فوتبال جهان
31599
رکورد نقل و انتقالات انگلیس با پیوستن فرناندز به سیتی شکست
انزو در سیتی؛ ماجرای عجیبترین انتقال تابستانی
به گزارش ایران ورزشی، از اوایل آوریل تا حدود ساعت ۵ عصر روز پایانی نقلوانتقالات، اتفاقات زیادی در فوتبال دنیا رخ داد؛ اسپانیا قهرمان جهان شد، فینال جام جهانی با یک نمایش پرستاره در میانه بازی برگزار شد و جانی اینفانتینو از پادشاه بلامنازع فوتبال به مدیری تبدیل شد که برای جلب حمایت اینطرف و آنطرف دنیا سفر میکرد، کریستال پالاس یک جام اروپایی برد و ۹ تیم فعلی لیگ برتر سرمربی خود را تغییر دادند. تاتنهام هم ۳۵۰ میلیون پوند هزینه کرد، اما همچنان دروازهبان و مهاجم نوک قابل اتکایی ندارد. با این حال، اتفاقی که شاید از همه اینها قابل پیشبینیتر بود، تا آخرین ساعات نقلوانتقالات رخ نداد: انتقال انزو فرناندز از چلسی به منچسترسیتی.
ماجرا از سوم آوریل شروع شد؛ زمانی که فرناندز به دلیل اظهاراتی درباره آیندهاش از سوی لیام روزنیور، سرمربی وقت چلسی، از دو بازی کنار گذاشته شد. هافبک آرژانتینی به گفته سرمربی «از خط قرمز عبور کرده بود» و از همان زمان مشخص شد رابطه او با باشگاه چندان محکم نیست. آن مقطع، رئال مادرید محتملترین مقصد فرناندز به نظر میرسید، اما سیتی نیز خیلی زود وارد ماجرا شد؛ مخصوصاً با توجه به اینکه انزو مارسکا، یکی از طرفداران جدی فرناندز، از قبل بهعنوان جانشین پپ گواردیولا مدنظر این باشگاه قرار گرفته بود. اتفاق آوریل شاید آغاز پایان بود؛ یا دستکم اولین نشانه علنی آن. چلسی میتوانست همان زمان تصمیم بگیرد که فرناندز دیگر ارزش دردسرهایش را ندارد و باید بازیکنی را بفروشد که مهرهای مهم است، اما غیرقابلجایگزین نیست. آنها حتی زمان کافی داشتند تا جانشین مناسبی پیدا کنند و از فروش او سود قابل توجهی هم به دست بیاورند اما این کار را نکردند.
فرناندز در ادامه با آیندهای نامشخص راهی جام جهانی شد. آرژانتین تا مراحل پایانی پیش رفت و فرناندز هم در نیمهنهایی مقابل انگلیس گل تساوی را زد، اما در فینال با دریافت کارت قرمز عجیب و قابل بحث، اتفاقی رقم زد که شاید باید برای چلسی یک هشدار جدی بود. در میانه مسابقات هم رئال مادرید مجبور شد با انتشار بیانیه رسمی اعلام کند که قصد جذب فرناندز را ندارد؛ وقتی رئال مادرید در یک پرونده نقلوانتقالاتی منطقیترین و محترمترین طرف ماجرا به نظر میرسد، سایرین احتمالاً باید کمی مکث کنند!
سپس رودری راهی بارسلونا شد و نیاز سیتی به یک هافبک باتجربه بیشتر شد. فرناندز دقیقاً جانشین رودری نیست، اما مارسکا او را میخواست و سیتی نیز به بازیکنی با شخصیت و تجربه بیشتر در کنار خریدهایی مانند الیوت اندرسون و ایوب بوعادی نیاز داشت. چلسی اما به جای حلوفصل ماجرا، وارد بازیهای عجیب شد و برای فروش فرناندز ضربالاجلی تعیین کرد: ۱۲۰ میلیون پوند، فقط تا ۱۴ آگوست! ظاهراً هدف این بود که سیتی را تحت فشار قرار دهند، اما چنین حربهای در دنیای فوتبال مدرن چندان جواب نمیدهد؛ بهخصوص وقتی طرف مقابل باشگاهی مثل منچسترسیتی باشد که حاضر نیست اجازه دهد رقیب برایش تعیین تکلیف کند.
ضربالاجل تمام شد و فرناندز در چلسی ماند؛ ۱۸ روز دیگر مذاکره و چانهزنی ادامه پیدا کرد و در نهایت، درست چند ساعت مانده به بسته شدن پنجره، دو باشگاه بر سر انتقال به توافق رسیدند. رقم نهایی ۱۲۵ میلیون پوند بود؛ یعنی چلسی فقط ۵ میلیون پوند بیشتر گرفت. اما آیا واقعاً این ۵ میلیون پوند ارزش چنین ریسکی را داشت؟ چلسی برای جانشینی فرناندز سراغ مانو کونه از رم و لامین کامارا از موناکو رفت. رم حاضر نشد در آخرین لحظات کونه را بفروشد، اما چلسی چند ساعت پیش از پایان پنجره برای کامارا به توافق رسید. با این حال، زمانی که ساعت از ۱۱ شب گذشت، این انتقال نیز منتفی شد. موناکو میتواند به دلیل برهم زدن توافق مورد انتقاد قرار بگیرد، اما همدردی با چلسی سخت است؛ وقتی همه چیز را تا آخرین لحظه عقب میاندازید، دیگر فرصتی برای واکنش به اتفاقات غیرمنتظره ندارید.
حالا چلسی عملاً فقط یک هافبک مرکزی درجهیک و قابل اتکا دارد: مویسس کایسدو. رومئو لاویا بااستعداد است، اما مدام با مصدومیت دستوپنجه نرم میکند؛ والنتین بارکو تجربه چندانی ندارد؛ جردن هندرسون ۳۶ ساله است و بیشتر به خاطر شخصیتش جذب شده و حتی ریس جیمز هم با مشکلات آمادگی جسمانی مواجه است.
سیتی در نهایت بازیکنی را که میخواست به دست آورد و چلسی هم بابت بازیکنی که سه سال قبل مبلغی بسیار سنگین برایش پرداخت کرده بود، ۲۰ میلیون پوند سود کرد. اما نکته عجیب اینجاست که فقط یک مشتری برای فرناندز وجود داشت و چلسی با وجود داشتن ماهها زمان، انتقال را تا آخرین ساعات عقب انداخت. در نهایت، سیتی به هدفش رسید و چلسی هم ۱۲۵ میلیون پوند دریافت کرد؛ اما این انتقال بیش از آنکه یک موفقیت مدیریتی باشد، نمونهای روشن از اتلاف وقت و تصمیمگیری اشتباه بود. اگر همهچیز میتوانست ماهها قبل تمام شود، چرا باید اجازه داد یک انتقال ساده، به چنین نمایش فرسایشی و پرهزینهای تبدیل شود؟
انتهای پیام/
ماجرا از سوم آوریل شروع شد؛ زمانی که فرناندز به دلیل اظهاراتی درباره آیندهاش از سوی لیام روزنیور، سرمربی وقت چلسی، از دو بازی کنار گذاشته شد. هافبک آرژانتینی به گفته سرمربی «از خط قرمز عبور کرده بود» و از همان زمان مشخص شد رابطه او با باشگاه چندان محکم نیست. آن مقطع، رئال مادرید محتملترین مقصد فرناندز به نظر میرسید، اما سیتی نیز خیلی زود وارد ماجرا شد؛ مخصوصاً با توجه به اینکه انزو مارسکا، یکی از طرفداران جدی فرناندز، از قبل بهعنوان جانشین پپ گواردیولا مدنظر این باشگاه قرار گرفته بود. اتفاق آوریل شاید آغاز پایان بود؛ یا دستکم اولین نشانه علنی آن. چلسی میتوانست همان زمان تصمیم بگیرد که فرناندز دیگر ارزش دردسرهایش را ندارد و باید بازیکنی را بفروشد که مهرهای مهم است، اما غیرقابلجایگزین نیست. آنها حتی زمان کافی داشتند تا جانشین مناسبی پیدا کنند و از فروش او سود قابل توجهی هم به دست بیاورند اما این کار را نکردند.
فرناندز در ادامه با آیندهای نامشخص راهی جام جهانی شد. آرژانتین تا مراحل پایانی پیش رفت و فرناندز هم در نیمهنهایی مقابل انگلیس گل تساوی را زد، اما در فینال با دریافت کارت قرمز عجیب و قابل بحث، اتفاقی رقم زد که شاید باید برای چلسی یک هشدار جدی بود. در میانه مسابقات هم رئال مادرید مجبور شد با انتشار بیانیه رسمی اعلام کند که قصد جذب فرناندز را ندارد؛ وقتی رئال مادرید در یک پرونده نقلوانتقالاتی منطقیترین و محترمترین طرف ماجرا به نظر میرسد، سایرین احتمالاً باید کمی مکث کنند!
سپس رودری راهی بارسلونا شد و نیاز سیتی به یک هافبک باتجربه بیشتر شد. فرناندز دقیقاً جانشین رودری نیست، اما مارسکا او را میخواست و سیتی نیز به بازیکنی با شخصیت و تجربه بیشتر در کنار خریدهایی مانند الیوت اندرسون و ایوب بوعادی نیاز داشت. چلسی اما به جای حلوفصل ماجرا، وارد بازیهای عجیب شد و برای فروش فرناندز ضربالاجلی تعیین کرد: ۱۲۰ میلیون پوند، فقط تا ۱۴ آگوست! ظاهراً هدف این بود که سیتی را تحت فشار قرار دهند، اما چنین حربهای در دنیای فوتبال مدرن چندان جواب نمیدهد؛ بهخصوص وقتی طرف مقابل باشگاهی مثل منچسترسیتی باشد که حاضر نیست اجازه دهد رقیب برایش تعیین تکلیف کند.
ضربالاجل تمام شد و فرناندز در چلسی ماند؛ ۱۸ روز دیگر مذاکره و چانهزنی ادامه پیدا کرد و در نهایت، درست چند ساعت مانده به بسته شدن پنجره، دو باشگاه بر سر انتقال به توافق رسیدند. رقم نهایی ۱۲۵ میلیون پوند بود؛ یعنی چلسی فقط ۵ میلیون پوند بیشتر گرفت. اما آیا واقعاً این ۵ میلیون پوند ارزش چنین ریسکی را داشت؟ چلسی برای جانشینی فرناندز سراغ مانو کونه از رم و لامین کامارا از موناکو رفت. رم حاضر نشد در آخرین لحظات کونه را بفروشد، اما چلسی چند ساعت پیش از پایان پنجره برای کامارا به توافق رسید. با این حال، زمانی که ساعت از ۱۱ شب گذشت، این انتقال نیز منتفی شد. موناکو میتواند به دلیل برهم زدن توافق مورد انتقاد قرار بگیرد، اما همدردی با چلسی سخت است؛ وقتی همه چیز را تا آخرین لحظه عقب میاندازید، دیگر فرصتی برای واکنش به اتفاقات غیرمنتظره ندارید.
حالا چلسی عملاً فقط یک هافبک مرکزی درجهیک و قابل اتکا دارد: مویسس کایسدو. رومئو لاویا بااستعداد است، اما مدام با مصدومیت دستوپنجه نرم میکند؛ والنتین بارکو تجربه چندانی ندارد؛ جردن هندرسون ۳۶ ساله است و بیشتر به خاطر شخصیتش جذب شده و حتی ریس جیمز هم با مشکلات آمادگی جسمانی مواجه است.
سیتی در نهایت بازیکنی را که میخواست به دست آورد و چلسی هم بابت بازیکنی که سه سال قبل مبلغی بسیار سنگین برایش پرداخت کرده بود، ۲۰ میلیون پوند سود کرد. اما نکته عجیب اینجاست که فقط یک مشتری برای فرناندز وجود داشت و چلسی با وجود داشتن ماهها زمان، انتقال را تا آخرین ساعات عقب انداخت. در نهایت، سیتی به هدفش رسید و چلسی هم ۱۲۵ میلیون پوند دریافت کرد؛ اما این انتقال بیش از آنکه یک موفقیت مدیریتی باشد، نمونهای روشن از اتلاف وقت و تصمیمگیری اشتباه بود. اگر همهچیز میتوانست ماهها قبل تمام شود، چرا باید اجازه داد یک انتقال ساده، به چنین نمایش فرسایشی و پرهزینهای تبدیل شود؟
انتهای پیام/