اخبار
31388
بازیکنی که به درستی ازاستقلال اخراج شد
رضاوند ثابت کرد: مرد بازیهای بزرگ نیستم
در حاشیه دیدار استقلال و سپاهان، بخش قابل توجهی از نگاهها به رویارویی بازیکنان سابق استقلال با تیم پیشین خود معطوف بود. تقابل سیدحسین حسینی و روزبه چشمی و همچنین حضور آرمین سهرابیان در ترکیب سپاهان، سوژه اصلی بسیاری از بحثها بود و بسیاری میخواستند بدانند حسینی در مواجهه با چشمی چه رفتاری خواهد داشت و سهرابیان در خط دفاع سپاهان چه نمایشی ارائه میکند. اما در میان این حواشی یک نکته مهم کاملاً مغفول ماند؛ جایی که آرش رضاوند باز هم در یک بازی بزرگ نتوانست نمایش قابل قبولی ارائه کند و یکی از نقاط ضعف خط میانی سپاهان بود.
رضاوند در شرایطی مقابل استقلال قرار گرفت که پیش از این نیز بارها، زمانی که برای استقلال بازی میکرد در بازیهای بزرگ با انتقاد مواجه شده بود؛ بازیکنی که وقتی فشار مسابقه پایین است و تیم مقابل فضای بیشتری در اختیار او قرار میدهد، میتواند عملکرد قابل قبولی داشته باشد اما زمانی که مسابقه وارد مرحلهای میشود که تصمیمگیری، سرعت انتقال توپ و قدرت حضور در نبردهای میانه میدان اهمیت بیشتری پیدا میکند، سطح عملکرد او به شکل محسوسی افت میکند.
در دیدار سپاهان و استقلال نیز همین مسأله تکرار شد و رضاوند نتوانست آن تأثیری را که از یک بازیکن باتجربه در مرکز زمین انتظار میرود، ایجاد کند. خط میانی سپاهان در بخشهایی از مسابقه تحت تأثیر بازی استقلال قرار گرفت و رضاوند نیز نتوانست با حفظ توپ و ایجاد ارتباط ایدهآل میان خطوط شرایط را به سود تیمش تغییر دهد.
در چنین مسابقاتی بازیکن باید بتواند فشار را مدیریت کند و در لحظات دشوار مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد، اما اتفاقی که در زمین رخ داد با این انتظارات فاصله داشت.
رضاوند در استقلال نیز به همین دلیل مورد انتقاد قرار میگرفت و در نهایت از ترکیب تیم کنار گذاشته شد. آنجا مشکل اصلی این بود که هافبک آبیها در مسابقاتی که فشار و اهمیت بیشتری داشت به شدت دچار افت میشد.
به هرحال حضور در سپاهان میتوانست فرصتی برای تغییر این تصویر باشد، اما نمایش او مقابل استقلال نشان داد که او همچنان یک بازیکن معمولی است؛ بازیکنی که در بازیهای بزرگ به شدت دچار افت کیفیت میشود.
در حقیقت نسخه رضاوند همانی بود که بود؛ بازیکنی ایستا، بیکیفیت با کمترین اثرگذاری که فقط گاهی در بازی با تیمهای متوسط نمایش قابل قبولی از خود ارائه میکند و مهمترین مسأله اینکه سالها بیدلیل پیراهن تیم بزرگ استقلال را بهتن کرد و ناکامی به بار آورد.
انتهای پیام/
رضاوند در شرایطی مقابل استقلال قرار گرفت که پیش از این نیز بارها، زمانی که برای استقلال بازی میکرد در بازیهای بزرگ با انتقاد مواجه شده بود؛ بازیکنی که وقتی فشار مسابقه پایین است و تیم مقابل فضای بیشتری در اختیار او قرار میدهد، میتواند عملکرد قابل قبولی داشته باشد اما زمانی که مسابقه وارد مرحلهای میشود که تصمیمگیری، سرعت انتقال توپ و قدرت حضور در نبردهای میانه میدان اهمیت بیشتری پیدا میکند، سطح عملکرد او به شکل محسوسی افت میکند.
در دیدار سپاهان و استقلال نیز همین مسأله تکرار شد و رضاوند نتوانست آن تأثیری را که از یک بازیکن باتجربه در مرکز زمین انتظار میرود، ایجاد کند. خط میانی سپاهان در بخشهایی از مسابقه تحت تأثیر بازی استقلال قرار گرفت و رضاوند نیز نتوانست با حفظ توپ و ایجاد ارتباط ایدهآل میان خطوط شرایط را به سود تیمش تغییر دهد.
در چنین مسابقاتی بازیکن باید بتواند فشار را مدیریت کند و در لحظات دشوار مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرد، اما اتفاقی که در زمین رخ داد با این انتظارات فاصله داشت.
رضاوند در استقلال نیز به همین دلیل مورد انتقاد قرار میگرفت و در نهایت از ترکیب تیم کنار گذاشته شد. آنجا مشکل اصلی این بود که هافبک آبیها در مسابقاتی که فشار و اهمیت بیشتری داشت به شدت دچار افت میشد.
به هرحال حضور در سپاهان میتوانست فرصتی برای تغییر این تصویر باشد، اما نمایش او مقابل استقلال نشان داد که او همچنان یک بازیکن معمولی است؛ بازیکنی که در بازیهای بزرگ به شدت دچار افت کیفیت میشود.
در حقیقت نسخه رضاوند همانی بود که بود؛ بازیکنی ایستا، بیکیفیت با کمترین اثرگذاری که فقط گاهی در بازی با تیمهای متوسط نمایش قابل قبولی از خود ارائه میکند و مهمترین مسأله اینکه سالها بیدلیل پیراهن تیم بزرگ استقلال را بهتن کرد و ناکامی به بار آورد.
انتهای پیام/