، اما خروجی بازار نشان داد این بار، حرفها از دل یک پروژه بیرون آمده بود، نه از دل یک کنفرانس خبری.
باید صریح سخن گفت.
تراکتور نه تنها باشگاه منظم فوتبال ایران - چه در مدیریت فوتبالی و چه اقتصادی - است و بلکه مقصدیست مطمئن برای بازیکنان. اما واقعیتی وجود دارد که کمتر کسی آن را انکار میکند؛ این باشگاه در سالهای اخیر توانسته ثبات بیشتری نسبت به بسیاری از رقبای خود داشته باشد و همین ثبات، در بازاری که بیاعتمادی حرف اول را میزند، یک برگ برنده است.
به همین دلیل، تراکتور امروز فصل را از نقطهای آغاز میکند که بسیاری از مدعیان هنوز در آرزوی رسیدن به آن هستند؛ تیمی که نه اسکلتش فرو ریخته، نه مجبور شده برای جبران جدایی ستارههایش دستپاچه خرید کند و نه فصل را با یک پروژه نیمهتمام آغاز میکند.
از همین جا، اما مسئولیت از اتاق مدیریت به نیمکت منتقل میشود.
اگر تا امروز فشار روی مدیران بود، از امروز همه نگاهها به محمد ربیعی است.
کمتر کسی درباره کیفیت فهرست بازیکنان تراکتور تردید دارد. پرسش اصلی، کیفیت نیمکت است. ربیعی مربی کمدانشی نیست، اما تراکتور بزرگترین پروژه دوران مربیگری اوست. مدیریت رختکنی که پر از ملیپوش و بازیکنان باتجربه است، فقط دانش فنی نمیخواهد؛ اقتدار، کاریزما و تجربه هم میخواهد. برای اثبات این جمله میتوان به دراگان اسکوچیچ نگاه کرد که چگونه کاریزمایش چه در مستطیل سبز، چه در رختکن، چه در شیوه برخورد با اتفاقات خارج از زمین و چه در مقابل جراید او را سربلند کرد و دستش را به قلهی فوتبال ایران رساند. دقیقاً از همین زاویه است که بخشی از هواداران هنوز با دیده تردید به نیمکت نگاه میکنند.
شاید این، تنها علامت سؤال تراکتور باشد.
مدیریت باشگاه، با حفظ شاکله تیم و تقویت نقاط مورد نیاز، بخش مهمی از مسئولیت خود را انجام داده است. امروز تراکتور بیشترین تعداد ملیپوش را در میان باشگاههای فوتبال ایران در اختیار دارد که اگر شایسته سالاری بیشتری لحاظ میشد این تعداد دستنیافتنیتر بود؛ آماری که بیش از آنکه یک افتخار باشد، یک مسئولیت است.
دیگر زمان بهانهها گذشته است.
اگر تراکتور فصل آینده موفق نشود، این بار کسی در نظرسنجی عامل عدم موفقیت تراکتور روی گزینه «مدیریت» کلیک نمیکند.
و شاید مهمترین دستاورد این تابستان هم همین باشد؛ اینکه تراکتور ثابت کرد موفقیت در نقلوانتقالات، از روز باز شدن پنجره آغاز نمیشود. باشگاههایی برنده بازارند که ماهها و حتی سالها قبل، برای روزهای شلوغ آن برنامه داشته باشند.
در فوتبال ایران، هنوز خیلیها دنبال شکار ستارهاند؛ تراکتور اما این تابستان، زمان خرید.
زمانی که رقبایش باید صرف ساختن دوباره تیمهایشان کنند. شاید ارزشمندترین خرید قهرمان، نه یک بازیکن، بلکه همین زمان باشد.
انتهای پیام/
تخلیه تراکتور در ویترین مجازی.
یک روز علیرضا بیرانوند، روز بعد مهدی ترابی، بعد امیرحسین حسینزاده، هاشمنژاد و نفر بعدی. انگار قرار بود قهرمان لیگ، پیش از آغاز فصل جدید، پارهپاره شود. تشنگان بازدید برای ستارههای تراکتور بیشتر از خود باشگاه، مقصد ساخته بودند.
اما آخر قصه، فقط یک چیز واقعی بود؛ ثبات شاکلهی تراکتور است.
شاید مهمترین اتفاق نقلوانتقالات فوتبال ایران، همین جمله باشد.
در فوتبال ایران، معمولاً هنر مدیران در خریدهایشان سنجیده میشود؛ حال آنکه گاهی بزرگترین موفقیت، خریدن نیست، از دست ندادن است.
تراکتور این تابستان، بیشتر از آنکه بازیکن بخرد، تیمش را حفظ کرد.
شاید این جمله ساده به نظر برسد، اما در فوتبال ایران، حفظ یک تیم قهرمان معمولاً سختتر از ساختن آن است. باشگاهها سالهاست گرفتار یک چرخه تکراریاند؛ تیمی که نتیجه میگیرد، تابستان بعد به ویترین نقلوانتقالات تبدیل میشود. مدیران هم ناچارند به جای فکر کردن به فصل آینده، دنبال پر کردن جای خالی ستارههایی باشند که از دست دادهاند.
تراکتور این بار خلاف جهت این رودخانه شنا کرد.
نه به این دلیل که بیشتر از بقیه خرج کرد و نه چون پرهیاهوتر خرید؛ بلکه چون به بازار باج نداد.
بعضی تیمها ستاره میخرند؛ بعضی تیمها اجازه نمیدهند ستارههایشان، سرمایه رقیب شوند. تفاوت این دو را معمولاً جدول لیگ نشان میدهد، نه تیترهای داغ تیر و مرداد.
اگر امروز بیرانوند، ترابی، حسینزاده، هاشمنژاد، دانیال اسماعیلیفر و دیگر مهرههای اصلی هنوز پیراهن تراکتور را بر تن دارند، دلیلش فقط اتفاقات همین تابستان نیست. حقیقت این است که مهمترین خرید تراکتور، شاید اصلاً در تابستان امسال انجام نشده باشد.
وقتی چند فصل قبل قراردادهای بلندمدت با بازیکنان کلیدی امضا میشد، کمتر کسی تصور میکرد ارزش آن تصمیمها در چنین روزهایی مشخص شود؛ روزهایی که بازار، هر ساعت برای یکی از ستارههای تراکتور مقصد تازهای میساخت اما باشگاه، اسیر این گرداب نشد.
اینجاست که تفاوت میان مدیریت روزمره و مدیریت راهبردی خودش را نشان میدهد.
محمدرضا زنوزی پیش از آغاز نقل و انتقالات گفته بود شاکله تیم حفظ میشود و فقط چند پست نیاز به تقویت دارد. آن زمان این جمله، شبیه بسیاری از وعدههای همیشگی فوتبال ایران به نظر میرسید، اما خروجی بازار نشان داد این بار، حرفها از دل یک پروژه بیرون آمده بود، نه از دل یک کنفرانس خبری.
باید صریح سخن گفت.
تراکتور نه تنها باشگاه منظم فوتبال ایران - چه در مدیریت فوتبالی و چه اقتصادی - است و بلکه مقصدیست مطمئن برای بازیکنان. اما واقعیتی وجود دارد که کمتر کسی آن را انکار میکند؛ این باشگاه در سالهای اخیر توانسته ثبات بیشتری نسبت به بسیاری از رقبای خود داشته باشد و همین ثبات، در بازاری که بیاعتمادی حرف اول را میزند، یک برگ برنده است.
به همین دلیل، تراکتور امروز فصل را از نقطهای آغاز میکند که بسیاری از مدعیان هنوز در آرزوی رسیدن به آن هستند؛ تیمی که نه اسکلتش فرو ریخته، نه مجبور شده برای جبران جدایی ستارههایش دستپاچه خرید کند و نه فصل را با یک پروژه نیمهتمام آغاز میکند.
از همین جا، اما مسئولیت از اتاق مدیریت به نیمکت منتقل میشود.
اگر تا امروز فشار روی مدیران بود، از امروز همه نگاهها به محمد ربیعی است.
کمتر کسی درباره کیفیت فهرست بازیکنان تراکتور تردید دارد. پرسش اصلی، کیفیت نیمکت است. ربیعی مربی کمدانشی نیست، اما تراکتور بزرگترین پروژه دوران مربیگری اوست. مدیریت رختکنی که پر از ملیپوش و بازیکنان باتجربه است، فقط دانش فنی نمیخواهد؛ اقتدار، کاریزما و تجربه هم میخواهد. برای اثبات این جمله میتوان به دراگان اسکوچیچ نگاه کرد که چگونه کاریزمایش چه در مستطیل سبز، چه در رختکن، چه در شیوه برخورد با اتفاقات خارج از زمین و چه در مقابل جراید او را سربلند کرد و دستش را به قلهی فوتبال ایران رساند. دقیقاً از همین زاویه است که بخشی از هواداران هنوز با دیده تردید به نیمکت نگاه میکنند.
شاید این، تنها علامت سؤال تراکتور باشد.
مدیریت باشگاه، با حفظ شاکله تیم و تقویت نقاط مورد نیاز، بخش مهمی از مسئولیت خود را انجام داده است. امروز تراکتور بیشترین تعداد ملیپوش را در میان باشگاههای فوتبال ایران در اختیار دارد که اگر شایسته سالاری بیشتری لحاظ میشد این تعداد دستنیافتنیتر بود؛ آماری که بیش از آنکه یک افتخار باشد، یک مسئولیت است.
دیگر زمان بهانهها گذشته است.
اگر تراکتور فصل آینده موفق نشود، این بار کسی در نظرسنجی عامل عدم موفقیت تراکتور روی گزینه «مدیریت» کلیک نمیکند.
و شاید مهمترین دستاورد این تابستان هم همین باشد؛ اینکه تراکتور ثابت کرد موفقیت در نقلوانتقالات، از روز باز شدن پنجره آغاز نمیشود. باشگاههایی برنده بازارند که ماهها و حتی سالها قبل، برای روزهای شلوغ آن برنامه داشته باشند.
در فوتبال ایران، هنوز خیلیها دنبال شکار ستارهاند؛ تراکتور اما این تابستان، زمان خرید.
زمانی که رقبایش باید صرف ساختن دوباره تیمهایشان کنند. شاید ارزشمندترین خرید قهرمان، نه یک بازیکن، بلکه همین زمان باشد.
انتهای پیام/