string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمدرضا رحیم‌پور

محمدرضا رحیم‌پور

گزارش

30919
نمایش کاسه‌گردانی لیگ برتر!

باشگاه‌های ایرانی همچنان در پیچ تولید درآمد در صنعت ۵۰۷ میلیارد دلاری جهانی

نمایش کاسه‌گردانی لیگ برتر!


 فوتبال مدرن در قرن بیست‌ویکم دیگر صرفاً یک مسابقه ۹۰ دقیقه‌ای میان ۲۲ بازیکن در مستطیل سبز نیست؛ بلکه به یکی از بزرگ‌ترین، سودآورترین و پیچیده‌ترین صنایع اقتصادی جهان تبدیل شده است؛ صنعتی که امروز باشگاه‌ها را از قالب یک مجموعه ورزشی خارج کرده و به بنگاه‌های اقتصادی چندوجهی بدل ساخته است؛ شرکت‌هایی که با مدیریت حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری، بازاریابی، توسعه برند، فروش محصولات، تربیت استعداد و بهره‌برداری از ظرفیت رسانه‌ها، گردش مالی میلیارد دلاری ایجاد می‌کنند.

برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهد ارزش بازار صنعت فوتبال جهان در سال ۲۰۲۵ از مرز ۵۰۷ میلیارد دلار عبور کرده است؛ عددی که به‌خوبی جایگاه فوتبال را در اقتصاد جهانی نشان می‌دهد. باشگاه‌های بزرگ دنیا دیگر تنها با فروش بلیت یا قرارداد بازیکنان اداره نمی‌شوند، بلکه با ده‌ها مسیر درآمدزایی، سودآوری مستمر دارند. در چنین شرایطی، فوتبال ایران تصویری کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد. ورزشی که نه‌تنها به یک صنعت تبدیل نشده، بلکه برای ادامه حیات نیز به بودجه‌های دولتی، منابع عمومی و حمایت شرکت‌های صنعتی وابسته است.
تفاوت میان فوتبال ایران و فوتبال حرفه‌ای جهان تنها در کیفیت فنی یا امکانات نیست بلکه شکاف اصلی در مدل اقتصادی اداره باشگاه‌هاست. در حالی که باشگاه‌های بزرگ اروپا بر پایه درآمدهای پایدار اداره می‌شوند، اکثر باشگاه‌های ایرانی بدون کمک دولت یا صنایع وابسته، حتی توان پرداخت هزینه‌های جاری خود را نیز ندارند.
اقتصاد فوتبال حرفه‌ای بر سه ستون اصلی استوار است؛ حق پخش رسانه‌ای، درآمدهای تجاری و اسپانسرینگ و درآمدهای روز مسابقه. این سه بخش، بخش عمده درآمد باشگاه‌های مطرح جهان را تشکیل می‌دهند و در کنار نقل‌وانتقالات، فروش محصولات هواداری، آکادمی‌ها، سرمایه‌گذاری، پلتفرم‌های دیجیتال، تورهای بین‌المللی و ده‌ها مسیر دیگر، ساختار مالی فوتبال مدرن را شکل داده‌اند.

حق پخش؛ موتور محرک اقتصاد فوتبال
حق پخش تلویزیونی همچنان مهم‌ترین منبع درآمد فوتبال حرفه‌ای محسوب می‌شود. این بخش حدود ۳۸ درصد درآمد باشگاه‌های بزرگ را تشکیل می‌دهد و تنها در فصل ۲۵-۲۰۲۴ میلیاردها یورو نصیب باشگاه‌های اروپایی کرده است. ارزش قرارداد جدید حق پخش لیگ برتر انگلیس نیز به رقم خیره‌کننده ۱۶.۴۸ میلیارد دلار رسیده؛ قراردادی که نشان می‌دهد فوتبال چگونه به یک کالای رسانه‌ای ارزشمند تبدیل شده است.
در لیگ‌های معتبر اروپا، درآمد حاصل از حق پخش بر اساس فرمولی مشخص میان باشگاه‌ها توزیع می‌شود. معمولاً ۵۰ درصد این درآمد به‌صورت مساوی میان همه تیم‌ها تقسیم می‌شود و ۵۰ درصد دیگر بر اساس جایگاه تیم در جدول، تعداد بردها، میزان بیننده، جذابیت مسابقات و سهم هر باشگاه در جذب مخاطب توزیع می‌شود.
همین سازوکار باعث شده باشگاه‌ها بدون اتکا به منابع دولتی، بخش قابل توجهی از هزینه‌های خود را تأمین کنند. درآمد حاصل از حق پخش نه‌تنها هزینه‌های جاری باشگاه‌ها را پوشش می‌دهد، بلکه زمینه سرمایه‌گذاری در آکادمی‌ها، توسعه ورزشگاه‌ها، جذب بازیکنان و افزایش کیفیت لیگ را نیز فراهم می‌کند.
اما در ایران، این مهم‌ترین شریان اقتصادی فوتبال عملاً به دلیل انحصار رسانه ملی مسدود است و باشگاه‌های لیگ برتری هیچ سهم واقعی از حق پخش مسابقات دریافت نمی‌کنند. این در حالی است که مسابقات فوتبال یکی از مهم‌ترین عوامل جذب مخاطب و درآمد تبلیغاتی صداوسیما به شمار می‌رود.
تناقض بزرگ آنجاست که رسانه ملی برای خرید حق پخش مسابقات خارجی هزینه می‌کند تا مخاطبان خود را حفظ کند، اما در قبال مسابقات داخلی نه‌تنها حق پخشی به باشگاه‌ها پرداخت نمی‌شود، بلکه در مواردی باشگاه‌ها برای پخش مسابقات خود نیز با محدودیت‌ها و درخواست‌های مالی روبه‌رو هستند.
بر اساس اعلام‌های غیررسمی، تعرفه تبلیغات تلویزیونی در صداوسیما برای هر ثانیه از حدود یک میلیون تا بیش از ۳۴۰ میلیون تومان متغیر است و مسابقات لیگ برتر در زمره گران‌ترین برنامه‌های تبلیغاتی قرار دارند. با این حال، سهم باشگاه‌هایی که تولیدکننده این محتوا هستند، عملاً صفر است. نتیجه چنین ساختاری کاملاً روشن است؛ باشگاه‌ها هزینه می‌کنند، اما دیگران از محصول آنها درآمد کسب می‌کنند.

اسپانسرینگ؛ تبلیغ مالک به جای درآمدزایی
در فوتبال حرفه‌ای دنیا، درآمدهای تجاری و اسپانسرینگ به سرعت در حال افزایش است؛ به‌گونه‌ای که برای نخستین‌بار از درآمدهای حق پخش نیز پیشی گرفته است. قراردادهای تبلیغاتی باشگاه‌هایی مانند رئال مادرید، منچسترسیتی، بایرن مونیخ و بارسلونا سالانه صدها میلیون یورو ارزش دارند و برند باشگاه به مهم‌ترین دارایی اقتصادی آنها تبدیل شده است.
اما در فوتبال ایران، مفهوم اسپانسرینگ تفاوتی اساسی با استانداردهای جهانی دارد. بسیاری از باشگاه‌ها اساساً اسپانسر واقعی ندارند، بلکه تنها نام مالک یا شرکت تأمین‌کننده بودجه را روی پیراهن خود درج می‌کنند.
باشگاه‌هایی مانند فولاد، ذوب‌آهن، گل‌گهر، مس رفسنجان، آلومینیوم اراک و بسیاری دیگر به شرکت‌های صنعتی وابسته هستند و طبیعتاً همان مجموعه صنعتی روی پیراهن تیم تبلیغ می‌شود. در بخش خصوصی نیز شرایط تفاوت چندانی ندارد؛ تراکتور، شرکت‌های وابسته به مالک خود را تبلیغ می‌کند و نساجی نیز از ظرفیت مجموعه اقتصادی مالک باشگاه بهره می‌برد.
در نتیجه، باشگاه‌ها از محل فروش فضای تبلیغاتی پیراهن درآمد قابل توجهی کسب نمی‌کنند. بسیاری از تیم‌های لیگ برتری از محل اسپانسر پیراهن به طور میانگین رقمی کمتر از ۴۰ میلیارد تومان دریافت می‌کنند؛ عددی که حتی پاسخگوی بخش کوچکی از هزینه‌های یک فصل نیست.

درآمد روز مسابقه؛ حلقه گمشده فوتبال ایران
درآمدهای روز مسابقه سومین رکن اقتصاد فوتبال است؛ درآمدی که شامل فروش بلیت، خدمات VIP، فروش مواد غذایی، پارکینگ، فروشگاه‌های هواداری و سایر خدمات ورزشگاهی می‌شود.
باشگاه‌های بزرگ اروپایی سالانه صدها میلیون یورو تنها از حضور تماشاگران در ورزشگاه درآمد کسب می‌کنند. ورزشگاه‌های مدرن امروز تنها محل برگزاری مسابقه نیستند بلکه مراکز تجاری و تفریحی هستند که در تمام روزهای سال درآمدزایی دارند.
اما در فوتبال ایران، عملاً باشگاه‌ها ورزشگاه اختصاصی ندارند و مجبور به اجاره ورزشگاه خود هستند. از طرفی فرسودگی ورزشگاه‌ها، ضعف خدمات، مشکلات بلیت‌فروشی، محدودیت‌های حضور تماشاگران و کاهش کیفیت تجربه هواداری باعث شده این منبع درآمد تقریباً از بین برود. بسیاری از مسابقات لیگ برتر با سکوهای نیمه‌خالی برگزار می‌شود و درآمد حاصل از فروش بلیت، سهم بسیار ناچیزی در بودجه باشگاه‌ها دارد.

نقل‌وانتقالات؛ فرصت از دست رفته
یکی دیگر از منابع مهم درآمد در فوتبال جهان، فروش بازیکن است. باشگاه‌های حرفه‌ای سال‌ها روی آکادمی‌های خود سرمایه‌گذاری کرده و پس از پرورش استعدادها، آنها را با مبالغ هنگفت به باشگاه‌های بزرگ‌تر منتقل می‌کنند.
در ایران اما فروش بازیکن به یک مدل اقتصادی پایدار تبدیل نشده است. نبود برنامه‌ریزی بلندمدت، ضعف آکادمی‌ها، قراردادهای غیرحرفه‌ای و خروج رایگان بسیاری از استعدادها باعث شده باشگاه‌ها از این ظرفیت نیز بهره چندانی نبرند.
شاید مهم‌ترین ضعف ساختاری فوتبال ایران، بی‌توجهی به فوتبال پایه باشد. در فوتبال حرفه‌ای دنیا، آکادمی قلب باشگاه محسوب می‌شود. بسیاری از باشگاه‌های بزرگ اروپا بخش قابل توجهی از درآمد آینده خود را از دل همین آکادمی‌ها تأمین می‌کنند.
در برخی باشگاه‌های لیگ برتر انگلیس، استفاده از بازیکنان جوان حتی در قرارداد سرمربیان نیز لحاظ می‌شود. برای نمونه، مدیران اورتون در سال‌های اخیر از سرمربیان خود خواسته‌اند در طول فصل از چند بازیکن زیر ۲۱ سال آکادمی در ترکیب تیم اصلی استفاده کنند.
شاید فوتبال ایران از نظر امکانات قابل مقایسه با لیگ برتر انگلیس نباشد، اما اصل سرمایه‌گذاری روی استعدادها، یک اصل جهانی است؛ اصلی که در فوتبال ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
نمونه‌های آن نیز فراوان است. در فصل جاری، پرسپولیس با جذب محمدمهدی محبی، تعداد بازیکنانی که سابقه حضور در رده‌های پایه استقلال را داشته‌اند، افزایش داد. پیش از او نیز محمدحسین صادقی، پوریا شهرآبادی و محمدمهدی زارع که محصول آکادمی استقلال بودند، به پرسپولیس پیوسته بودند.
این اتفاق تنها یک جابه‌جایی ساده میان دو باشگاه نیست؛ بلکه نشانه‌ای از ضعف سیستم استعدادیابی و نگهداری سرمایه انسانی در فوتبال ایران است. باشگاه‌ها سال‌ها برای پرورش یک بازیکن هزینه می‌کنند، اما در زمان بهره‌برداری، او را از دست می‌دهند و چند سال بعد ناچار می‌شوند همان بازیکن را با هزینه‌ای چند برابر دوباره جذب کنند یا حتی شاهد درخشش او در تیم رقیب باشند.
در فوتبال دنیا به طور مثال باشگاه بزرگی مثل آژاکس یک نمونه موفق از این مدل درآمدزایی است. باشگاه آژاکس آمستردام همواره به بازیکن‌سازی در دنیای فوتبال معروف است.
اگر بخواهیم نگاهی کوتاه به درآمدزایی سه الی چهار فصل اخیر باشگاه آژاکس بیندازیم، این کارخانه بازیکن‌سازی هلندی با هزینه کردن فقط 40 میلیون یورو 7 بازیکن را جذب کرده و سپس آنها را با مبالغ نجومی به باشگاه‌های بزرگ اروپایی فروخته است.
آنتونی، فرانکی دی‌یونگ، ماتیاس دلیخت،‌ داوینسون سانچز، حکیم زیاش، دونی فندبیک و لیساندرو مارتینز، 7 بازیکنی هستند که روی هم رفته 40 میلیون یورو برای آژاکس آب خورده‌اند، اما این باشگاه هلندی با فروش آنها چیزی حدود 445 میلیون یورو درآمدزایی داشته است.
در عوض باشگاه‌های ایرانی به راحتی سرمایه‌های خود را از دست می‌دهند و چند سال بعد برای جذب همان بازیکنی که روزگاری در آکادمی خودشان بازی می‌کرده، میلیاردها هزینه خواهند کرد.
این چرخه معیوب، علاوه بر افزایش هزینه‌ها، عملاً ارزش اقتصادی آکادمی‌ها را نیز از بین می‌برد.
در حالی که فوتبال جهان با ده‌ها مسیر درآمدزایی اداره می‌شود، باشگاه‌های ایرانی تقریباً هیچ‌یک از منابع اصلی درآمد را در اختیار ندارند. حق پخش وجود ندارد، درآمد روز مسابقه ناچیز است، اسپانسرینگ واقعی شکل نگرفته، فروش بازیکن محدود است، آکادمی‌ها بازده اقتصادی ندارند و زیرساخت‌های تجاری نیز توسعه نیافته‌اند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که مدیران باشگاه‌ها هر سال برای تأمین بودجه دست نیاز به سوی دولت، شرکت‌های صنعتی، بانک‌ها و نهادهای عمومی دراز کنند. نتیجه نیز چیزی جز افزایش بدهی، بی‌ثباتی مدیریتی، قراردادهای کوتاه‌مدت، تصمیمات مقطعی و وابستگی دائمی نیست.
واقعیت این است که فوتبال ایران تا زمانی که از یک فعالیت هزینه‌بر به یک صنعت درآمدزا تبدیل نشود، همچنان با بحران مالی دست‌وپنجه نرم خواهد کرد. اصلاح ساختار حق پخش، توسعه اقتصاد ورزشگاه‌ها، تقویت آکادمی‌ها، اصلاح قوانین مالکیت باشگاه‌ها، جذب سرمایه‌گذاران واقعی و ایجاد نظام حرفه‌ای بازاریابی، پیش‌شرط‌های نجات اقتصاد فوتبال ایران هستند.
فوتبال جهان سال‌هاست وارد عصر اقتصاد شده اما فوتبال ایران هنوز درگیر تأمین هزینه‌های اولیه خود است. تا زمانی که نگاه مدیران و سیاستگذاران از «هزینه» به «سرمایه‌گذاری» تغییر نکند، فاصله فوتبال ایران با استانداردهای جهانی نه‌تنها کمتر نمی‌شود، بلکه هر سال عمیق‌تر نیز خواهد شد؛ فاصله‌ای که امروز بیش از هر زمان دیگری در صورت‌های مالی باشگاه‌ها، کیفیت زیرساخت‌ها و وابستگی دائمی آنها به منابع دولتی دیده می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها