از فشار جریانات مخالف تا کنار آمدن با تغییرات و کمبودها
۷ چالش تارتار در شروع فصل پرسپولیس
در فاصله دو هفته مانده به شروع فصل تازه پرسپولیس در حالی وارد مسابقات خواهد شد که شرایط متفاوتی نسبت به رقبایش دارد و البته چالشهای متفاوتی را هم پیش روی خود میبیند. پرسپولیس که برای دومین فصل متوالی در رقابتهای آسیایی حاضر نخواهد بود و تنها دو جام داخلی را هدف گرفته نسبت به رقبایش فعالیت گستردهتری در نقل و انتقالات تابستانی داشته و خریدهای بیشتری انجام داده است. سرخها همچنین تنها تیمی هستند که برای اردوی پیش فصل از کشور خارج شدند و مدل آمادهسازیشان بهتر و باکیفیتتر بوده است. در نقطه مقابل تغییرات در این تیم آنقدر گسترده بوده که میتواند در مقابل پوئنهای مثبت قرار بگیرد و از دل این تعادل پرسشهای مهمی شکل بگیرد. بخشی از این تغییرات مربوط به کادر فنی بوده و البته تغییر سرمربی، خودش به اندازه کافی چالش برانگیز و پرابهام خواهد بود.
مهدی تارتار سرمربی جدید پرسپولیس وارد یک چالش بسیار دشوار و پیچیده شده که خودش میداند سالم بیرون آمدن از آن، جدا از گرز و شمشیر فولادین به عنوان ابزار قدرتمند نیاز به یک زره و سپر دفاعی هم دارد.
با این وجود از حالا مشخص است که تارتار به عنوان مسئول فنی و فردی که قرار است اولین هدف انتقادها باشد کار بسیار دشواری دارد و هر چه به شروع فصل تازه نزدیک شویم این مصائب ملموستر به نظر خواهد رسید.
مهدی تارتار در شروع فصل تازه با چالشهای متفاوتی مواجه است که بخشی از آنها فنی و بخش دیگر غیرفنی هستند و میتوان در مورد هر کدامشان صحبت و بررسیشان کرد.
در اختیار نداشتن ورزشگاه آزادی
باز هم پرسپولیس ورزشگاه ازادی را در اختیار نخواهد داشت؛ امتیازی که طی دو فصل گذشته از گاریدو، هاشمیان و اوسمار هم سلب شد و البته کارتال هم نتوانست بهرهای از آن ببرد.
ورزشگاه آزادی به خاطر اتمسفر ویژه و ظرفیت بالایش طی دهههای گذشته یکی از مهمترین ابزار قدرتنمایی پرسپولیس در نیمی از بازیهای فصل بوده و معمولاً در این ورزشگاه بزرگ و خاطره انگیز، پشتوانه تماشاگر بخشی از کار را پیش میبرد و در شروع مسابقه نسبت به حریفانش برتری روانی داشت. این امتیاز برای تارتار تازهوارد میتوانست فوقالعاده ارزشمند و مهم باشد و راندمان تیم تازه شکل گرفته او را بالاببرد اما خبری از بازی در ورزشگاه آزادی نیست و پرسپولیس با تمام تغییرات نگرانکنندهاش باید در یک ورزشگاه کوچک و حضور حداقلی هواداران خود از میهمانانش پذیرایی کند و باز هم از امتیاز میزبانی سود نخواهد برد.
تغییر 40 درصدی اسکواد و احتمالاً 50 درصدی ترکیب اصلی
تغییرات در نگاه اول همیشه جذابند بخصوص اگر نامهای دهان پرکن به تیم بیایند اما در سوی مقابل از نظر فنی چالش برانگیز میشود. پیشبینی میشود با ادامه نقل و انتقالات و تکمیل لیستی که تارتار میخواهد 40 درصد اسکواد تیم نسبت به فصل گذشته تغییر کند و به تبع آن حداقل 50 درصد ترکیب اصلی نیز عوض خواهد شد. این تغییرات البته با اهداف تاکتیکی و استراتژی مهدی تارتار به عنوان سرمربی جدید تطابق دارد اما معمولاً بهم ریختن استراکچر تیمهای بزرگ تبعاتی دارد که نتایج را تحت تأثیر قرار میدهد. البته تارتار در آخرین صحبتهایش تأکید کرده، اینکه برخی بازیکنان قبلی او در گلگهر دوباره شاگردش هستند به هماهنگی تیم کمک خواهد کرد اما باید دید این نفرات چگونه در ترکیب جدید و قالب تیمی پرسپولیس حل میشوند.
انتقاد هواداران از پیشفصل به شروع فصل کشیده میشود
با دومین و سومین خرید از تیم گلگهر انتقادها نسبت به نحوه فعالیت باشگاه در نقل و انتقالات و بستن تیم فصل آینده شروع شد و تارتار و منتقدان، باشگاه را متهم به ساختن تیمی معمولی کردند. این چالشی است که در سه هفته اخیر بیشتر از هر چیز تارتار را اذیت کرده و منجر به واکنش او شده است. در عین حال باشگاه تأکید دارد تمام خریدهای جدید با درخواست کتبی شخص سرمربی صورت گرفته و کاملاً خودش را کنار کشیده است تا تارتار مسئول اول کیفیت نقل و انتقالات باشد. تارتار خوب میداند با وجود توجیهاتی که مطرح کرده این انتقادها از پیش فصل به شروع فصل کشیده خواهد شد و اگر در همان مسابقه نخست نتیجه نگیرد ماجرای بستن تیمی پر از بازیکنان معمولی مثل پتک بر سرش فرود خواهد آمد و هفته به هفته کارش را دشوارتر میکند.
مخالفان مربی داخلی منتظر اولین باخت هستند
مهدی تارتار بعد از اوسمار سرمربی شده و شرایط متفاوتی نسبت به یحیی گلمحمدی و وحید هاشمیان آخرین مربیان داخلی این تیم طی سالهای اخیر دارد. تارتار در شرایطی به سرمربیگری پرسپولیس رسید که مدیران باشگاه با زمینهسازی زیرکانه و استفاده از شرایط کشور، تابوی بازگشت به مربی داخلی که در لیگ خودمان کار کرده باشد را شکستند و گزینهای نزدیک به طیف سنتی مربیان داخلی را در رأس کار قرار دادند. مهدی تارتار خوب میداند که گروهی از مخالفان انتخاب باشگاه همان عدهای هستند که اساساً انتخاب مربی ایرانی برای هدایت پرسپولیس را یک عقبگرد میدانند و در چنین فضایی مشخص است اگر گلمحمدی نمیتوانست موفقیتهای برانکو را تکرار کند در همان فصل اول نابودش میکردند. این گروه منتظر اولین باخت تارتار در قامت سرمربی پرسپولیس هستند تا با صدای بلند شعار قدیمی خود را تکرار کنند و فریاد بزنند مربی ایرانی به درد پرسپولیس نمیخورد.

جریانات بیرونی و کانالهای منتسب اذیت میکنند
معضلی که فضای پیرامونی شبکههای اجتماعی و کانالها و صفحات تلگرامی و اینستاگرامی ایجاد کرده لطمات بزرگی به پرسپولیس زده است. در عین حال راضی کردن این کانالها و همسو ساختن آنها با اقدامات و تصمیمات باشگاه طی سالهای اخیر هزینههای گزافی برای پرسپولیس داشت و البته شرایط همواره مطابق میل مدیران باشگاه پیش نرفت. همچنین تارتار به این نکته واقف است که برخی افراد بیرون مانده و جریانات منتسب به آنها در همین فضا ضمن محکوم کردن مدیران باشگاه دنبال زیر سؤال بردن سرمربی جدید نیز هستند. در واقع از آنجایی که مهدی تارتار انتخاب مدیرعامل و هیأت مدیره پرسپولیس بوده نتیجه نگرفتن و هر لغزش او وسیلهای است برای کوبیدن مدیران باشگاه و بعید است بیرون ماندهها از این فضا استفاده نبرند.
برنامه پنج هفته ابتدایی
انصافاً برنامه پنج هفته ابتدایی برای سرمربی تازهواردی که کلی جریان مخالف دارد و از پایگاه هواداری قابل بحثی بهره نمیبرد بسیار دشوار است. شروع فصل در خارج از خانه مقابل تیمی چغر و برخورد با تراکتور پرستاره در هفته سوم آن هم در تبریز و البته رسیدن به دربی تنها بعد از چهار مسابقه برنامه نگرانکنندهای است که میتواند کار تارتار را برای قانع کردن مخالفانش و اینکه ثابت کند مربی کوچک و بدی نیست، بسیار سخت کند. تارتار در شرایطی با این برنامه مواجه شده که هم خودش هم نیمی از بازیکنان تیم تازهواردند و تیمی شکست خورده و ناکام را تحویل گرفته که با آن همه هزینه در رتبه هفتمی فصل را به پایان رسانده و هیچ هوادار و پیشکسوتی طاقت شروع یک دوره ناکامی دیگر را ندارد.
اجرا کردن مدل دلخواه فوتبال
تارتار در شروع کارش به عنوان سرمربی پرسپولیس یک چالش بزرگ فنی دیگر هم خواهد داشت و آن اینکه مدل فوتبال دلخواهش را در این تیم پیاده کند. اینکه تارتار دنبال جذب بخش عمدهای از از شاگردان خود رفته در همین راستا توجیه میشود چرا که او قصد دارد مدل بازی تیمش را بر اساس دوندگی و شرایط فیزیکی پایهریزی کرده و شرایط پرسپولیس را از این منظر ارتقا دهد. این در حالی است که پرسپولیس در سالهای اخیر بیشتر روی فوتبال مالکانه و کارهای ترکیبی و تحمیل فوتبال خودش به حریفان نتیجه گرفته و حالا سوئیچ کردن از این مدل به فوتبالی که با دوندگی و کار فیزیکی نتیجه میگیرد چالش بزرگی است که میتواند مخالفان زیادی هم داشته باشد و چنانچه نتایج مطلوب نباشد شاخص مهمی برای انتقاد از شخص سرمربی خواهد بود.
انتهای پیام/
مهدی تارتار سرمربی جدید پرسپولیس وارد یک چالش بسیار دشوار و پیچیده شده که خودش میداند سالم بیرون آمدن از آن، جدا از گرز و شمشیر فولادین به عنوان ابزار قدرتمند نیاز به یک زره و سپر دفاعی هم دارد.
با این وجود از حالا مشخص است که تارتار به عنوان مسئول فنی و فردی که قرار است اولین هدف انتقادها باشد کار بسیار دشواری دارد و هر چه به شروع فصل تازه نزدیک شویم این مصائب ملموستر به نظر خواهد رسید.
مهدی تارتار در شروع فصل تازه با چالشهای متفاوتی مواجه است که بخشی از آنها فنی و بخش دیگر غیرفنی هستند و میتوان در مورد هر کدامشان صحبت و بررسیشان کرد.
در اختیار نداشتن ورزشگاه آزادی
باز هم پرسپولیس ورزشگاه ازادی را در اختیار نخواهد داشت؛ امتیازی که طی دو فصل گذشته از گاریدو، هاشمیان و اوسمار هم سلب شد و البته کارتال هم نتوانست بهرهای از آن ببرد.
ورزشگاه آزادی به خاطر اتمسفر ویژه و ظرفیت بالایش طی دهههای گذشته یکی از مهمترین ابزار قدرتنمایی پرسپولیس در نیمی از بازیهای فصل بوده و معمولاً در این ورزشگاه بزرگ و خاطره انگیز، پشتوانه تماشاگر بخشی از کار را پیش میبرد و در شروع مسابقه نسبت به حریفانش برتری روانی داشت. این امتیاز برای تارتار تازهوارد میتوانست فوقالعاده ارزشمند و مهم باشد و راندمان تیم تازه شکل گرفته او را بالاببرد اما خبری از بازی در ورزشگاه آزادی نیست و پرسپولیس با تمام تغییرات نگرانکنندهاش باید در یک ورزشگاه کوچک و حضور حداقلی هواداران خود از میهمانانش پذیرایی کند و باز هم از امتیاز میزبانی سود نخواهد برد.
تغییر 40 درصدی اسکواد و احتمالاً 50 درصدی ترکیب اصلی
تغییرات در نگاه اول همیشه جذابند بخصوص اگر نامهای دهان پرکن به تیم بیایند اما در سوی مقابل از نظر فنی چالش برانگیز میشود. پیشبینی میشود با ادامه نقل و انتقالات و تکمیل لیستی که تارتار میخواهد 40 درصد اسکواد تیم نسبت به فصل گذشته تغییر کند و به تبع آن حداقل 50 درصد ترکیب اصلی نیز عوض خواهد شد. این تغییرات البته با اهداف تاکتیکی و استراتژی مهدی تارتار به عنوان سرمربی جدید تطابق دارد اما معمولاً بهم ریختن استراکچر تیمهای بزرگ تبعاتی دارد که نتایج را تحت تأثیر قرار میدهد. البته تارتار در آخرین صحبتهایش تأکید کرده، اینکه برخی بازیکنان قبلی او در گلگهر دوباره شاگردش هستند به هماهنگی تیم کمک خواهد کرد اما باید دید این نفرات چگونه در ترکیب جدید و قالب تیمی پرسپولیس حل میشوند.
انتقاد هواداران از پیشفصل به شروع فصل کشیده میشود
با دومین و سومین خرید از تیم گلگهر انتقادها نسبت به نحوه فعالیت باشگاه در نقل و انتقالات و بستن تیم فصل آینده شروع شد و تارتار و منتقدان، باشگاه را متهم به ساختن تیمی معمولی کردند. این چالشی است که در سه هفته اخیر بیشتر از هر چیز تارتار را اذیت کرده و منجر به واکنش او شده است. در عین حال باشگاه تأکید دارد تمام خریدهای جدید با درخواست کتبی شخص سرمربی صورت گرفته و کاملاً خودش را کنار کشیده است تا تارتار مسئول اول کیفیت نقل و انتقالات باشد. تارتار خوب میداند با وجود توجیهاتی که مطرح کرده این انتقادها از پیش فصل به شروع فصل کشیده خواهد شد و اگر در همان مسابقه نخست نتیجه نگیرد ماجرای بستن تیمی پر از بازیکنان معمولی مثل پتک بر سرش فرود خواهد آمد و هفته به هفته کارش را دشوارتر میکند.
مخالفان مربی داخلی منتظر اولین باخت هستند
مهدی تارتار بعد از اوسمار سرمربی شده و شرایط متفاوتی نسبت به یحیی گلمحمدی و وحید هاشمیان آخرین مربیان داخلی این تیم طی سالهای اخیر دارد. تارتار در شرایطی به سرمربیگری پرسپولیس رسید که مدیران باشگاه با زمینهسازی زیرکانه و استفاده از شرایط کشور، تابوی بازگشت به مربی داخلی که در لیگ خودمان کار کرده باشد را شکستند و گزینهای نزدیک به طیف سنتی مربیان داخلی را در رأس کار قرار دادند. مهدی تارتار خوب میداند که گروهی از مخالفان انتخاب باشگاه همان عدهای هستند که اساساً انتخاب مربی ایرانی برای هدایت پرسپولیس را یک عقبگرد میدانند و در چنین فضایی مشخص است اگر گلمحمدی نمیتوانست موفقیتهای برانکو را تکرار کند در همان فصل اول نابودش میکردند. این گروه منتظر اولین باخت تارتار در قامت سرمربی پرسپولیس هستند تا با صدای بلند شعار قدیمی خود را تکرار کنند و فریاد بزنند مربی ایرانی به درد پرسپولیس نمیخورد.

جریانات بیرونی و کانالهای منتسب اذیت میکنند
معضلی که فضای پیرامونی شبکههای اجتماعی و کانالها و صفحات تلگرامی و اینستاگرامی ایجاد کرده لطمات بزرگی به پرسپولیس زده است. در عین حال راضی کردن این کانالها و همسو ساختن آنها با اقدامات و تصمیمات باشگاه طی سالهای اخیر هزینههای گزافی برای پرسپولیس داشت و البته شرایط همواره مطابق میل مدیران باشگاه پیش نرفت. همچنین تارتار به این نکته واقف است که برخی افراد بیرون مانده و جریانات منتسب به آنها در همین فضا ضمن محکوم کردن مدیران باشگاه دنبال زیر سؤال بردن سرمربی جدید نیز هستند. در واقع از آنجایی که مهدی تارتار انتخاب مدیرعامل و هیأت مدیره پرسپولیس بوده نتیجه نگرفتن و هر لغزش او وسیلهای است برای کوبیدن مدیران باشگاه و بعید است بیرون ماندهها از این فضا استفاده نبرند.
برنامه پنج هفته ابتدایی
انصافاً برنامه پنج هفته ابتدایی برای سرمربی تازهواردی که کلی جریان مخالف دارد و از پایگاه هواداری قابل بحثی بهره نمیبرد بسیار دشوار است. شروع فصل در خارج از خانه مقابل تیمی چغر و برخورد با تراکتور پرستاره در هفته سوم آن هم در تبریز و البته رسیدن به دربی تنها بعد از چهار مسابقه برنامه نگرانکنندهای است که میتواند کار تارتار را برای قانع کردن مخالفانش و اینکه ثابت کند مربی کوچک و بدی نیست، بسیار سخت کند. تارتار در شرایطی با این برنامه مواجه شده که هم خودش هم نیمی از بازیکنان تیم تازهواردند و تیمی شکست خورده و ناکام را تحویل گرفته که با آن همه هزینه در رتبه هفتمی فصل را به پایان رسانده و هیچ هوادار و پیشکسوتی طاقت شروع یک دوره ناکامی دیگر را ندارد.
اجرا کردن مدل دلخواه فوتبال
تارتار در شروع کارش به عنوان سرمربی پرسپولیس یک چالش بزرگ فنی دیگر هم خواهد داشت و آن اینکه مدل فوتبال دلخواهش را در این تیم پیاده کند. اینکه تارتار دنبال جذب بخش عمدهای از از شاگردان خود رفته در همین راستا توجیه میشود چرا که او قصد دارد مدل بازی تیمش را بر اساس دوندگی و شرایط فیزیکی پایهریزی کرده و شرایط پرسپولیس را از این منظر ارتقا دهد. این در حالی است که پرسپولیس در سالهای اخیر بیشتر روی فوتبال مالکانه و کارهای ترکیبی و تحمیل فوتبال خودش به حریفان نتیجه گرفته و حالا سوئیچ کردن از این مدل به فوتبالی که با دوندگی و کار فیزیکی نتیجه میگیرد چالش بزرگی است که میتواند مخالفان زیادی هم داشته باشد و چنانچه نتایج مطلوب نباشد شاخص مهمی برای انتقاد از شخص سرمربی خواهد بود.
انتهای پیام/