اخبار
31240
وقتی هزینه قهرمانی از توان باشگاه عبور میکند
کالبدشکافی زیان ۳۰۵ میلیارد تومانی سپاهان
زیان انباشته در فوتبال ایران دیگر صرفاً یک اصطلاح حسابداری و عددی در گوشه صورتهای مالی باشگاهها نیست؛ بلکه به نشانهای از یک بحران ساختاری تبدیل شده است. باشگاههایی که برای بقا در رقابت، جذب ستاره و کسب جام، هزینههایی فراتر از ظرفیت واقعی درآمدی خود متحمل میشوند، در نهایت با کوهی از بدهی و زیان مواجه خواهند شد؛ زیانی که ممکن است مدتی پشت هیجان سکوها و نتایج ورزشی پنهان بماند، اما دیر یا زود خود را در ترازنامه باشگاه نشان میدهد.
در فوتبال حرفهای، موفقیت ورزشی بدون انضباط اقتصادی نمیتواند پایدار باشد. قراردادهای سنگین بازیکنان و مربیان، هزینههای نقلوانتقال، پاداشها، تعهدات مالیاتی، پروندههای حقوقی و پرداختهای ارزی، زمانی خطرناک میشوند که با درآمدهای پایدار باشگاه تناسب نداشته باشند. در بسیاری از باشگاههای ایران، درآمدهای تجاری، بلیتفروشی، حق پخش و پرورش و فروش بازیکن هنوز آنقدر نیست که بتواند هزینههای فزاینده فوتبال را پوشش دهد. نتیجه این معادله، انتقال هزینههای امروز به ترازنامه فرداست.
صورتهای مالی باشگاه سپاهان برای سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۴، نمونه قابل تأملی از همین وضعیت است. طلاییپوشان در این سال بیش از ۳۰۵ میلیارد تومان زیان خالص ثبت کردهاند؛ در حالی که باشگاه در سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۴ میلیارد تومان سود داشت. مهمتر از آن، زیان انباشته سپاهان در پایان خرداد ۱۴۰۴ به بیش از ۲۳۶ میلیارد تومان رسیده؛ در حالی که این باشگاه یک سال قبل ۷۱ میلیارد تومان سود انباشته داشت. یعنی باشگاه در فاصله یک سال، از موقعیتی سودده به مجموعهای با زیان انباشته سنگین رسیده است.
این ارقام زمانی نگرانکنندهتر میشوند که جزئیات گزارش حسابرس نیز بررسی شود. در یکی از موارد، سپاهان بار دیگر ۷۵ هزار یورو، معادل حدود ۷ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان، بابت رضایتنامه یک بازیکن خارجی پرداخت کرده است؛ مبلغی که بنا بر گزارش، هنگام خرید بازیکن تسویه شده بود اما پس از شکایت باشگاه چاوز پرتغال و ادعای دریافت نکردن وجه، دوباره پرداخت شد. نکته مهم اینجاست که مستندات و مدارک کافی درباره این پرداخت در اختیار حسابرس قرار نگرفته است.
در فوتبال حرفهای، چنین اتفاقاتی فقط یک اشتباه اداری نیست. ضعف در کنترل قراردادها و مستندسازی میتواند مستقیماً منابع باشگاه را هدر دهد و هزینههایی را به مجموعه تحمیل کند که در نهایت هیچ بازده ورزشی یا اقتصادی برای آن ندارد. تکرار این موارد همچنین میتواند اعتبار مدیریتی باشگاه را تحت تأثیر قرار دهد.
سپاهان از سوی دیگر تا پایان خرداد ۱۴۰۴ حدود ۲۵.۲ میلیارد تومان از AFC و FIFA بابت جوایز و پاداشهای سالهای گذشته طلبکار بوده، اما مبالغ ارزی مربوط به این مطالبات هنوز به حساب باشگاه واریز نشده است. در شرایطی که باشگاه با زیان سنگین روبهرو است، عدم وصول درآمدهای ارزی فشار نقدینگی را افزایش میدهد و وابستگی به منابع جدید را بیشتر میکند.
گزارش حسابرس همچنین از رعایت نشدن برخی مقررات قراردادها و سقف بودجه خبر میدهد؛ از جمله پرداخت حق کارگزاری توسط بازیکنان، پرداخت پاداشها و مبالغ تشویقی خارج از قرارداد، پرداخت نشدن سه درصد حق عضویت به فدراسیون فوتبال، افزایش بیش از ۳۰ درصدی قرارداد برخی بازیکنان نسبت به فصل قبل و تقبل مالیات تکلیفی بازیکنان خارجی توسط باشگاه.
در سوی دیگر، انتقال محمدجواد حسیننژاد به دینامو ماخاچقلعه روسیه بیش از ۱۰۱ میلیارد تومان درآمد برای سپاهان ایجاد کرده و بزرگترین درآمد باشگاه از محل فروش بازیکنان بوده است. با این حال، حتی چنین درآمد قابل توجهی نیز نتوانسته مانع ثبت زیان ۳۰۵ میلیارد تومانی شود؛ مسألهای که نشان میدهد مشکل فقط کمبود درآمد نیست بلکه ساختار هزینهای باشگاه نیز نیازمند بازنگری جدی است.
ادامه چنین روندی تبعاتی فراتر از یک عدد در صورتهای مالی دارد: افزایش زیان انباشته، کاهش توان سرمایهگذاری در آکادمی و زیرساخت، تشدید فشار نقدینگی، افزایش ریسک پروندههای حقوقی و مالی و دشوارتر شدن حفظ یک تیم مدعی در سالهای آینده.
سپاهان برای موفقیت پایدار، فقط به ستارههای گرانقیمت نیاز ندارد؛ به مدیریتی نیاز دارد که میان جاهطلبی ورزشی و واقعیت اقتصادی توازن ایجاد کند. صورتهای مالی ۱۴۰۴ یک هشدار روشن است: اگر هزینه قهرمانی از توان واقعی باشگاه عبور کند، جامهای امروز ممکن است صورتحساب سنگین فردای سپاهان را بسازند.
انتهای پیام/
در فوتبال حرفهای، موفقیت ورزشی بدون انضباط اقتصادی نمیتواند پایدار باشد. قراردادهای سنگین بازیکنان و مربیان، هزینههای نقلوانتقال، پاداشها، تعهدات مالیاتی، پروندههای حقوقی و پرداختهای ارزی، زمانی خطرناک میشوند که با درآمدهای پایدار باشگاه تناسب نداشته باشند. در بسیاری از باشگاههای ایران، درآمدهای تجاری، بلیتفروشی، حق پخش و پرورش و فروش بازیکن هنوز آنقدر نیست که بتواند هزینههای فزاینده فوتبال را پوشش دهد. نتیجه این معادله، انتقال هزینههای امروز به ترازنامه فرداست.
صورتهای مالی باشگاه سپاهان برای سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۴، نمونه قابل تأملی از همین وضعیت است. طلاییپوشان در این سال بیش از ۳۰۵ میلیارد تومان زیان خالص ثبت کردهاند؛ در حالی که باشگاه در سال مالی منتهی به خرداد ۱۴۰۳ بیش از ۱۴ میلیارد تومان سود داشت. مهمتر از آن، زیان انباشته سپاهان در پایان خرداد ۱۴۰۴ به بیش از ۲۳۶ میلیارد تومان رسیده؛ در حالی که این باشگاه یک سال قبل ۷۱ میلیارد تومان سود انباشته داشت. یعنی باشگاه در فاصله یک سال، از موقعیتی سودده به مجموعهای با زیان انباشته سنگین رسیده است.
این ارقام زمانی نگرانکنندهتر میشوند که جزئیات گزارش حسابرس نیز بررسی شود. در یکی از موارد، سپاهان بار دیگر ۷۵ هزار یورو، معادل حدود ۷ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان، بابت رضایتنامه یک بازیکن خارجی پرداخت کرده است؛ مبلغی که بنا بر گزارش، هنگام خرید بازیکن تسویه شده بود اما پس از شکایت باشگاه چاوز پرتغال و ادعای دریافت نکردن وجه، دوباره پرداخت شد. نکته مهم اینجاست که مستندات و مدارک کافی درباره این پرداخت در اختیار حسابرس قرار نگرفته است.
در فوتبال حرفهای، چنین اتفاقاتی فقط یک اشتباه اداری نیست. ضعف در کنترل قراردادها و مستندسازی میتواند مستقیماً منابع باشگاه را هدر دهد و هزینههایی را به مجموعه تحمیل کند که در نهایت هیچ بازده ورزشی یا اقتصادی برای آن ندارد. تکرار این موارد همچنین میتواند اعتبار مدیریتی باشگاه را تحت تأثیر قرار دهد.
سپاهان از سوی دیگر تا پایان خرداد ۱۴۰۴ حدود ۲۵.۲ میلیارد تومان از AFC و FIFA بابت جوایز و پاداشهای سالهای گذشته طلبکار بوده، اما مبالغ ارزی مربوط به این مطالبات هنوز به حساب باشگاه واریز نشده است. در شرایطی که باشگاه با زیان سنگین روبهرو است، عدم وصول درآمدهای ارزی فشار نقدینگی را افزایش میدهد و وابستگی به منابع جدید را بیشتر میکند.
گزارش حسابرس همچنین از رعایت نشدن برخی مقررات قراردادها و سقف بودجه خبر میدهد؛ از جمله پرداخت حق کارگزاری توسط بازیکنان، پرداخت پاداشها و مبالغ تشویقی خارج از قرارداد، پرداخت نشدن سه درصد حق عضویت به فدراسیون فوتبال، افزایش بیش از ۳۰ درصدی قرارداد برخی بازیکنان نسبت به فصل قبل و تقبل مالیات تکلیفی بازیکنان خارجی توسط باشگاه.
در سوی دیگر، انتقال محمدجواد حسیننژاد به دینامو ماخاچقلعه روسیه بیش از ۱۰۱ میلیارد تومان درآمد برای سپاهان ایجاد کرده و بزرگترین درآمد باشگاه از محل فروش بازیکنان بوده است. با این حال، حتی چنین درآمد قابل توجهی نیز نتوانسته مانع ثبت زیان ۳۰۵ میلیارد تومانی شود؛ مسألهای که نشان میدهد مشکل فقط کمبود درآمد نیست بلکه ساختار هزینهای باشگاه نیز نیازمند بازنگری جدی است.
ادامه چنین روندی تبعاتی فراتر از یک عدد در صورتهای مالی دارد: افزایش زیان انباشته، کاهش توان سرمایهگذاری در آکادمی و زیرساخت، تشدید فشار نقدینگی، افزایش ریسک پروندههای حقوقی و مالی و دشوارتر شدن حفظ یک تیم مدعی در سالهای آینده.
سپاهان برای موفقیت پایدار، فقط به ستارههای گرانقیمت نیاز ندارد؛ به مدیریتی نیاز دارد که میان جاهطلبی ورزشی و واقعیت اقتصادی توازن ایجاد کند. صورتهای مالی ۱۴۰۴ یک هشدار روشن است: اگر هزینه قهرمانی از توان واقعی باشگاه عبور کند، جامهای امروز ممکن است صورتحساب سنگین فردای سپاهان را بسازند.
انتهای پیام/