اخبار
30984
چرا اجرای فیرپلی مالی یوفا در ایران رؤیاپردازانه است؟
مأموریت غیرممکن فدراسیون
در هفته گذشته به این موضوع پرداختیم که پس از جلسه مسئولان کمیته صدور مجوز حرفهای فدراسیون فوتبال با مسئولان مالی باشگاهها در سازمان لیگ، قانون ناموفق و پرحاشیه سقف بودجه به تاریخ پیوست و از حالا، شکل تازه بررسی شرایط مالی باشگاههای لیگ برتر جای این قانون را میگیرد. مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال ایران نیز در مراسم قرعهکشی لیگ یک تأکید کرد که قانون سقف بودجه که سه سال در فدراسیون روی اجرای آن تأکید داشتند، قانون موفقی نبوده و از این به بعد، قانون فیرپلی مالی به باشگاههای حاضر در لیگ برتر و لیگ یک ابلاغ خواهد شد؛ قانونی مشابه با آنچه در فوتبال اروپا اجرا میشود و یوفا بر این اساس باشگاههای فوتبال اروپا را داوری میکند. در اینکه چطور مهدی تاج پس از سه فصل به این نتیجه رسیده که قانون سقف بودجه موفق نیست جای بحث است اما با شناخت بیشتر نحوه اجرای قانون فیرپلی مالی در فوتبال اروپا، میتوان به این نتیجه رسید که در ساختار زیانده فوتبال ایران که اکثریت باشگاهها کسب درآمد نمیکنند، اجرای این قانون بسیار دشوار و پیچیده خواهد بود.
فیرپلی مالی یوفا چگونه کار میکند؟
قانونی که جیب باشگاهها را کنترل میکند
وقتی صحبت از خریدهای نجومی و قراردادهای چندصد میلیون یورویی میشود، نام قانون «بازی فیرپلی مالی» یا همان FFP هم به میان میآید؛ قانونی که حالا با عنوان «مقررات پایداری مالی» (Financial Sustainability Regulations) شناخته میشود و یوفا آن را برای جلوگیری از هزینهکرد بیرویه باشگاهها و حفظ رقابت عادلانه در فوتبال اروپا اجرا میکند. هدف اصلی این مقررات آن است که باشگاهها بیشتر بر درآمدهای واقعی خود تکیه کنند و نه سرمایهگذاری نامحدود مالکان.
این مقررات بر سه اصل استوار است. نخست، «توان پرداخت»؛ یعنی باشگاه نباید بدهی معوق به سایر باشگاهها بابت انتقال بازیکن، بازیکنان و مربیان بابت دستمزد، سازمانهای مالیاتی یا خود یوفا داشته باشد. دوم، «پایداری درآمد و هزینه» که نسخه جدید قانون مشهور سربهسر شدن است. بر اساس این اصل، در یک دوره سهساله، هزینههای مرتبط با فوتبال باید با درآمدهای باشگاه همخوانی داشته باشد و زیانهای بیش از حد تنها در شرایط مشخص و با تأمین سرمایه واقعی مالکان قابل قبول خواهد بود. سومین اصل، «کنترل هزینههای تیم» است؛ قانونی که از فصل ۲۶-۲۰۲۵ به بعد اجازه نمیدهد مجموع دستمزد بازیکنان و مربیان، هزینه انتقال بازیکنان و کمیسیون مدیر برنامهها از ۷۰درصد درآمد باشگاه فراتر برود.
درآمدهایی که در ایران وجود ندارند
درآمد باشگاهها نیز از منابع مشخصی تأمین میشود؛ حق پخش تلویزیونی، درآمد روز مسابقه و فروش بلیت، قراردادهای تجاری و اسپانسری، فروش محصولات باشگاه، جوایز مسابقات و سود حاصل از نقلوانتقال بازیکنان، مهمترین منابع درآمدی هستند. در مقابل، هزینههای مربوط به توسعه آکادمی، فوتبال زنان، زیرساختها و پروژههای عمرانی نگاه منعطفتری در قوانین یوفا دارند. طبق گزارش «دیلویت مانیلیگ ۲۰۲۶»، رئال مادرید با بیش از ۱.۱میلیارد یورو درآمد، پردرآمدترین باشگاه جهان است و پس از آن بارسلونا، بایرن مونیخ، پاریسنژرمن، لیورپول، منچسترسیتی، آرسنال و منچستریونایتد قرار دارند. امروز مهمترین موتور درآمدزایی باشگاههای بزرگ اروپا، قراردادهای تجاری و اسپانسری است و پس از آن حق پخش و درآمد ورزشگاهها بیشترین سهم را در تراز مالی آنها دارند.
باشگاههای ایرانی، غریبه با درآمدزایی اروپایی
حالا که قانون فیرپلی مالی در یوفا را بهطور کامل متوجه شدیم، میتوانیم با اطمینان بگوییم که باشگاههای ایرانی و بویژه تیمهای حاضر در لیگ برتر، تا چه اندازه از سبک درآمدزایی باشگاههای معتبر دنیا و اروپا دور هستند. اکثریت باشگاههای ایرانی، بدهیهای معوق نسبت به بازیکنان، دیگر تیمها، فدراسیون یا حتی خود فیفا دارند. در بخش پایداری درآمد و هزینه، بسیاری از تیمها بویژه تیمهای خصوصی و صنعتی، هزینههای بیشتری نسبت به درآمد کسب میکنند و حتی اسپانسر اصلی تیمها نیز خود همان شرکت یا هلدینگ صنعتیای است که مالکیت تیم را برعهده دارد؛ درست برخلاف قوانینی که یوفا در نظر گرفته است. همچنین در بخش کنترل هزینههای تیم، اکثر هزینه باشگاههای ایرانی را همان تیم اصلی مردان باشگاهها تشکیل میدهند. با این حال مشکل اصلی در این زمینه این است که باشگاههای ایرانی هیچکدام از درآمدهای معمول تیمهای فوتبال اروپا از جمله قراردادهای حق پخش، حقوق تجاری، ورزشگاهها و اسپانسرینگ را ندارند و حتی اگر این درآمدها وجود داشته باشد در مقیاس هزینه باشگاهها نیست.
جبران مشکل ساختاری با شفافیت؟
مهدی تاج در صحبتهای خود تأکید کرد که باشگاهها باید بهطور علنی صورتهای مالی خود را منتشر کنند و در این زمینه برای باشگاههای خاطی، جریمههایی در نظر گرفته شده است. باید دید که قانون فیرپلی مالی در فوتبال ایران تا چه اندازه به نسخه اروپایی آن نزدیک خواهد بود و فدراسیون فوتبال به نسبت تفاوتهای سبک باشگاهداری در فوتبال ایران و جهان، چه تبصرههایی را برای این قانون در نظر گرفته اما بدون تردید، فوتبال ایران فاصله زیادی تا رسیدن به اجرای اصلی فیرپلی مالی دارد و حتی شفافیت مالی باشگاهها نیز نمیتواند این موضوع را جبران کند.
انتهای پیام/
فیرپلی مالی یوفا چگونه کار میکند؟
قانونی که جیب باشگاهها را کنترل میکند
وقتی صحبت از خریدهای نجومی و قراردادهای چندصد میلیون یورویی میشود، نام قانون «بازی فیرپلی مالی» یا همان FFP هم به میان میآید؛ قانونی که حالا با عنوان «مقررات پایداری مالی» (Financial Sustainability Regulations) شناخته میشود و یوفا آن را برای جلوگیری از هزینهکرد بیرویه باشگاهها و حفظ رقابت عادلانه در فوتبال اروپا اجرا میکند. هدف اصلی این مقررات آن است که باشگاهها بیشتر بر درآمدهای واقعی خود تکیه کنند و نه سرمایهگذاری نامحدود مالکان.
این مقررات بر سه اصل استوار است. نخست، «توان پرداخت»؛ یعنی باشگاه نباید بدهی معوق به سایر باشگاهها بابت انتقال بازیکن، بازیکنان و مربیان بابت دستمزد، سازمانهای مالیاتی یا خود یوفا داشته باشد. دوم، «پایداری درآمد و هزینه» که نسخه جدید قانون مشهور سربهسر شدن است. بر اساس این اصل، در یک دوره سهساله، هزینههای مرتبط با فوتبال باید با درآمدهای باشگاه همخوانی داشته باشد و زیانهای بیش از حد تنها در شرایط مشخص و با تأمین سرمایه واقعی مالکان قابل قبول خواهد بود. سومین اصل، «کنترل هزینههای تیم» است؛ قانونی که از فصل ۲۶-۲۰۲۵ به بعد اجازه نمیدهد مجموع دستمزد بازیکنان و مربیان، هزینه انتقال بازیکنان و کمیسیون مدیر برنامهها از ۷۰درصد درآمد باشگاه فراتر برود.
درآمدهایی که در ایران وجود ندارند
درآمد باشگاهها نیز از منابع مشخصی تأمین میشود؛ حق پخش تلویزیونی، درآمد روز مسابقه و فروش بلیت، قراردادهای تجاری و اسپانسری، فروش محصولات باشگاه، جوایز مسابقات و سود حاصل از نقلوانتقال بازیکنان، مهمترین منابع درآمدی هستند. در مقابل، هزینههای مربوط به توسعه آکادمی، فوتبال زنان، زیرساختها و پروژههای عمرانی نگاه منعطفتری در قوانین یوفا دارند. طبق گزارش «دیلویت مانیلیگ ۲۰۲۶»، رئال مادرید با بیش از ۱.۱میلیارد یورو درآمد، پردرآمدترین باشگاه جهان است و پس از آن بارسلونا، بایرن مونیخ، پاریسنژرمن، لیورپول، منچسترسیتی، آرسنال و منچستریونایتد قرار دارند. امروز مهمترین موتور درآمدزایی باشگاههای بزرگ اروپا، قراردادهای تجاری و اسپانسری است و پس از آن حق پخش و درآمد ورزشگاهها بیشترین سهم را در تراز مالی آنها دارند.
باشگاههای ایرانی، غریبه با درآمدزایی اروپایی
حالا که قانون فیرپلی مالی در یوفا را بهطور کامل متوجه شدیم، میتوانیم با اطمینان بگوییم که باشگاههای ایرانی و بویژه تیمهای حاضر در لیگ برتر، تا چه اندازه از سبک درآمدزایی باشگاههای معتبر دنیا و اروپا دور هستند. اکثریت باشگاههای ایرانی، بدهیهای معوق نسبت به بازیکنان، دیگر تیمها، فدراسیون یا حتی خود فیفا دارند. در بخش پایداری درآمد و هزینه، بسیاری از تیمها بویژه تیمهای خصوصی و صنعتی، هزینههای بیشتری نسبت به درآمد کسب میکنند و حتی اسپانسر اصلی تیمها نیز خود همان شرکت یا هلدینگ صنعتیای است که مالکیت تیم را برعهده دارد؛ درست برخلاف قوانینی که یوفا در نظر گرفته است. همچنین در بخش کنترل هزینههای تیم، اکثر هزینه باشگاههای ایرانی را همان تیم اصلی مردان باشگاهها تشکیل میدهند. با این حال مشکل اصلی در این زمینه این است که باشگاههای ایرانی هیچکدام از درآمدهای معمول تیمهای فوتبال اروپا از جمله قراردادهای حق پخش، حقوق تجاری، ورزشگاهها و اسپانسرینگ را ندارند و حتی اگر این درآمدها وجود داشته باشد در مقیاس هزینه باشگاهها نیست.
جبران مشکل ساختاری با شفافیت؟
مهدی تاج در صحبتهای خود تأکید کرد که باشگاهها باید بهطور علنی صورتهای مالی خود را منتشر کنند و در این زمینه برای باشگاههای خاطی، جریمههایی در نظر گرفته شده است. باید دید که قانون فیرپلی مالی در فوتبال ایران تا چه اندازه به نسخه اروپایی آن نزدیک خواهد بود و فدراسیون فوتبال به نسبت تفاوتهای سبک باشگاهداری در فوتبال ایران و جهان، چه تبصرههایی را برای این قانون در نظر گرفته اما بدون تردید، فوتبال ایران فاصله زیادی تا رسیدن به اجرای اصلی فیرپلی مالی دارد و حتی شفافیت مالی باشگاهها نیز نمیتواند این موضوع را جبران کند.
انتهای پیام/