string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

گزارش

32058
چرا فوتبال ایران در تربیت «انسان حرفه‌ای» ناکام مانده است؟

میدانی که به آینه بحران بدل شده است

چرا فوتبال ایران در تربیت «انسان حرفه‌ای» ناکام مانده است؟

فوتبال، در تصور آرمانی‌اش، فقط یک ورزش نیست؛ مدرسه‌ای برای زندگی است. جایی که انسان‌ها یاد می‌گیرند شکست را بپذیرند، با دیگران همکاری کنند، در رقابت به رقیب احترام بگذارند و حتی در اوج فشار و هیجان، مرزهای رفتار حرفه‌ای را حفظ کنند. اما در فوتبال ایران، این تصویر آرمانی سال‌هاست جای خود را به واقعیتی تلخ داده است؛ میدانی که قرار بود صحنه رقابت باشد، بارها به عرصه توهین، پرخاشگری و بی‌اخلاقی تبدیل شده است.

اتفاقاتی که در هفته‌های اخیر رخ داده، از فایل صوتی منتشرشده از خداداد عزیزی تا دفاع کور کورانخ محمدرضا زنوزی از آنچه در راهروی ورزشگاه یادگار امام تبریز و حواشی مربوط به اظهارات خداداد عزیزی گرفته تا حرکت غیرورزشی عارف حاجی‌عیدی، هافبک جوان سپاهان، مقابل هواداران استقلال و نمونه مشابه دیگر را نمی‌توان صرفاً اتفاقاتی منفرد و مقطعی دانست. این‌ها دو نمونه از یک مسئله بزرگ‌تر هستند؛ مسئله‌ای که سال‌هاست در فوتبال ایران تکرار می‌شود، اما کمتر کسی تلاش کرده ریشه‌های آن را تا پایین‌ترین سطوح فوتبال دنبال کند.

پرسش اصلی اینجاست که چرا فوتبال ایران، با وجود برخورداری از نسل‌هایی از بازیکنان مستعد که در زمین مسابقه چیزی از رقبای خود کم ندارند، در تربیت «انسان حرفه‌ای» با بحرانی مزمن و تکرارشونده روبه‌روست؟

پاسخ را شاید نه در ورزشگاه‌های بزرگ و پرشور لیگ برتر، بلکه باید در زمین‌های تمرین و آکادمی‌های فوتبال پایه جست‌وجو کرد؛ جایی که مسیر حرفه‌ای یک بازیکن آغاز می‌شود و شخصیت ورزشی او نیز شکل می‌گیرد.

اگر تاریخ نزدیک فوتبال ایران را مرور کنیم، خداداد عزیزی و عارف حاجی‌عیدی را نمی‌توان استثناهایی جداافتاده از یک قاعده دانست. در سال‌های گذشته، نمونه‌های متعددی از درگیری‌های فیزیکی در زمین، اعتراض‌های خارج از کنترل به داوران، رفتارهای تحقیرآمیز با هواداران و حتی حملات کلامی علیه خانواده بازیکنان رقیب دیده شده است.

الگوی شکل‌گیری این حواشی نیز تقریباً همیشه مشابه است: یک رفتار پرخاشگرانه در لحظه‌ای پرتنش، انتشار تصاویر یا فایل مربوط به آن در فضای مجازی، شکل‌گیری موجی از واکنش‌های عمومی، شکایت یا بیانیه رسمی، ورود کمیته انضباطی و در نهایت صدور محرومیتی چندجلسه‌ای؛ سپس گذشت زمان و فراموشی ماجرا، تا جنجال بعدی از راه برسد.

تکرار این چرخه یک سؤال مهم‌تر ایجاد می‌کند: آیا واقعاً با مجموعه‌ای از خطاهای فردی مواجهیم یا مشکل، ریشه‌ای‌تر از این حرف‌هاست؟

اگر مسئله صرفاً به شخصیت یک بازیکن، مربی یا پیشکسوت خاص مربوط بود، منطقی بود که با تغییر نسل‌ها و ورود بازیکنان جدید، شدت این رفتارها کاهش پیدا کند. اما چنین اتفاقی نیفتاده است. نسل جدید بازیکنان نیز در مواردی همان الگوهای رفتاری نسل‌های پیشین را بازتولید می‌کند؛ حتی بازیکنانی که در آکادمی‌های مدرن‌تر و با امکانات فنی و آموزشی بهتر رشد کرده‌اند.

این تکرار بین‌نسلی، نشانه‌ای است که باید جدی گرفته شود: شاید مسئله بیش از آنکه فردی باشد، ساختاری است.

ریشه بخشی از این بحران را باید در شیوه آموزش فوتبال پایه جست‌وجو کرد.

برنامه تمرینی بسیاری از آکادمی‌های فوتبال ایران، حتی مجموعه‌های معتبر، عمدتاً بر توسعه مهارت‌های فنی، تاکتیکی و جسمانی متمرکز است؛ پاس‌کاری، کنترل توپ، شوت‌زنی، آمادگی بدنی، تاکتیک‌های دفاعی و هجومی و موارد مشابه.

همه این موارد برای ساختن یک فوتبالیست ضروری‌اند، اما آیا کافی هستند؟

بازیکنی که از نظر فنی آماده است اما نمی‌تواند خشم خود را کنترل کند، شکست را بپذیرد، به داور احترام بگذارد یا در برابر تحریک هواداران واکنش حرفه‌ای نشان دهد، در نهایت با یک نقص جدی وارد فوتبال حرفه‌ای خواهد شد؛ نقصی که شاید در رده‌های پایه چندان دیده نشود، اما در سطح بزرگسالان و در مقابل دوربین‌های تلویزیونی و میلیون‌ها مخاطب، خود را آشکار می‌کند.

در بسیاری از آکادمی‌ها، آموزش این مهارت‌ها به تذکرهای مقطعی مربیان محدود می‌شود. مربی پس از یک درگیری می‌گوید «عصبانی نشو»، پس از اعتراض به داور یادآوری می‌کند «احترام بگذار» و پس از یک رفتار نادرست، بازیکن را توبیخ می‌کند.

اما تربیت حرفه‌ای نمی‌تواند صرفاً به تذکرهای لحظه‌ای وابسته باشد.

مدیریت هیجان، تحمل شکست، احترام به رقیب، مسئولیت‌پذیری، ارتباط صحیح با رسانه، کنترل رفتار در شبکه‌های اجتماعی و حتی نحوه مواجهه با شهرت و پول، مهارت‌هایی هستند که باید مانند مهارت‌های فنی آموزش داده شوند؛ مستمر، هدفمند و قابل ارزیابی.

مسئله این نیست که مربیان ایرانی به اخلاق اهمیت نمی‌دهند. بسیاری از مربیان، پیشکسوتان و مدیران فوتبال بارها بر اهمیت اخلاق تأکید کرده‌اند. مشکل در نبود یک نظام آموزشی منسجم است؛ جایی که «اخلاق حرفه‌ای» بخشی ثابت از برنامه تربیتی بازیکن باشد، نه موضوعی که تنها پس از وقوع یک حاشیه به آن پرداخته شود.

فوتبال حرفه‌ای، فقط فوتبال نیست

باشگاه‌های بزرگ فوتبال جهان سال‌هاست به این نتیجه رسیده‌اند که پرورش بازیکن حرفه‌ای بدون توجه به شخصیت و زندگی او، پروژه‌ای ناقص است.

در بسیاری از ساختارهای پیشرفته فوتبال، بازیکن از سنین پایین تنها برای بهتر شدن در زمین فوتبال آموزش نمی‌بیند؛ بلکه برای مواجهه با فشار روانی، شکست، شهرت، رسانه، مسئولیت اجتماعی و روابط حرفه‌ای نیز آماده می‌شود.

برای نمونه، آکادمی‌های مطرح اروپایی برنامه‌های توسعه فردی و آموزشی را در کنار تمرینات فنی دنبال می‌کنند. در برخی باشگاه‌ها آیین‌نامه‌های رفتاری از رده‌های پایه تا تیم‌های جوانان تعریف شده و حتی والدین و مربیان نیز در قبال آن مسئولیت دارند. در برخی مدل‌های آموزشی نیز «شخصیت» در کنار تکنیک، هوش و توانایی‌های فیزیکی، یکی از ارکان اصلی ارزیابی بازیکن محسوب می‌شود.

این رویکرد یک پیام روشن دارد: بازیکن حرفه‌ای فقط کسی نیست که خوب فوتبال بازی می‌کند؛ بلکه کسی است که می‌تواند در شرایط دشوار نیز حرفه‌ای رفتار کند.

تفاوت دقیقاً همین‌جاست.

در فوتبال ایران، معمولاً وقتی از «استعداد» صحبت می‌کنیم، ذهن‌ها به سمت سرعت، تکنیک، قدرت بدنی، هوش بازی و توانایی تاکتیکی می‌رود. کمتر پیش می‌آید که ویژگی‌هایی مانند کنترل خشم، مسئولیت‌پذیری، احترام به رقیب، توانایی پذیرش شکست یا رفتار در شبکه‌های اجتماعی بخشی جدی از ارزیابی استعداد یک بازیکن باشد.

در حالی که فوتبال مدرن، بازیکن را نه فقط به‌عنوان یک ورزشکار، بلکه به‌عنوان یک شخصیت عمومی می‌شناسد.

محرومیت؛ پایان ماجرا یا آغاز اصلاح؟

در فوتبال ایران، برخورد انضباطی معمولاً پس از وقوع حاشیه انجام می‌شود. محرومیت، جریمه یا توبیخ می‌تواند برای حفظ نظم مسابقات ضروری باشد، اما سؤال مهم این است که آیا چنین مجازات‌هایی به‌تنهایی می‌توانند مشکل را حل کنند؟

اگر یک بازیکن پس از رفتار نامناسب چند جلسه محروم شود اما هیچ برنامه‌ای برای اصلاح رفتار، آموزش مهارت‌های ارتباطی یا مدیریت هیجان او وجود نداشته باشد، چه تضمینی وجود دارد که همان رفتار چند ماه یا چند سال بعد تکرار نشود؟

در چنین شرایطی، سیستم تنها به «تنبیه» پاسخ داده است، نه به «تربیت».

محرومیت می‌تواند یک پیامد باشد، اما نمی‌تواند جایگزین آموزش شود.

اگر قرار است چرخه تکراری «حاشیه، محرومیت، فراموشی و حاشیه بعدی» متوقف شود، فوتبال ایران باید یک مرحله عقب‌تر برود؛ به سال‌هایی که بازیکن هنوز ستاره نشده، هنوز قراردادهای بزرگ ندارد و هنوز میلیون‌ها نفر او را نمی‌شناسند.

به آکادمی.

مسئله‌ای که از زمین‌های پایه آغاز می‌شود

فوتبال ایران استعداد کم ندارد. مشکل، کمبود استعداد نیست؛ مشکل، ساختن مسیر مناسب برای تبدیل استعداد به ورزشکار حرفه‌ای است.

بازیکنی که از کودکی یاد گرفته است تنها برای پیروزی بازی کند، ممکن است در نخستین شکست جدی با بحران مواجه شود. بازیکنی که از ابتدا اعتراض به داور را بخشی طبیعی از فوتبال دیده، ممکن است در سطح حرفه‌ای نیز همان رفتار را تکرار کند. بازیکنی که از کودکی تشویق شده برای رسیدن به هدف «هر کاری» انجام دهد، ممکن است بعدها مرزهای اخلاقی رقابت را نیز به‌درستی تشخیص ندهد.

به همین دلیل، اصلاح فوتبال پایه تنها به ساخت زمین بهتر، خرید تجهیزات جدید یا استخدام مربی فنی‌تر محدود نمی‌شود.

فوتبال پایه باید محل ساختن شخصیت نیز باشد.

این به معنای تبدیل آکادمی فوتبال به مدرسه‌ای نظری و دور شدن از ماهیت رقابتی ورزش نیست. برعکس؛ هدف این است که بازیکن یاد بگیرد چگونه رقابت کند، چگونه ببازد، چگونه برنده شود و چگونه در هر دو وضعیت، احترام خود و رقیب را حفظ کند.

فوتبال ایران سال‌هاست درباره «بازیکن‌سازی» صحبت می‌کند؛ شاید زمان آن رسیده باشد که مفهوم «انسان‌سازی» نیز به همان اندازه جدی گرفته شود.

تا زمانی که آکادمی‌های فوتبال ایران، در کنار آموزش تکنیک و تاکتیک، برای تربیت شخصیت، مدیریت هیجان و اخلاق حرفه‌ای برنامه‌ای مشخص، مستمر و قابل ارزیابی نداشته باشند، چرخه موجود ادامه خواهد داشت: یک جنجال، یک شکایت، یک محرومیت چندجلسه‌ای و سپس فراموشی؛ تا حاشیه بعدی.

آنچه در ادامه می‌خوانید، تلاشی است برای ترسیم همین خط ممتد؛ خطی که از راهروی یک ورزشگاه آغاز می‌شود، به زمین‌های تمرین آکادمی‌های پایه می‌رسد و در نهایت ما را با یک سؤال اساسی روبه‌رو می‌کند:

آیا فوتبال ایران فقط می‌خواهد بازیکن حرفه‌ای بسازد، یا آماده است انسان حرفه‌ای هم تربیت کند؟
انتهای پیام/
دیدگاه ها