string(63) "{"title":"","caption":"","location":["35.685745","51.4209478"]}"

فوتبال ایران

31538
خداحافظی آقای پرحاشیه

ممبینی رفت؛ چه کسی تاوان سهمیه‌سوزی را می‌دهد؟

خداحافظی آقای پرحاشیه

صبح دوشنبه در رسانه‌های ورزشی ایران خبری منتشر شد با این مضمون که هدایت‌الله ممبینی دیگر دبیرکل فدراسیون فوتبال نیست؛ اتفاقی که پس از ماجرای پرحاشیه معرفی گل‌گهر به‌عنوان نماینده سوم ایران در رقابت‌های آسیایی، چندان دور از انتظار نبود.
ماجرا از جایی آغاز شد که در پی اشتباه مستقیم فدراسیون فوتبال و دبیرکل آن، سهمیه آسیایی چادرملو، با وجود نتایج خوب این تیم در تورنمنت سه‌جانبه، از دست رفت و به جای این تیم، گل‌گهر پیش از برگزاری تورنمنت سه‌جانبه به‌عنوان نماینده ایران در رقابت‌های آسیایی معرفی شد.
ولی نمی‌توان ماجرای سهمیه آسیایی را صرفاً یک اشتباه اداری دانست و با کنار رفتن یک نفر، پرونده آن را بست. تصمیم درباره نمایندگان ایران در مسابقات باشگاهی آسیا، موضوعی نیست که بتوان آن را به یک خطای فردی تقلیل داد. چنین تصمیمی محصول یک فرایند اداری و مدیریتی در فدراسیون است و اگر قرار باشد مسئولیت‌پذیری واقعی اتفاق بیفتد، باید مشخص شود چه کسانی در این فرایند نقش داشته‌اند و هر فرد، متناسب با جایگاه و مسئولیتی که بر عهده داشته، پاسخگوی عملکرد خود باشد.
ممبینی به هر دلیلی که از دبیرکلی فدراسیون فوتبال کنار گذاشته شده باشد، نمی‌توان به سادگی از کنار عملکرد او در این ماجرا عبور کرد. دبیرکل، مسئول امور اجرایی و سازمان اداری فدراسیون است و طبیعی است که در قبال تصمیمی با چنین تبعاتی، انتظار پاسخگویی از عالی‌ترین مقام اجرایی فدراسیون وجود داشته باشد؛ پاسخگویی‌ای که در طول هفته‌های اخیر هیچ‌گاه از سوی او به شکل شفاف و قابل قبول صورت نگرفت و وی معمولاً تمایلی به پاسخ دادن به پرسش‌های خبرنگاران درباره این پرونده نداشت.
اساسنامه فدراسیون فوتبال نیز اجرای تصمیمات مجمع و هیأت‌رئیسه و اداره امور اجرایی فدراسیون را از جمله مسئولیت‌های دبیرکل قرار داده است. بنابراین نمی‌توان نقش دبیرکل را در چنین موضوعی نادیده گرفت و صرفاً با تغییر فرد، تصور کرد که مسئولیت یک تصمیم پرهزینه نیز به پایان رسیده است.
اما در کنار بحث مسئولیت مدیریتی، یک ابهام حقوقی مهم درباره نحوه پایان همکاری ممبینی نیز وجود دارد؛ ابهامی که فدراسیون فوتبال تاکنون درباره آن توضیح روشنی ارائه نکرده است.
فدراسیون فوتبال از انتخاب حامد مؤمنی به‌عنوان سرپرست دبیرکلی خبر داده، اما هنوز مشخص نیست هدایت‌الله ممبینی استعفا داده یا با یک تصمیم مدیریتی از سمت خود کنار گذاشته شده است. این تفاوت از نظر اساسنامه فدراسیون فوتبال کاملاً معنادار است.
براساس ماده ۳۵ اساسنامه فدراسیون فوتبال، رئیس فدراسیون اختیار عزل مستقیم دبیرکل را ندارد و صرفاً می‌تواند پیشنهاد برکناری او را به هیأت‌رئیسه ارائه کند. این پیشنهاد باید به تصویب هیأت‌رئیسه برسد و پس از تأیید آن، امکان انتخاب سرپرست دبیرکلی فراهم می‌شود.
بنابراین، اگر ممبینی برکنار شده است، باید مشخص باشد که پیشنهاد عزل او از سوی رئیس فدراسیون مطرح شده و در جلسه هیأت‌رئیسه به تصویب رسیده است. در چنین شرایطی، شفاف شدن مصوبه و صورتجلسه هیأت‌رئیسه، کمترین انتظاری است که می‌توان از فدراسیون فوتبال داشت. افکار عمومی و جامعه فوتبال حق دارند بدانند این تغییر مدیریتی دقیقاً با چه فرایندی و بر اساس کدام تصمیم رسمی انجام شده است.
در مقابل، اگر ممبینی استعفا داده باشد، شرایط متفاوت خواهد بود. طبق بند ۸ ماده ۶۷ اساسنامه فدراسیون فوتبال، در صورت خالی شدن پست دبیرکلی، رئیس فدراسیون می‌تواند برای این جایگاه سرپرست تعیین کند. با این حال، تعیین دبیرکل جدید نیاز به تأیید هیأت‌رئیسه دارد و با توجه به اینکه هیأت‌رئیسه تمایلی به ادامه همکاری با ممبینی نداشت، به نظر می‌رسد که این برکناری به این شکل صورت پذیرفته است.
با این همه، حتی روشن شدن نحوه پایان همکاری ممبینی نیز نباید به معنای پایان ماجرای سهمیه آسیایی گل‌گهر و چادرملو باشد.
اگر در این پرونده خطای مدیریتی رخ داده، استعفا یا برکناری یک نفر نباید به معنای بسته شدن پرونده مسئولیت‌ها باشد. تصمیمی که ابتدا گل‌گهر را به‌عنوان نماینده ایران معرفی کرد و سپس در پی اعتراض‌ها و پیگیری‌ها تغییر کرد، حاصل یک فرایند در فدراسیون فوتبال بوده است؛ فرایندی که باید ابعاد آن روشن و مشخص شود چه کسانی در اتخاذ این تصمیم نقش داشته‌اند.
حالا که ممبینی از دبیرکلی فدراسیون فوتبال رفته، فدراسیون باید علاوه بر اعلام شفاف وضعیت حقوقی دبیرکل سابق، درباره اصل ماجرا نیز پاسخگو باشد. باید روشن شود تصمیم اولیه چگونه اتخاذ شد، چه کسانی آن را بررسی و تأیید کردند، مسئولیت هر یک از افراد دخیل چه بوده و چرا تصمیمی با چنین تبعاتی برای یکی از نمایندگان فوتبال ایران در رقابت‌های آسیایی اتخاذ شد.
پرونده سهمیه آسیایی را نمی‌توان با تغییر یک مدیر مختومه کرد. اگر قرار باشد هر اشتباه بزرگ مدیریتی در نهایت با کنار رفتن یک نفر پایان پیدا کند، اساساً مسئولیت مدیریتی چه معنایی خواهد داشت؟
رفتن ممبینی، اگرچه می‌تواند یک تصمیم مدیریتی قابل بحث باشد، اما به هیچ عنوان نباید جای پاسخگویی درباره تصمیمی را بگیرد که هفته‌ها فوتبال ایران را درگیر خود کرد و در نهایت نیز با اعتراض و پیگیری، مسیر آن تغییر کرد. اکنون نوبت فدراسیون فوتبال است که نه فقط درباره رفتن ممبینی، بلکه درباره چرایی آن تصمیم پرحاشیه و مسئولیت تمام کسانی که در شکل‌گیری آن نقش داشتند توضیح بدهد.


انتهای پیام/
دیدگاه ها