string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"
محمد قراگزلو

محمد قراگزلو

فوتبال ایران

30994
تارتار تدافعی، پرسپولیس تهاجمی

تناقضی که هواداران را نگران کرده

تارتار تدافعی، پرسپولیس تهاجمی

پرسپولیس یک تیم ذاتاً تهاجمی است و شاید همین مهم‌ترین خصوصیتش در تمام این سال‌ها بوده. البته این ویژگی در زمان‌هایی مثل آن دوران طلایی دهه 60 پررنگ‌تر بوده و اتفاقاً همان زمان بود که صفت «زلزله» به شعارهای هواداران و تماشاگران روی سکوها اضافه شد. ناصر محمدخانی می‌گفت کاری که ما می‌کردیم این بود که نمی‌گذاشتیم هوادار روی صندلی بنشیند و آنقدر موقعیت ایجاد می‌کردیم که تماشاگر مدام در حال برخاستن از صندلی خود بود. پرسپولیس در آن دوران طلایی معمولاً حریفانش را در همان 20 دقیقه نخست در زمین خودش محبوس می‌کرد و آنقدر حمله می‌کرد که حریف را تسلیم کند اما خب طبیعی است که نه پرسپولیس مثل فوتبال دوقطبی آن روزها قدرتمند است نه حریفانش دست و پا بسته‌اند.
با این وجود هوادار پرسپولیس به شکل تاریخی تیم محبوبش را با فلسفه تهاجمی می‌شناسد و به این خصیصه می‌نازد و از هر مربی با هر ابزاری توقع دارد که فوتبالی تهاجمی ارائه دهد که بعضاً از دایره منطق نیز خارج می‌شود.
حالا این اتفاق را بگذارید کنار ذهنیت شکل گرفته در فوتبال ایران بین عموم هواداران که مهدی تارتار را یک مربی تدافعی با اهمیت و تقدم امور دفاعی می‌شناسند. این می‌تواند یک پارادوکس در ذهن هواداران پرسپولیس ایجاد کند که آیا قرار است تیم تارتار تیمی تدافعی باشد که قشنگ فوتبال بازی نمی‌کند؟ آیا سرمربی جدید تیم تنها روی اصلاح و تقویت ساختار تدافعی پرسپولیس تمرکز می‌کند و قرار است تیم فصل آینده تیمی نتیجه‌گرا باشد که بیشتر روی گل نخوردن تمرکز می‌کند و قرار است با بردهای اقتصادی به اهدافش دست یابد؟

فلسفه بازی بر اساس داشته‌ها تعریف می‌شود
منوچهر عبدالله‌نژاد(بازیکن سابق پرسپولیس)

اینکه فوتبال تهاجمی یا تدافعی را بخواهیم از هم جدا کنیم کلاً اشتباه است. شما بر اساس فلسفه‌ات و با توجه به موجودی‌ات می‌توانی فلسفه را تعریف کنی. آن زمان است که با توجه به موجودی بازیکنانت مثلاً برای بقا تلاش می‌کنی و جایگاه و هدفگذاری‌ات، استراتژی‌ات را تعریف کرده است. در همه تیم‌ها همین است. نمی‌توانیم بگوییم یک تیم ضعیف اما هجومی بلکه مربی نگاه به ظرفیت، توانمندی و اهداف باشگاه می‌کند. الان هم مهدی تارتار با توجه به یارگیری‌اش و اینکه می‌داند کجا مربیگری می‌کند باید فلسفه تیمش را با بازیکنانش به اشتراک بگذارد. وقتی به این تفاهم برسند هدفمند یارگیری می‌کنند اما اینطور نیست که حتماً در قالب تهاجمی و تدافعی رفته باشد.
نمونه‌اش تیم ملی اسپانیا که قهرمان جهان شد؛ این تیم را همان قدر که در فاز تهاجمی قدرتمند می‌بینیم در دفاع هم همین طور است. در واقع این تیم همان قدر که در فاز تهاجمی و در آیتم‌هایی مثل حفظ توپ، سرعت در حمله، پاس تکضرب قوی عمل می‌کند می‌بینید که چطور کار تدافعی انجام می‌دهد. همه فوتبال اسپانیا را مبنی بر حفظ و مالکیت توپ می‌شناسند اما آیا وقتی بازیکنان این تیم توپ را از دست می‌دهند راه می‌روند؟ در این موقعیت بلافاصله از مهاجم هدف تیم تا گلر نقش‌شان تغییر می‌کند و همه نقش‌های تدافعی می‌گیرند. بر این اساس شما نمی‌توانید صرفاً یک تیم تهاجمی یا تدافعی داشته باشید و فلسفه است که مشخص می‌کند چه زمانی باید کار دفاعی انجام دهید و چه زمان حمله کنید.
الان دیگر مهم نیست روی نیمکت چه کسی نشسته باشد و برای یک بازیکن چند میلیون دلار هزینه کرده باشید بلکه رفتار تیم در حمله و دفاع اهمیت دارد. برخی مربیان می‌خواهند 5 بازیکن پشت توپ و 5 بازیکن جلوی توپ داشته باشند. برخی مربیان هم می‌خواهند بخشی از زمین را به حریف بدهند و این فلسفه بازی است که منجر به طراحی تاکتیکی در دفاع و حمله می‌شود.
شما دیدید قبل از جام جهانی 1998 تمام دنیا درباره قابلیت‌های تهاجمی تیم ملی ایران حرف می‌زدند و می‌گفتند ایران خط حمله قدرتمندی دارد اما در آن بازی‌ها خط حمله تیم ما ضعیف‌ترین خط تیم بود و ایران به عنوان یک تیم دفاعی خوب شناخته شد که این باعث تعجب همه مربیان و کارشناسان شد. به همین خاطر می‌گویم هیچ چیز از قبل طراحی شده نیست و فلسفه مربی و هدفگذاری تعیین می‌کند که چه فرمی بازی کنید.
الان در فوتبال انگلیس که همه چیز شفاف است و کاملاً مشخص است که تیم‌ها با چه هزینه‌ای وارد مسابقات می‌شوند مثلاً یک تیم وسط جدولی مثل وستهام می‌داند که با فلان میلیون پوند وارد نقل و انتقالات شده و با توجه به ارقامی که آرسنال و بقیه مدعیان هزینه می‌کنند مشخص می‌شود که در نهایت هفتم یا هشتم خواهد شد. آنجا هم مربی هم باشگاه هم تماشاگر تکلیف خودشان را می‌دانند و به همین خاطر است که حتی در هفته سی و چهارم هم سکوهای ورزشگاه‌ها پر است. قرار نبوده معجزه‌ای در کار باشد و نهایتاً حول و حوش همان نقطه‌ای که هدفگذاری کرده‌اند، قرار می‌گیرند و شاید یک پله بالا یا پایین شوند. در واقع وقتی همه چیز مشخص باشد مربی می‌داند با چه فلسفه‌ای بازی تیمش را طراحی و یارگیری کند.
اینجا البته می‌دانیم که تیمی مثل پرسپولیس DNA تهاجمی دارد و مربی باید این را در نظر داشته باشد. در این شرایط باید به خواسته تماشاگران توجه کرد و اینطوری نمی‌توانی توپ را به حریف بدهی. در واقع تماشاگر دوست دارد از لحظه‌ای که داور سوت می‌زند تیم حریف تحت فشار قرار بگیرد و در خط حمله با استفاده از بازیکنان فانتزی سکوها را به وجد بیاوری که مربی پرسپولیس حتماً باید این را رعایت کند و در فلسفه‌اش بگنجاند.
 

هوادار از پرسپولیس فوتبال معمولی نمی‌خواهد
حمید درخشان(بازیکن و مربی سابق پرسپولیس)

مربیان دو شکل متفاوت از هم دارند اما باید در نظر داشت مربی‌ای که سال‌ها در این فاز(دفاعی) کار کرده نمی‌تواند یکهو خودش را تغییر بدهد و در عرض 24 ساعت یا یک هفته تفکر تهاجمی پیدا کند. این شدنی نیست؛ یعنی مربی‌ای که سال‌ها با آن شکل و شمایل بازی کرده نمی‌تواند یک هفته‌ای افکارش را تغییر دهد.
مطلب دوم این است که پرسپولیس سال‌ها تهاجمی بازی کرده. ممکن است پرسپولیس در فصل پیش رو بخواهد طوری بازی کند که گل نخورد و به این مسأله دل ببندد که اشکالی هم ندارد اما بازی‌هایش خسته‌کننده می‌شود. هواداران پرسپولیس همواره تیم محبوب‌شان را به شکل تهاجمی می‌خواستند و دوست داشتند و اینکه شما بخواهید بازی‌ها را یک هیچ یک هیچ ببرید شاید برایشان جذاب نباشد.
شما ببینید خیلی‌ها خواستند فلسفه تیکی تاکای بارسلونا را تغییر بدهند و مثلاً رونالد کومان یا برخی مربیان دیگر قبل و بعد از او دنبال این مسأله بودند اما نتوانستند آن را تغییر بدهند چون بارسلونا سال‌ها با این فلسفه بازی کرده. پرسپولیس هم سال‌های سال تهاجمی بازی کرده و هواداران این مدل بازی را دوست داشتند. حالا اگر شما بخواهید این را تغییر بدهید شاید به مذاق‌شان خوش نیاید. اینکه شما از فوتبال زیبا دور شوید شرایط را تغییر خواهد داد. شما باید این را در نظر بگیرید که دفاع کردن راحت است اما حمله برنامه، استراتژی و تمرین خاص می‌خواهد، اجرا و ابزار و بازیکنانی که دارید مهم است، فلسفه مهم است. همه اینها در نهایت باعث خواهد شد که شما یک تیم تهاجمی داشته باشید و بر اساس فلسفه تهاجمی بازی کنید مثل منچسترسیتی که فوتبال جذابی ارائه می‌دهد.
البته من فلسفه بردهای اقتصادی و رسیدن به هدف با استفاده از این مدل بازی را رد نمی‌کنم و شاید هم با این روش موفقیت به دست بیاید اما باید در نظر داشت که همیشه دفاع کردن و بردن بازی‌ها با یک گل جواب نمی‌دهد. سال گذشته وحید هاشمیان هم تقریباً با چنین فلسفه‌ای وارد بازی‌ها شد اما تماشاگر طاقت نیاورد چون وقتی دنبال برد با حداقل گل هستید همیشه ممکن نیست به خواسته‌ات برسی و با دو سه تساوی زیر انتقادات شدیدی قرار می‌گیری و باید جوابگو باشی. به نظر من باید به این نکته اهمیت داد که پرسپولیس سال‌ها با این روش بازی کرده؛ این تیم از دهه 50 و 60 و 70 همواره فوتبال تهاجمی ارائه داده و اینطور نبوده که ابتدا دنبال گل نخوردن باشد.
باز هم تأکید می‌کنم بردن با رعایت اصول تدافعی و تأکید روی انجام اصول تدافعی هیچ اشکالی ندارد و شما می‌توانید با این روش قهرمان شوید و این هم یک مدل فوتبال است اما پرسپولیس با این فضا غریبه است. اخیراً داشتم بازی تیم خودمان در دهه 60 مقابل راه‌آهن را می‌دیدم که در بیست دقیقه ابتدایی سه گل جلو بودیم. این چیزی است که از پرسپولیس در ذهن هواداران و تماشاگران نقش بسته و باید حتماً به این هم توجه کنید. هیچ کدام از هواداران پرسپولیس دوست ندارند این تیم یک فوتبال معمولی بازی کند و اگر قرار نیست چیزی به این تیم اضافه کنید آن چیزی که به صورت تاریخی داشته را هم از پرسپولیس بگیرید.

 تارتار فصل قبل هم دفاعی نبود
حسین بادامکی(بازیکن سابق پرسپولیس)

به نظر من هر مربی بنا به ابزاری که در اختیار دارد مدل فوتبال تیمش را انتخاب می‌کند اما واقعیت این است که فصل گذشته در گل‌گهر آقای تارتار چندان دفاعی کار نمی‌کرد. مهدی تارتار در پرسپولیس بازی کرده و جو و فلسفه این تیم و باشگاه را می‌شناسد و قطعا با توجه به ابزاری که در اختیار دارد می‌تواند فوتبال خوب و رو به جلویی بازی کند.
طبیعی است تیمی که قهرمانی می‌خواهد اول نباید گل بخورد ضمن اینکه گل نخوردن به بازیکنان اعتماد نفس می‌دهد و با توجه به اینکه پرسپولیس مهره‌های خوبی در خط جلو دارد می‌تواند به نتایج دلخواهش برسد. یادمان هست در فصلی که آقای قطبی سرمربی پرسپولیس بود ما خیلی کم گل خوردیم و قهرمان شدیم وغالباً در لیگ فوتبال ایران تیمی قهرمان می‌شود که ساختار دفاعی خوبی دارد اما پرسپولیس در خط حمله نفرات خلاقی دارد که می‌توانند شرایط و نتایج را به نفع تیم خود تغییر دهند.
تاکید مهدی تارتار روی دوندگی قطعاً در همین راستا توجیه می‌شود.یکی از ایرادهایی که به تیم پرسپولیس در فصل گذشته وارد بود همین دوندگی پایین‌شان بخصوص در یک سوم دفاعی بود و باعث می‌شد حریفان صاحب موقعیت گل شوند. با این حساب طبیعی است که تارتار دنبال رفع این معضل باشد تا تیمش کمتر گل بخورد. البته رعایت این اصول مختص خط دفاع نیست و ساختار دفاعی تیم باید در خط میانی و خط حمله هم رعایت شود تا مدافعان قادر به پوشش فضاها باشند و تیم با حفظ دروازه‌اش با توجه به مهره‌هایی که دارد در مسابقاتش برنده از زمین بیرون بیاید.

منتظر تارتار در فرمتی متفاوت باشید
فرزاد آشوبی(بازیکن سابق پرسپولیس)

 
من فکرمی‌کنم بیشتر از هر چیزی در واقع این داشته‌های شماست که مشخص می‌کند چه ایده و روشی برای تیم‌تان مناسب‌تر است تا وارد مسابقات شوید. در تیم پرسپولیس با توجه به بازیکنانی که جذب شدند، روند آماده سازی، حمایت‌های رسانه‌ای و هواداری که وجود دارد شرایطی ایجاد می‌کند که قطعاً فرمت متفاوت‌تری از مربگیری آقای تارتار شاهد باشیم.
فکر می‌کنم نگاه مهدی تارتار تعدیل خواهد شد و اینطور نیست که بخواهد تمرکز بیشتری روی مسائل تدافعی بگذارد. البته در موفقیت تیم حتماً سازمان دفاعی یکی از اصول تعیین‌کننده است و بسیار سرنوشت‌ساز خواهد بود اما اینجا انتظارات متفاوت است و معتقدم با در نظر گرفتن و اهمیت دادن به این انتظارات میل هجومی تارتار نسبت به گذشته بیشتر می‌شود.
معتقدم اصلاً امکان ندارد که تیمی بدون ایجاد ساختار دفاعی قدرتمند به موفقیت برسد و این ابتدای مسیر است اما با توجه به اسکوادی که پرسپولیس در اختیار دارد این انتظار وجود دارد شاهد فوتبالی باشیم که هم جذاب باشد هم موقعیت‌های خیلی کمی به حریفانش بدهد. این خصیصه کار در تیم‌های بزرگ و سطح بالاست. من فکر می‌کنم تعادل مناسبی بین این دو ساختار در تیم پرسپولیس ایجاد شده ضمن اینکه به این بخش خیلی مهم که گل نخورید یا موقعیت کمی به حریف بدهید همان قدر باید پرداخت که به ساختار هجومی هم اهمیت می‌دهید و شرایط به شکلی باشد که اذهان عمومی را هم راضی کنید.
 اینکه گفته می‌شود مهدی تارتار دنبال این است تا تیمش دوندگی بیشتری نسبت به گذشته داشته باشد را هم می‌شود در راستای اهمیتش به ساختار تدافعی تیم تعریف کرد. این یک خصیصه واضح است. شما برای موفقیت در فوتبال و تمام لحظاتی که در آن درگیر هستید باید یک تیم همگن و باکیفیت جسمانی مطلوب در اختیار داشته باشید. برای انتقال مطلوب از دفاع به حمله یا بالعکس باید سطح آمادگی جسمانی تیم شما و دوندگی بازیکنان مطلوب باشد که در این صورت شانس موفقیت و عدم غافلگیری‌تان بیشتر می‌شود.


انتهای پیام/
دیدگاه ها
آخرین‌های فوتبال ایران